آیا می شود گفت که با آمدن حسن روحانی دوران اصلاح طلبی قوی شده است و دوران اصولگرایی رفته است؟ایا رای روحانی یعنی اینکه اصلاح طلبی پیروز شد؟

پاسخ از مشاوره و پاسخگویی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها(پرسمان:www.porseman.org):

فرهیخته گرامی ضمن تشکر از تماس مجدد شما با این مرکز و نیز عذرخواهی بابت طولانی شدن ارسال پاسخ برای شما ، در پاسخ به سوالی که مطرح فرموده اید لازم است چند نکته را خدمت شما بیان نماییم : 1 – دغدغه شما و نیز افراد فراوانی که همچون شما فکر می کنند نسبت به مسائل آینده کشور بسیار ستودنی و قابل احترام است و صد البته که انسان مسلمان ، آگاه و بصیر هر لحظه بایستی نسبت به مسائل نظام اسلامی دارای دغدغه باشد . اما در زمینه دغدغه ای که نسبت به آینده تحولات کشور به ویژه پس از انتخابات اخیر به وجود آمده است لازم است مطلب بنیادی تری خدمت شما بیان نماییم و آن اینکه متاسفانه یک تصور غلط از ماهیت و به تبع آن از اختیارات ریاست جمهوری در کشور ما به وجود آمده است که همین تصور غلط عامل اصلی بسیاری از دغدغه ها و نگرانی های دلسوزان نظام شده است و آن این است که برخی ماهیت ریاست جمهوری را که در اصل باید مجری قانون اساسی باشد ، تا حد یک رهبری که حتی توان ایجاد تغییر در قانون اساسی و یا ارکان کشور دارد بالا برده و در نتیجه با کوچکترین اختلاف سلیقه ای میان رهبر و رئیس جمهور منتخب ، نگرانی ها و اضطراب هایی اینچنینی به ذهن می رسد و جالب اینجاست که بررسی تاریخ سی و چند ساله ریاست جمهوری و انتخابات های آن نیز حاکی از این است که گاه برخی کاندیداها و حتی برخی روسای جمهور ، چنین تصوری را باور کرده و بر اساس آن اظهار نظر ها و موضع گیری هایی کرده اند که فراتر از ماهیت و اختیارات آن ها بوده است همچون برخی وعده های انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری مثل کاهش و حذف خدمت سربازی که اساسا در حیطه اختیارات ریاست جمهوری نیست . همچنین چنین توهمی باعث شده بود تا بنی صدر ، نخستین رئیس جمهور کشور ، خود را فراتر از جایگاهی که مردم به وی تفویض کرده بودند یعنی ریاست قوه مجریه دیده و به نوعی خود را در عرض رهبری ببیند و در نهایت غرور ، باعث شکست وی گردید . جالب تر اینکه در آغاز دوران اصلاحات نیز مرحوم آیت الله منتظری در سخنرانی مشهور سیزده رجب خود با چنین تصوری ، از آقای خاتمی رئیس جمهور منتخب درخواست کرده بود تا در برابر رهبری ایستادگی نماید که البته وی حاضر به تبعیت از این پیشنهاد نشد . بنابر این نخستین وظیفه ای که بر عهده ماست این است که فارغ از اینکه چه کسی رئیس جمهور ما شده است ، حتی اگر اصول گرا ترین و هم راستا ترین فرد با رهبری و نظام اسلامی باشد ، این تصور غلط را از ذهن ها خارج سازیم و جایگاه واقعی رئیس جمهور و نیز میزان اختیارات وی را برای مردم تبیین نماییم . در چنین صورتی هیچ دغدغه ای برای هیچ کس پیدا نخواهد شد جز دغدغه های جزئی ناشی از اختلاف سلیقه در شیوه اجرا که آن ها هم طبیعی است ، چرا که در صورت تبیین ماهیت ، جایگاه و اختیارات ریاست جمهوری، انتظاری که از رئیس جمهور خواهد رفت اجرای سیاست های کلی تصویب شده از سوی رهبری ، اجرای قوانین اساسی و عادی ، تهیه لوایح مورد نیاز برای ارسال به مجلس شورای اسلامی در چارچوب اسناد بالا دستی و میان دستی نظام و نیز سایر وظایف ریاست جمهوری مندرج در قانون اساسی می باشد و با توجه به وجود ابزارهای نظارتی بر رئیس جمهور همچون مجلس شورای اسلامی ، قوه قضائیه و ... از ناحیه عملکرد منفی رئیس جمهور قاعدتا کمترین خطر ها قابل تصور خواهد بود . همچنین با توجه به این موضوع ، دشمنان نظام نیز از هر گونه دلبستگی به هر رئیس جمهور منتخبی برای ایجاد تغییرات بنیادین در کشور و یا خروج از دائره قانون ، مایوس خواهند شد . 