گروه تکفیری داعش، برای توجیه جنایات خود، به آیاتی از قرآن کریم استناد می‌کنند (مثل توبه 123) یا ...، لطفاً توضیحاتی درباره‌ی این آیات بفرمایید که بتوانیم پاسخگو باشیم

http://www.x-shobhe.com:

داعشی‌ها و تکفیری‌ها خودشان آن قدر به این آیات استناد نمی‌کنند که دشمنان داخلی و خارجی، جنایات آنان را به این آیات مستدل و مستند جلوه می‌دهد!

ابتدا و برای همیشه دقت کنیم و در نظر داشته باشیم که "پاسخگویی به دیگران"، هدف کامل و جامعی برای دانستن نمی‌باشد. چه بسیارند افرادی که پاسخگوی دیگران هستند، اما خودشان نه این که علم و ایمان‌شان ضعیف است، بلکه اساساً فاقد ایمان هستند و حتی ظالم و امام کُش نیز می‌شوند. تجربه تاریخی، مصادیق بسیاری از این واقعیت را نشان داده است؛ به عنوان مثال: مأمون یکی از افراد بحّاث، به ویژه در مقوله‌ی دفاع از ولایت و امامت بود، اما خودش امام رضا علیه السلام را به شهادت رساند؛ و در مقابل چه بسیارند افراد مؤمن، مطلع و آگاهی که استعداد بحث کردن و پاسخگویی را ندارند.

پس هدف اصلی، باید دانستن، فهمیدن، باور داشتن و برخورداری از بصیرت [عمق بینی] باشد، تا انسان را به کمال برساند.

● – هر کس "داعش" را مسلمان و پیرو قرآن و یا عامل به اوامر و نواهی خدا در قرآن مجید بداند، نه اسلام را شناخته و نه داعش را؛ و گرنه به راحتی و بدون بحث و استدلال زیاد نیز خودش می‌فهمد که این دو نه تنها ربطی با هم ندارند، بلکه مغایر و متضاد یک دیگرند. برای همین است که امثال داعش نیز فقط مسلمانان را می‌کشند، کودکان‌شان را سر می‌برند، بزرگسالان‌شان را مُثله می‌کنند، زنان‌شان را به اسارت می‌برند ...؛ و اصلاً با کفار، ظالمین و مستکبرین، از جمله صهیونیسم و اسرائیل، کاری ندارند.

● – اغلب کسانی که داعش را مسلمان و عامل به قرآن می‌خوانند، خودشان (مثل امریکا) بغض شدیدی نسبت به اسلام دارند و از این حربه برای ضد تبلیغ استفاده می‌کنند، لذا نه اخلاق‌شان و نه رفتارشان در ترور شخصیت اسلام  و مسلمین، هیچ تفاوتی با گروه تروریسم داعشی ندارد، و البته اتهام، افترا و ترور شخصیت، به مراتب بدتر از عملیات فیزیکی در قتل عام می‌باشد.

● – داعش یا بوکوحرام و ...، پدیده‌ی جدیدی نیستند؛ تاریخ اسلام از ابتدا تا کنون، شاهد گروه‌های افراطی یا تفریطی بوده است؛ مثل خوارج در صدر اسلام، یا امثال "سازمان مجاهدین خلق = منافقین" در عصر خودمان که انحراف‌شان را به نام قرآن و نهج البلاغه آغاز کردند و حتی آیه‌ی قرآن را لوگوی پرچم خویش قرار دادند.

● – هر کسی که داعش یا امثال آن را مسلمان و مطیع قرآن بداند، باید اذعان نماید که امریکا و انگلیس مسلمان شده‌اند؛ چرا که هم سران‌شان بارها به صراحت اذعان کردند که داعش را ما ساختیم، و هم همگان می‌دانند که گروهک‌های تروریستی چون: القاعده، طالبان، داعش، بوکو حرام، النصرة ... و آن چه در همین ردیف در آینده به وجود می‌آید، همه ساخته و پرداخته‌ی امریکا و انگلیس و آموزش دیده‌ی اسرائیل و سازمان منافقین هستند. حامی اصلی اعتقادی و عملی داعش، وهابیت است که خودش یک گروه جاسوسی، ضد اسلام و دست‌ساز فراماسونِ انگلیس می‌باشد. برای همین است که امثال داعش نیز فقط مسلمانان را می‌کشند، کودکان‌شان را سر می‌برند، بزرگسالان‌شان را مُثله می‌کنند، زنان‌شان را به اسارت می‌برند ...؛ و اصلاً با کفار، ظالمین و مستکبرین، از جمله صهیونیسم و اسرائیل، کاری ندارند.

