منظور از سران فتنه آیا میرحسین موسوی و مهدی کروبی و...را باید گفت یا امریکا و رژیم صهیونیستی و..که حمایت آنها کردند؟

پاسخ از مشاوره و پاسخگویی مقام معظم رهبری در دانشگاه

(www.porseman.org):

پرسشگر محترم، در این موضوع توجه به نکات ذیل ضروری راهگشا خواهد بود:
الف) آنچه که در واقع اتفاق افتاد این بود که در هنگام برگزاری انتخابات ریاست جمهوری سال 88 عده ای از کارگزاران سابق نظام، با تشکیک در صحت انتخابات، به جای رجوع به نهادهای قانونی و توسل به راهکارهای پذیرفته شده و منطقی، دست به اردو کشی خیابانی زده و همین حضور در خیابان موجب شد تا در پی بروز حوادث تلخ، آبروی نظام و انقلاب در اذهان داخلی و خارجی به نوعی خدشه دار شود. این ظلم بزرگ به نظام و انقلاب و مردم به هیچ عنوان نمیتوانست بدون همراهی داخلی و صرفاً توسط دولتهای خارجی به ثمر نشیند. اگر منظور کسانی که افراد مذکور را سران فتنه نمیدانند این است که ابعاد فتنه بسیار بزرگتر از توان امثال کربی و موسوی بوده است و ضایعات اساسی را سرویس های اطلاعاتی و نقشه های طراحی شده دقیق قدرتهای بین المللی بر این نظام وارد کرده اند و به همین دلیل سران فتنه دشمنان قدرتمند این مرز و بوم مانند آمریکا و انگلیس هستند، این نظریه قابل دفاع است ولی اگر منظور این است که اینها فقط افراد فریفته شده هیچ کاره ای هستند که فقط عامل تشدید بحران بوده و دشمن توانست تا با استفاده از سابقه انقلابی و شهرت آنها نقشه های خود را بهتر عملی نماید، این نظریه خیلی نمی­تواند مورد تأیید قرار گیرد زیرا که اولاً اختیار آنان را نفی می­کنند در حالیکه می­توانستند با کمی واقع بینی و تکیه بر قانون اساسی به عنوان میثاق ملی، خود را از ورطه انحراف و فتنه گری دور کنند و ثانیاً حضور و حمایتهای این دو نفر در وقایع بعدی مانند حضور موسوی در راهپیماییهای بعد از 29 خرداد و یا اتهامات بی اساس و ناجوانردانه کروبی به نیروهای امنیتی و قضایی کشور و یا حمایت از شعارهای روز قدس و مخصوصاً وقایع عاشورای 88 همگی ناقض صحت این نظریه هستند. اگر این دو نفر با اعلام برائت از ساختار شکنی و حمایت از روند قانونی، حساب خود را از فتنه گران جدا می­کردند، هیچ سازمان اطلاعاتی و یا گروه مخالف نظام توانایی به خیابان کشاندن مردم و فریب آنان با شعار تقلب را نداشت.
ب) به هر حال این دو نفر و سایر همراهانشان را سران فتنه بدانیم و یا مفتون، اصل قضیه در مورد مجرم بودن این دو در اتهام اقدام برای براندازی در نظام مقدس جمهوری اسلامی پابرجاست. مهم این است که مردم به این دو نفر به دلیل سابقه انقلابی، اعتماد و ادعای تقلب آنان را باور کردند و با حضور در خیابانها، فرصت و شرایط لازم برای رقم زدن آن وقایع تلخ را مهیا شد. هر چند که متن مردم انقلابی ایران این باور و اعتماد خود بعد از خطبه های نماز جمعه 29 خرداد رهبری از این دو سلب کردند ولی اصرار بر رفتارهای غیرقانونی و زیر سوال بردن سلامت نظام و ولایت فقیه توسط این دو باعث ایجاد ظلم بزرگی به این نظام شد که آقایان در آن دنیا باید پاسخ گوی آن باشند. به همین دلیل رهبر معظم انقلاب نیز عواقب اقدامات اینها را قبلاً گوشزد نمود.« من به این برادران عرض می­کنم، به مسئولیت پیش خداى متعال فکر کنید: پیش خدا مسئولید، از شما سؤال خواهد شد. آخرین وصایاى امام را به یاد بیاورید؛ قانون، فصل الخطاب است؛ قانون را فصل الخطاب بدانید. انتخابات اصلاً براى چیست؟ انتخابات براى این است که همه ى اختلافها سر صندوق رأى حل و فصل بشود. باید در صندوقهاى رأى معلوم بشود که مردم چى میخواهند، چى نمیخواهند؛ نه در کف خیابانها. اگر قرار باشد بعد از هر انتخاباتى آنهائى که رأى نیاوردند، اردوکشى خیابانى بکنند، طرفدارانشان را بکشند به خیابان؛ بعد آنهائى که رأى آورده اند هم، در جواب آنها، اردوکشى کنند، بکشند به خیابان، پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ تقصیر مردم چیست؟ این مردمى که خیابان، محل کسب و کار آنهاست، محل رفت و آمد آنهاست، محل زندگى آنهاست، اینها چه گناهى کردند؟ که ما میخواهیم طرفدارهاى خودمان را به رخ آنها بکشیم؛ آن طرف یک جور، این طرف یک جور. براى نفوذىِ تروریست - آن کسى که میخواهد ضربه ى تروریستى بزند - مسئله ى او مسئله ى سیاسى نیست؛ براى او چه چیزى بهتر از پنهان شدن در میان این مردم؛ مردمى که میخواهند راهپیمائى کنند یا تجمع کنند. اگر این تجمعات پوششى براى او درست کند، آنوقت مسئولیتش با کیست؟ الان همین چند نفرى که در این قضایا کشته شدند؛ از مردم عادى، از بسیج، جواب اینها را کى بناست بدهد؟ واکنشهائى که به اینها نشان داده خواهد شد - تو خیابان از شلوغى استفاده کنند، بسیج را ترور کنند، عضو نیروى انتظامى را ترور کنند - که بالاخره واکنشى به وجود خواهد آورد، واکنش احساسى خواهد بود. محاسبه ى این واکنشها با کیست؟ انسان دلش خون میشود از بعضى از این قضایا؛ بروند توى کوى دانشگاه، جوانها را، دانشجوها را - آن هم دانشجوهاى مؤمن و حزب اللهى را، نه آن شلوغ کن ها را - مورد تهاجم قرار بدهند، آنوقت شعار رهبرى هم بدهند! دل انسان خون میشود از این حوادث. زورآزمائى خیابانى بعد از انتخابات کار درستى نیست، بلکه به چالش کشیدن اصل انتخابات و اصل مردم سالارى است. من از همه میخواهم به این روش خاتمه بدهند. این روش، روش درستى نیست. اگر خاتمه ندهند، آنوقت مسئولیت تبعات آن، هرج و مرج آن، به عهده ى آنهاست.»[1]

[1] خطبه های نماز جمعه 29 خرداد 88