2 – اما در مورد شخص رئیس جمهور منتخب نیز لازم است بگوییم که همانگونه که شما هم در نامه خود اشاره کرده اید رئیس جمهور منتخب از دائره نظارت شورای نگهبان خارج شده است و این بدین معناست که ایشان حداقل صلاحیت های لازم برای ریاست جمهور را داشته و مردم نیز با توجه به این موضوع از میان کاندیداهای متعدد ، ایشان را به عنوان فرد اصلح به ریاست جمهوری برگزیده اند و به همین دلیل نگاه خوشبینانه به ماجرا ، هیچ ایرادی ندارد ، به ویژه اینکه همانگونه که اشاره شد به منظور پا برجا ماندن رئیس جمهور بر عهدی که با ملت بسته است ، ابزارهای نظارتی در قانون پیش بینی شده است که بر عملکرد وی نظارت می کنند و رسانه ها از جمله صدا و سیما و مطبوعات نیز به عنوان ناظران غیر رسمی بر عملکرد ریاست جمهور ، بایستی همچون چشم تیزبین عملکرد وی را زیر نظر داشته و با شیوه های هوشمندانه و با رعایت اصول اخلاق و قانون ، مانع از بروز هر گونه خطا و انحرافی در عملکردها شوند . لذا به نظر ما بهتر است هم نگاه خوشبینانه خود را حفظ نماییم و هم اینکه در عین حال هوشیاری خود را حفظ نماییم و با ترکیب خوشبینی و هوشیاری ، تمام هم و غم خود را برای پیشبرد برنامه هایی که به پیشرفت و آبادانی ایران اسلامی کمک می کند و نیز پیشگیری از هر گونه انحراف و آسیبی صرف نماییم . 3 – در اینکه آقای روحانی با افرادی که به نوعی مرتبط با فتنه سال 88 بودند ارتباط دارد و حتی از برخی از آنها به صراحت نام برده است شکی نیست . اما این ارتباط ها به گونه ای نیست که ایشان را ذیل نیروهای فتنه گر سال 88 و یا حتی جریان اصلاح طلب ، تعریف نماید ، هر چند آقای روحانی به دلیل نیاز به جذب آرای اصلاح طلبان در ایام انتخابات ، همدلی فراوانی با اصلاح طلبان می نمود ، به طوری که برخی از آقای روحانی به عنوان نامزد اصلاح طلبان یاد کردند که در واقع چنین نبود و در نهایت نمی توان ایشان را جزء نیروهای اصلاح طلب معرفی کرد . علت این امر نیز این است که از گذشته های دور ایشان جزء نیروهایی است که اصطلاحا اصولگرا نامیده می شوند و اگر چه امروزه ممکن است به میثاق اصول گرایی خود کاملا پایبند نباشد در عین حال از آن جدا هم نشده است و به همین دلیل ایشان جزء افرادی است که مورد اعتماد رهبری بوده و حضور در شورای عالی امنیت ملی به عنوان نماینده رهبری ، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام از سوی رهبری و مسئولیت های مهم دیگری که از جانب رهبری در طی سال های گذشته بر عهده ایشان گذاشته شده است حاکی از این است که حتی اگر ایشان از گروهی به نام اصولگرا دور شده باشد و یا به گروهی به نام اصلاح طلب نزدیک شده باشد ، باز هم بر میثاق اصول گرایی (به معنای اصلی و نه اصولگرایی به معنای یک گروه و جریان خاص) پایبند می باشد . بنابر این وظیفه دیگری که بر عهده دلسوزان نظام و به ویژه فعالان سیاسی نظام می باشد این است که با ارتباطات فعال با رئیس جمهور منتخب ، به وی در عمل به میثاقی که با انقلاب و مردم در زمینه حفظ نظام و ارزش های انقلابی مردم ایران بسته است یاری رسانند و هر گونه غفلت از این اصول و ارزش ها را به وی گوشزد نمایند . 