روزه برای یاد فقرا و گرسنگان نیست، وگرنه بر خود آنها واجب نمی‌گردید؟

http://www.x-shobhe.com/:

آن که روزه در ماه مبارک رمضان را برای مسلمانانی که واجد شرایط می‌باشند واجب نمود، و آن که این دستور را ابلاغ نمود، و آنان که این عبادت را تشریح و ترویج نمودند، همه تصریح و تأکید کردند که از حکمت‌ها و آثار روزه، یاد فقرا و گرسنگان می‌باشد، که البته برای روزه‌داری که فقط دهان را از خوردن و آشامیدن نبسته، بلکه عبادت و فکر می‌کند، این حکمت و اثر روزه، هر روز به تجربه نیز ثابت می‌گردد؛ و البته، هم کفاره‌ی روزه نگرفتن، طعام به مسکین است و هم زکات فطریه، متعلق به مسکین می‌باشد.

الف – یک عده اساساً با اسلام و هر دعوت آن مخالف و دشمن هستند (مثل بهایی‌ها یا هر کافر عنود و مخاصم دیگری)؛ اینها به هر قیمتی که شده، مخالفت می‌کنند و کاری هم ندارند که ادعاهایشان از نظر هر منطق و دیدگاهی، مردود می‌باشد. برای خودشان مثال‌هایی می‌آورند که حتی نزد برخورداران از کمترین معلومات و ضریب هوشی نیز سخیف می‌باشد. مثال فوق، مِثل این که بگویند: بیمارستان برای معالجه و بهبود بیماران نیست، وگرنه خود آنها از رفتن به بیمارستان منع می‌شدند! – یا بگویند: مدرسه و معلم، آموزش و پرورش و تعلیم و تربیت، برای تحصیل و کسب علم نوآموختگان نیست، وگرنه خودشان از رفتن به مدرسه منع می‌شدند.

« انظُرْ کَیْفَ ضَرَبُوا لَکَ الْأَمْثَالَ فَضَلُّوا فَلَا یَسْتَطِیعُونَ سَبِیلًا» (الفرقان، 9)

ترجمه: بنگر چگونه براى تو مثلها زدند و گمراه شدند در نتیجه نمى‏توانند راهى بیابند.

ب – یک عده، اساساً نه تنها هیچ گاه به یاد فقرا، مسکینان و گرسنگان نمی‌افتند، بلکه با هر مقوله‌ای که کمترین یادی از آنان را به خاطر اندازد، مخالف هستند.

اینان، اگر چه خود سرمایه‌دار و از قشر مرفیهن بی‌درد نباشند، اما دلباخته‌ی اندیشه و گرایش سرمایه‌داری هستند.

اینان، در مقام تئوری به ظاهر علمی، می‌گویند: "توسعه" مستلزم ازدیاد فاصله طبقاتی می‌باشد؛ چرخ توسعه باید بچرخد و بدیهی است که یک عده زیر این چرخ‌ها له خواهند شد! و در مقام شعار برای اذهان عمومی نیز با هر مقوله‌ای که یاد فقیر، مسکین، گرفتار، مستمند و گرسنه را به خاطر آورد، مخالفت و عناد می‌کنند.

ج – اگر فقر فقیر و مسکین، یا ضعف گرسنه به حدی است که نمی‌تواند روزه بگیرد و یا اگر بگیرد برای او ضرر دارد و یا حتی احتمال جدی ضرر را بدهد، خب نباید روزه بگیرد؛ چنان که حتی مسلمان متمول و سیر نیز اگر به هر علتی روزه برایش ضرر داشته باشد، نباید روزه بگیرد و اگر بگیرد نیز نه تنها قبول نیست، باید پس از رفع مشکل، قضایش را به جا آورده و کفاره هم بدهد، و اگر در چنین شرایطی روزه بگیرد، معصیت نیز کرده است؛ چرا که خلاف حکم خدا عمل نموده است.

نتیجه:

روزه گرفتن در ماه مبارک رمضان، که ماه نزول قرآن کریم می‌باشد، نه برای رژیم غذایی است، نه برای سلامت بدن، نه برای یاد فقرا و گرسنگان و ... – اگر چه همه این آثار و برکات را دارد -، بلکه برای عبادت و بندگی خدا، چنان که خودش فرموده است (اطاعت امر مولی) و بالتبع رشد در مراتب وجود و قرب به او می‌باشد.

ماه مبارک رمضان، فرصتی است برای توبه، انابه، بخشش گناهان، توجه به خود، امساک، کنترل نفس و مشتهیات طبق امر خدا، تهذیب نفس، تفکر، تأمل و تعقل، ذکر، تلاوت قرآن کریم، توجه به دیگران که از مهمترین عوامل و شاخصه‌های رشد و کمال می‌باشد ... و خلاصه اخلاص در بندگی.