خانمی هستم که چند سالی است ازدواج کرده ام و خودم و همسرم در خانواده های مذهبی بزرگ شده ایم و الان یک پسر 3 ساله داریم. خودم و همسرم، پسرم را خیلی دوست داریم همسرم، مهربان است و وقتهایی که خسته نباشد و حوصله داشته باشد با پسرم بازی می کند و حتی به او اجازه می دهد از سر و کله اش بالا برود اما ایراد اخلاقش این است که گاهی اوقات یکدفعه عصبانی می شود و از کوره در می رود. وقتهایی که خسته باشد و حوصله نداشته باشد (که معمولا هفته ای چند بار پیش می آید) باز هم پسرم می خواهد که همسرم با او بازی کند اما همسرم حوصله ندارد و با او دعوا می کند اما پسرم بیشتر لجبازی می کند و کارهای بدتری می کند که من هم در این مواقع نمی توانم جلوی کارهایش را بگیرم و پدرش از کوره در می رود و دادهای وحشتناکی سرش می زند یا پرتش می کند و پسرم از ترس شروع به گریه می کند؛ من در این موقع، استرس و ترس عجیبی پیدا می کنم (مخصوصا الان که باردار هستم) و دلم برای پسرم می سوزد و برای اینکه همسرم دست از سر بچه بردارد مداخله می کنم و کارمان به دعوا می کشد. همسرم بعد از آن پشیمان می شود و از من و پسرم عذر خواهی می کند اما من می گویم آن داد زدن ها تاثیرش را روی بچه گذاشته؛ تازه پدری که مرتب با بچه دعوا کند و بعد از او عذرخواهی کند ؛ این بچه دیگر از پدرش حسابی نمی برد. همسرم می گوید من خودم هم از این وضعیت ناراحتم و می گوید باید در قیامت جواب بدهم که چرا اینطور با خانواده ام برخورد کرده ام اما می گوید اعصابم ضعیف است و دست خودم نیست. من خیلی نگران این وضعیت هستم البته بیشتر نگران تاثیر این دعواها بر پسرم و فرزندی که در راه داریم هستم. خواهش می کنم راهنماییم کنم من چه کاری می توانم انجام دهم که مشکل کمتر شود؛ در این مواقع من چه برخوردی باید داشته باشم ؛ آیا من می توانم دعاهایی بخوانم که این وضعیت ها در زندگی ام کمتر پیش بیاید؟

پاسخ از سایت مشاوره و پاسخگویی نهاد نمایندگی مقام معظم  رهبری در

دانشگاه ها(پرسمان:WWW.PORSEMAN.ORG):

خواهر گرامی همانطورکه خود شما هم بیان کرده اید کودک شما بیش از هر چیز نیاز به ثبات در تربیت دارد.باید محیط اطراف او در تربیت کودکتان ثبات داشته باشد ومحیط اوبرای کودکتان قابل پیش بینی باشد.اوباید بتواند رفتارهای والدنی خود ر اپیش بینی کند.اینکه زمانی پدر با آغوش گرم اوپذیرا باشد ودر لحظه دیگر او را قبول نکند برای کودک قابل درک نیست. کودک در سن سه سالگی نمی تواند احساسات اطرافیان خود را در ک کند و بفهمد الان والدین اوحوصله ندارند و نمی توانند با او به گرمی برخورد کنند. از همسر خود بخواهید زمان هایی که حوصله ندارد به آرامی ب ه کودکتان بگوید و از اوبخواهد چند دقیقه دیگر به اوبازی کند و یا اینکه به جای بازی با او با مادرش بازی کند. باید به همسرتان بگوئید که با آرامش با فرزندتان صحبت کند و در زمان هایی که حوصله ندارد بی جهت از کوره در نرود. آسیب های رفتاری همسرتان را برای او بگوئید و از اوبخواهید در زمان هایی که حوصله ندارد خودش را کنترل کند.
      موفق باشید