4 – بسیاری از شعارهایی که در انتخابات اخیر مطرح شده بود به دلیل شرایط خاص کشور ، جنبه اقتصادی داشت و یکی از رازهای موفقیت آقای روحانی در جلب نظر مردم وعده های ایشان در زمینه مسائل و موضوعات اقتصادی بود . همچنین آقای روحانی به عنوان فردی که ارتباط نزدیکی با جریان آقای هاشمی رفسنجانی دارند ، قطعا یکی از اهداف خود را توسعه اقتصادی عنوان خواهند کرد و در مجموع انتظار این است که رنگ و بوی شعارها و برنامه های اقتصادی در طی ماه ها و سال های آینده بسیار پر رنگ باشد . از طرفی تجربه نشان داده است که هرگاه رنگ و بوی شعارهای اقتصادی پر رنگ شود ، فرهنگ و ارزش های انقلابی با برخی بی مهری ها مواجه شده و حتی به حاشیه کشیده می شود و در همین زمان است که زمینه برای فعالیت دگر اندیشان و مهاجمان به فرهنگ و ارزش های دینی و انقلابی فراهم می شود که خود این امر در آینده می تواند به یک خطر امنیتی برای نظام و جامعه ما تلقی شود . لذا در شرایط حاضر بیشترین مسئولیت ها متوجه دستگاه های فرهنگی و به ویژه مسئولان فرهنگی دانشگاهها همچون بسیج دانشجویی ، نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها و نیز سایر متولیان فرهنگی کشور همچون حوزه های علمیه می گردد تا به پاسداری از حریم مرزهای اعتقادی و فرهنگی مردم بپردازند . در این میان با توجه به اینکه بزرگترین موانعی که در سر راه مهاجمان فرهنگی وجود دارد اعتقاد به اصل رکین ولایت فقیه می باشد لذا یکی از اصلی ترین وظایف نهادها و نیروهای دلسوز و انقلابی این است که با ارزیابی اوضاع و احوال و پیش از اینکه چنین تهاجماتی شکل گرفته و نیروهای نظام ، به صورت منفعلانه به واکنش بپردازند ، نقاط احتمالی مورد تهاجم را شناسایی کرده و فعالانه به تقویت این بنیانها بپردازند . همچنین در چنین شرایطی باید برنامه های مذهبی به ویژه برنامه هایی که به صورت بنیادین به شبهات اعتقادی پاسخ می دهند و نیز سایر برنامه هایی که روح جوانان را جلا داده و به آن نشاط مذهبی می دهد مورد تقویت قرار گیرند . بنابر این اولا اصل دغدغه نسبت به آینده کشور و نظام همواره باید وجود داشته باشد . ثانیا بسیاری از دغدغه ها که رنگ و بوی اضطراب و نگرانی شدید به خود می گیرد ناشی از تصورات غلط در زمینه ماهیت و نیز اختیارات ریاست جمهوری می باشد که باعث می شود انتظارات غلطی از یک رئیس جمهور در جامعه مطرح شود و یا دشمنان نسبت به وی طمع ورزند که باید در نخستین گام چنین تصور غلطی را از ذهن ها خارج کرده و به تبیین جایگاه ، ماهیت و اختیارات واقعی رییس جمهور بپردازیم تا حتی خود وی نیز دچار چنین اشتباهی نشود . ثالثا شخص آقای روحانی ، رئیس جمهور منتخب ، علیرغم ارتباطاتی که با برخی افراد فعال یا مرتبط با فتنه 88 داشت و هر چند سابقه عملکرد و نیز تفکرات وی حاکی از این است که ایشان تفاوت سلیقه هایی در زمینه برخی مسائل مربوط به اداره کشور دارند اما در مجموع جزء نیروهای ارزشی نظام اسلامی و نیز از معتمدان رهبری می باشد و به همین دلیل مقام معظم رهبری ایشان را به نمایندگی از خود در نهاد حساسی همچون شورای عالی امنیت ملی جای داده بود و در سیاست گذاری های کلان کشور از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام ، ایشان یکی از افرادی است که نقش آفرین می باشد و به عنوان رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک این مجمع ، در تدوین این سیاست ها ، نقش مهمی ایفا می کند . ثالثا نیروهای دلسوز و ارزشی نظام ضمن حفظ نگاه خوشبینانه باید هوشیاری همیشگی خود را هم حفظ نمایند و با توجه به شرایط جدید ، اقداماتی در جهت حفظ باورها و ارزش های دینی و انقلابی و تقویت آنها انجام دهند