خداوند در آیه 49 سوره شوری می‌فرماید " تعداد و جنسیت فرزندان، تنها به موهبت الهی است و ..."؛ ولی امروزه با دستیابی به علوم و تکنولوژی‌، هر فرد ناباروری را بارور می‌کنند و ...؛ آیا این منافات با آیه ندارد و دست بردن در کار خدا حساب نمی‌شود؟

http://www.x-shobhe.com/:

متن و ترجمه‌ی آیه‌ی مورد بحث به شرح ذیل می‌باشد:

« لِلَّهِ مُلْکُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ یَخْلُقُ مَا یَشَاءُ یَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ إِنَاثًا وَیَهَبُ لِمَنْ یَشَاءُ الذُّکُورَ * أَوْ یُزَوِّجُهُمْ ذُکْرَانًا وَإِنَاثًا وَیَجْعَلُ مَنْ یَشَاءُ عَقِیمًا إِنَّهُ عَلِیمٌ قَدِیرٌ » (الشّوری، 49 و 50)

ترجمه: [مالکیت و] فرمانروایى [مطلق‌] آسمان‌ها و زمین از آنِ خداست؛ هر چه بخواهد مى‌آفریند؛ به هر کس بخواهد فرزند دختر و به هرکس بخواهد فرزند پسر مى‌دهد * یا (اگر بخواهد) پسر و دختر -هر دو- را برای آنان جمع می‌کند و هر کس را بخواهد عقیم می‌گذارد؛ زیرا که او دانا و قادر است.

*- چه در مورد تولید مِثل و چه هر تولید دیگری در عرصه‌ی صنعت، کشاورزی ... و به طور کلی "تولید علم"، به چند نکته‌ی مهم باید توجه نمود:

یک – بشر علیم و قادر نیست، وقتی به دنیا می‌آید، هیچ نمی‌داند و سپس اندکی از علوم را کسب می‌نماید؛ پس هیچ چیزی و به بالتبع هیچ علمی را "خلق" نمی‌کند، بلکه فقط "کشف" می‌نماید. یعنی با تلاش علمی، سعی می‌کند آن چه هست، اما برای او "مجهول" می‌باشد را برای خود "معلوم" نماید و سپس از این "علوم" فایده ببرد.

ب – بنابر این چگونگی استفاده نیز خارج از چارچوب علمی که از ناحیه خالق علیم و حکیم وضع و حاکم شده است، نیست و نمی‌تواند باشد. به عنوان مثال: بشر (در گذشته کمتر و امروزه بشتر) می‌تواند غواصی کرده و یا حتی ماه‌ها زیر آب‌های اقیانوس زندگی کند و یا حتی به سیارات دیگر برود. اما نمی‌تواند بدون تنفس زندگی کند. پس متناسب با علوم کشف شده در ساختار بدن و تنفس (ریه) از یک سو، فشار و سایر شرایط زیر آب یا خارج از جوّ از سوی دیگر، برای خود دستگاهی می‌سازد که بتواند به او هوای تنفسی برساند. لذا این کشفیات نه تنها منافات با علم خدا یا دخالت در کار خدا نیست، بلکه شناخت علم الهی (در تجلیات و معلوم شده‌ها) می‌باشد.

ج – عالم هستی و تمامی علوم حاکم بر آن و از جمله انسان و تمامی ویژگی‌ها و استعدادهای بالقوه و بالفعلش نیز تجلی علم خداوند متعال می‌باشد و بشر با رشد عملی، آن چه هست را می‌شناسد و بهره می‌برد، نه این که می‌تواند آن چه نیست را خلق کند – دقت شود که "صنعت"، با "خلقت" متفاوت است و خداوند متعال هم "خالق" است و هم "صانع".

« یَا أَیُّهَا النَّاسُ ضُرِبَ مَثَلٌ فَاسْتَمِعُوا لَهُ إِنَّ الَّذِینَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَنْ یَخْلُقُوا ذُبَابًا وَلَوِ اجْتَمَعُوا لَهُ وَإِنْ یَسْلُبْهُمُ الذُّبَابُ شَیْئًا لَا یَسْتَنْقِذُوهُ مِنْهُ ضَعُفَ الطَّالِبُ وَالْمَطْلُوبُ » (الحجّ، 73)

ترجمه: ای مردم! مثلی زده شده است، به آن گوش فرا دهید: کسانی را که غیر از خدا می‌خوانید، هرگز نمی‌توانند مگسی بیافرینند، هر چند برای این کار دست به دست هم دهند! و هرگاه مگس چیزی از آنها برباید، نمی‌توانند آن را باز پس گیرند! هم این طلب‌کنندگان ناتوانند، و هم آن مطلوبان.