**- کلینتون در سخنرانی کنگره: « ما القاعده را به وجود آوردیم زیرا نمی‌خواستیم شوروی سابق بر آسیای مرکزی چیره شود و ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا با مشارکت کنگره به زعامت دموکرات ها از طرح ایجاد القاعده جهت مقابله با اتحاد جماهیر شوروی استقبال کرد. »

**- وی افزود: «دموکرات‌ها از این ایده حمایت و تاکید کردند ما با دستگاه اطلاعاتی پاکستان و عوامل پاکستانی وارد عمل می شویم تا مجاهدانی را از عربستان و سایر کشورها استخدام کنند.در همین موقع بود که وهابیت وارد اسلام شد، ما توانستیم بر شوروی سابق در سایه عملیات این افراد پیروز شویم. » (فیلم این سخنرانی در صفحات اینترنتی درج شده است).

 **-  محصول اسلام امریکایی و انگلیسی، جز القاعده، داعش، منافقین و ... نخواهد بود.

● – امروزه کیست که با پدیده‌ی "اسلام‌هراسی" توسط امریکا، انگلیس و به طور کلّ "صهیونیسم بین‌الملل"، آشنایی نداشته باشد؟! به فرض که اسلام و قرآن را نشناسند، آیا از اخبار جهانی نیز بی‌اطلاع هستند؟!  

● – همه می‌دانند که امریکا این گروه‌ها را با اهداف چند منظوره تشکیل داد که دو هدف اصلی آن عبارتند از: جنگ افروزی در داخل کشورهای مسلمانان برای تجزیه کشورهای منطقه و تأسیس خاورمیانه جدید – و نیز - اسلام‌هراسی در خارج از این کشورها، به ویژه در اروپا و امریکا.

● – همه می‌دانند و مطالعات آماری و ارقامی نیز دلالت دارد که مردمان جهان، از یک سو نسبت به کارآمدی "ایسم"ها و دولت‌ها و ...؛ در دوری از ظلم و فساد، تحقق قسط در جامعه، برقراری امنیت جانی، روانی، مالی و ...، نا امید شده‌اند و از سوی دیگر [پس از انقلاب اسلامی و استقرار جمهوری اسلامی ایران، مبتنی بر اصل "ولایت"]، به شدت متوجه "اسلام عزیز و قرآن کریم" شده‌اند و حتی سالانه ده‌ها هزار نفر به اسلام می‌گروند. از این رو، حتی جنایاتِ خودفرمای این گروه‌ها را به داخل اروپا و امریکا کشیدند، و حتی نام داعش را «دولت اسلامی – ISIS» گذاشتند تا به مردم‌شان خود بگویند: «آن اسلامی که اینقدر مشتاق شناخت یا حتی گرایش به آن هستید، چنین است»!

قرآن کریم:

هیچ یک از ادیان الهی، فرمان و آموزشی مبتنی بر تسلیم مقابل طاغوت و پذیرش ذلت و سکوت نیاورده‌اند؛ چرا که خداوند متعال هیچ گاه به بندگانش امر نمی‌کند که بنده‌ی دیگران و از جمله مستکبران و ظالمان شوند.