د – خداوند متعال نه تنها نفرمود که شما به هیچ علمی نمی‌توانید دست‌یابید، بلکه فرمود زمین و آسمان و هر چه در آنهاست را رام "مسخر" شما نمودم تا بتوانید از آن بهره‌‌های (علمی، کاری و ...) ببرید و حتی متذکر می‌شوید که "مگر امکان این دستیابی به علوم را نمی‌بینید"؛ مضافاً بر این که توصیه‌ی مؤکد نمود: حتماً در نظام آفرینش مطالعه و کسب علم نمایید.

« أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُمْ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَأَسْبَغَ عَلَیْکُمْ نِعَمَهُ ظَاهِرَةً وَبَاطِنَةً وَمِنَ النَّاسِ مَنْ یُجَادِلُ فِی اللَّهِ بِغَیْرِ عِلْمٍ وَلَا هُدًى وَلَا کِتَابٍ مُنِیرٍ » (لقمان، 20)

ترجمه: آیا ندیدید (ندانسته‌اید) که خدا آنچه را که در آسمان‌ها و آنچه را که در زمین است، مسخّر شما ساخته و نعمت‌هاى ظاهر و باطن خود را بر شما تمام کرده است؟ و برخى از مردم در باره خدا بى‌[آنکه‌] دانش و رهنمود و کتابى روشن [داشته باشند] به مجادله برمى‌خیزند.

ﮪ – علت اصلی ارسال انبیا و رسولان الهی، این است که به انسان "علم و حکمت" بیاموزند و چارچوب‌های ضروری برای بهره‌برداری بهینه از علوم مکشوفه را به آنان یاد دهند:

« کَمَا أَرْسَلْنَا فِیکُمْ رَسُولًا مِنْکُمْ یَتْلُو عَلَیْکُمْ آیَاتِنَا وَیُزَکِّیکُمْ وَیُعَلِّمُکُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَیُعَلِّمُکُمْ مَا لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ » (البقره، 151)

ترجمه: همان طور که در میان شما، فرستاده‌اى از خودتان روانه کردیم، [که‌] آیات (نشانه‌های) ما را بر شما مى‌خواند، و شما را پاک مى‌گرداند، و به شما کتاب و حکمت مى‌آموزد، و آنچه را نمى‌دانستید به شما یاد مى‌دهد.

نتیجه:

پس اولاً انسان علم را "خلق" نمی‌کند، بلکه کشف می‌نماید – ثانیاً هم عالَم را خدا خلق کرده و هر چه هست، تجلی علم اوست و هم توان کشف علمی را خدا به انسان داده است – ثالثاً توصیه و تأکید نموده که از این توان بهره ببرید.

اشکال کار در کجاست؟

اما، در عین حال شاهدیم که نوع بشر، با اندک پیشرفت علمی، به جای آن که خداشناس‌تر شود، خدانشناس‌تر می‌شود! پس باید دقت نمود که اشکال کار کجاست؟ و البته همین اشکالات است که سبب می‌گردد، گاه علوم اکتشافی بشر (چه در کشاورز یا صنعت، چه در ادبیات و اقتصاد و یا ...)، به جای آن که مفید واقع شود، ضرر و خسران نیز به بار می‌آورد!

یک – اشکال اول آن که "عالَم"، یعنی "علامت‌ها" و علامت حتماً هدفی را نشان می‌دهند و به سوی آن راهنمایی و هدایت می‌کنند. امروزه حتی دانشمندان و نظریه‌پردازان ماتریالیسم (ملحد) نیز به این حقیقت پی‌برده‌اند، چنان که "بودریار – پست مدرن" می‌گوید: «هیچ چیزی، خودش نیست و دیگری را نشان می‌دهد»؛ یا آن که پی برده‌اند که «اساساً علم یعنی نشانه شناسی».

منتهی ضعف بشر در این است که فقط سعی در شناختن "نشانه" می‌کند و به جهت، هدف و صاحب نشانه، بی‌توجه می‌ماند. مثل کسی که در جاده است و تابلوی پیچ، خطر، یا گردنه و ... را می‌بیند، یا در خیابان چراغ راهنمایی را می‌بیند، اما تمام توجه خود را به شناختن چراغ یا تابلو معطوف می‌دارد و با موضوعیت و پیام آن کاری ندارد. خب حتماً هلاک می‌شود.

دو – بشر بسیار کم ظرفیت و بی‌جنبه است « إِنَّ الْإِنْسَانَ خُلِقَ هَلُوعًا / المعارج 19»، مگر آن که چون قطره، به اقیانوس وصل شده باشد « إِلَّا الْمُصَلِّینَ / همان 22»؛ از این رو، تا به اندک علمی دست می‌یابد، به جای آن که "علیم" را بشناسد و عالمانه به سوی مقصد روانه گردد، به علم اندک خود خوشحال و فرحناک شده و به انکار و جنگ با خالقِ علیم و حکیم بر می‌خیزد و خدا، پیامبر و دین را مسخره نیز می‌کند(؟!)

« فَلَمَّا جَاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَرِحُوا بِمَا عِنْدَهُمْ مِنَ الْعِلْمِ وَحَاقَ بِهِمْ مَا کَانُوا بِهِ یَسْتَهْزِئُونَ » (غافر، 83)

ترجمه: پس هنگامی که رسولان‌شان دلایل روشنی برای آنان آوردند، به (مختصر) دانشی که نزد خود داشتند خوشحال بودند (و غیر آن را هیچ می‌شمردند)؛ ولی آنچه را (از عذاب) به تمسخر می‌گرفتند آنان را فراگرفت!

سه – سبب اصلی این غرور (فریب)، این است که انکار توحید، معاد و انبیای الهی، مانع از "تزکیه"ی آنان می‌شود. بدیهی است که مسلح شدن انسانِ تزکیه نشده (آدم نشده) به هر علمی و به هر مقداری، جز به زیان خودش و جامعه‌ی انسانی نخواهد بود. اگر به علومی از ادبیات، اقتصاد، کشاورزی، صنعت، پزشکی، روان‌شناسی، ارتباطات و ... دست‌ یابد، آن را برای فریب و سلطه بر مردمان به کار می‌گیرد و بالتبع هر چه علمش بیشتر شود، از مقصد و مقصود دورتر می‌گردد.

نکته – در قرآن کریم، هر گاه که از خلقت زمین و آسمان‌ها (آیات – علامت‌ها – نشانه‌ها) بحثی شده، حتماً جهت‌دار می‌باشد، یعنی به خالقیت، مالکیت، ربوبیت و رزاقیت خداوند علیم و سبحان تأکید شده است، اما کفار در مطالعات و کشف علوم، سعی دارند فقط خود علامت را بشناسند و بشناسانند و مصر هستند که حتماً جهت و صاحب علامت را بپوشانند (کفر بورزند)!

« إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لَآیَاتٍ لِأُولِی الْأَلْبَابِ » (آل‌عمران، 190)

ترجمه: مسلماً در آفرینش آسمانها و زمین، و آمد و رفت شب و روز، نشانه‌های (روشنی) برای خردمندان است.

« أَوَلَیْسَ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ بِقَادِرٍ عَلَى أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ بَلَى وَهُوَ الْخَلَّاقُ الْعَلِیمُ » (یس، 81)

ترجمه: آیا کسى که آسمانها و زمین را آفریده توانا نیست که [باز] مانند آنها را بیافریند؟ آرى، اوست آفریننده دانا.

« إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذِی خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِی سِتَّةِ أَیَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ یُغْشِی اللَّیْلَ النَّهَارَ یَطْلُبُهُ حَثِیثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَکَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ » (الأعراف، 54)

ترجمه: پروردگار شما، خداوندی است که آسمان‌ها و زمین را در شش روز [= شش دوران‌] آفرید؛ سپس به تدبیر جهان هستی پرداخت؛ با (پرده تاریک) شب، روز را می‌پوشاند؛ و شب به دنبال روز، به سرعت در حرکت است؛ و خورشید و ماه و ستارگان را آفرید، که مسخّر فرمان او هستند. آگاه باشید که آفرینش و تدبیر (جهان)، از آن او (و به فرمان او) ست! پر برکت (و زوال‌ناپذیر) است خداوندی که پروردگار جهانیان است!