کار حضرت ابراهیم علیه السلام با بت شکنی شروع شد – کار حضرت موسی علیه السلام، با قیام علیه فرعون شروع شد – و کار حضرت مسیح علیه السلام، با قیام علیه فرهنگ‌های شیطانی که زیرساخت سلطه‌ی آنان می‌باشد [مثل مبارزه با شرک، جهل، خرافه، مرعوبیت در مقابل سحر و جادو و ...] شروع شد و طواغیت نیز هیچ یک را رها نکردند. ابراهیم علیه السلام را به آتش انداختند؛ پس از کشتارها و شکنجه‌های بسیار، موسی علیه السلام را در حالی که اقدام به جنگ نکرد (چون نمی‌توانست)، بلکه با پیروان خود عازم خروج از دیار حکومت فرعون بود، تعقیب کردند تا همه را در دریا غرق کنند؛ و عیسی علیه السلام و پیروانش را تحت شدیدترین بایکوت‌ها، شکنجه‌ها و آزارها قرار دادند تا آنجا که اقدام برای به صلیب کشیدن و قتل او کردند. [و البته اینها با معجزه نجات یافتند و انبیای دیگری چون حضرت یحیی علیه السلام، به شهادت رسیدند].

***- پس اصولی چون: امر به توحید و اختصاص بندگی به خداوند سبحان – کفر به طاغوت - امر به ریشه‌کنی جهل و ظلم – امر به بت‌شکنی [چه مجسمه‌ی گوساله باشد و یا فرعون و فرعونیت در هر عصری – امر به قیام برای برپایی قسط و ...، که یقیناً همه با مخالف سرسختانه‌ی مستکبران و ظالمان مواجه بوده و خواهد بود، هیچ اختصاصی به اسلام ندارد، بلکه دین نزد خدا همیشه "اسلام" بوده است و امر خداوند متعال مبدل نگردیده و نمی‌گردد؛ و البته "حکم عقل نیز بر همین اصول دلالت دارد". پس، هیچ عقل سالمی، ربویت، الوهیت، فرعونیت و سلطه‌ی شیاطین مستکبر و ظالم را نمی‌پذیرد.

الف – آیات و احکام "جهادی" و "جنگی = قتال" در قرآن مجید، چه در جنگ نرم باشد [مثل مقابله با فتنه که فرمود از قتل بزرگتر و شدیدتر است] و چه در جنگ سخت نیز خارج از این قاعده‌ی الهی و عقلی نمی‌باشد.

ب – در تمامی این آیات، مخاطب "اهل ایمان" هستند، پس اول باید دید که آیا امثال داعش یا هر گروه دیگری که نام اسلام را روی خود می‌گذارد، "اهل ایمان" هستند یا خیر، بلکه فقط این نام را جهت توجیه خود، فریب مسلمانان و تخریب اسلام، به نفع کفار برگزیده است؟!

ج – آیات جنگی قرآن عزیز، برای شرایط جنگی است، بدیهی است که در قرآن مجید، آیات بسیاری نیز راجع به صلح، معاهده، وفای به عهد، همزیستی، تعامل و ... وجود دارد و البته که وقتی دشمنان در جنگ نرم یا سخت حمله می‌کنند، مقابله با دست گُل، شیرینی و لبخند، حماقت محض است. پس خداوند علیم و حکیم، در قرآنش، امر به دوست‌شناسی، دشمن‌شناسی، صبر و استقامت، مقابله، مبارزه، نهراسیدن و شدت به دشمن نموده است. و حکم عقل نیز همین است.

نکته:

یک – در فضای مجازی، هر بار یک آیه‌ای را می‌آورند و می‌گویند: «داعش عین این آیه عمل کرده است!» و البته خودشان هم می‌دانند که حقیقت قرآن و واقعیت داعش و امثالهم چیست؟ حال اگر شما بخواهید آیه به آیه پاسخ دهید، در واقع منفعل شده و بازی خورده‌اید، از این رو در این فرصت نیز پاسخ تحلیلی ارائه شد، نه تفسیر و تحلیل و تأویل آیات.

دو – نظام سلطه و ظلم، همیشه مبتنی بر "استکبار" می‌باشد؛ از این رو مستکبرین می‌خواهند که هر گونه سلطه، ظلم و تجاوز آنها، بدون هیچ نوع مقاومتی صورت پذیرد و بسیار ناراحت هستند که چرا در قرآن و اسلام به مسلمانان گفته نشده که اگر این طرف صورتت را سیلی زدند، آن طرف را بیاور تا یکی دیگر بزنند، بلکه دستور به مقاومت و مقابله و مبارزه داده است!