چگونه می توانم به والدین محبت کنم؟

پاسخ از مشاوره و پاسخگویی نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاه ها(www.porseman.org):

محبت یعنى دوست داشتن چیزى یا کسى . این دوستى با گرایش، کوشش و جذب شدن شناخته مى‏شود. هر گاه حالت محبت در انسانى پدید آید به محبوب خود مایل شده، براى رسیدن به وی مى‏کوشد و مجذوب آن مى‏شود.
عوامل محبت
یکى از عوامل اصلى وشاید بتوان گفت در واقع شرط لازم پدید آمدن محبت معرفت است.
نشانه‏هاى محبت حقیقى
1- محبت حقیقى پایدار است.
2- محبت حقیقى محبتى است که محب به هر چه که به محبوب انتساب دارد علاقه‏مند باشد.
3- محبت واقعى محب را گوش به فرمان محبوب مى‏کند.
4- محب واقعى همیشه به یاد محبوب است و هیچ چیز دیگرى موجب غفلت او از یاد محبوب نمى‏شود.
5- محب واقعى شنیدن سخن محبوب و سخن گفتن با او را دوست دارد و از دیدار محبوب سیر نمى‏شود.
حال شما برادر عزیز نیز برای اینکه بتوانید محبت واقعی و شایسته خود را نثار والدینتا ن نمایید ناگزیرید مسایلی را در باب حقوق والدین خود که در واقع وظیفه شما در قبال آنهاست مد نظر قرار دهید.
در آموزه های دینی استحکام نظام خانواده و رعایت حقوق دیگران از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ از این رو فرزندان نسبت به والدین وظایفی دارند که رعایت آن ها نقش بنیادی در استحکام نظام خانوادگی داشته و شناخت صحیح این وظایف گامی بسیار مهم در ابراز محبت واقعی به والدین است.
در این جا به برخی وظایف فرزندان نسبت به والدین اشاره می شود.
1-شناخت مقام والدین
یکی از وظایف فرزندان نسبت به والدین شناخت مقام و حق آنان است. در اسلام والدین جایگاه بس بلندی دارند تا آنجا که نگاه نمودن به والدین عبادت شمرده شده است. پیامبر(ص) فرمود :«... و النّظر الی الوالدین برأفة و رحمةٍ عبادةٌ؛(1) نگاه نمودن بر صورت والدین با مهربانی و لطف، عبادت است».
2-احترام به والدین
در آموزه های دینی به احترام والدین سخت اهمیت داده شده است؛ تا آن جای که در آیات متعدد([i]2) احترام به والدین در کنار توحید قرار گرفته(3) و به فرزندان سفارش شده است که: «... فلا تقل لهما أفٍّ و لا تنهر هما و قل لهما قولاً کریماً؛(4) و بر آن ها فریاد مزن، و گفتار لطیف و سنجیدة بزرگوارانه به آن ها بگو».
3- احسان به والدین
یکی از وظایف مهم فرزندان نسبت به والدین، احسان به آنان است، از این رو قرآن و روایات همگان را به احسان به والدین فرا خوانده و از آن به عنوان جهاد یاد کرده است.(5)
احسان به والدین بدان جهت اهمیت دارد که والدین در شکل گیری زندگی و تربیت فرزندان نقش بنیادی داشته و فرزندان مدیون زحمات طاقت فرسای والدین هستند. به همین خاطر است که مرحوم شیخ اعظم انصاری، مادرش را تا نزدیک حمام به دوش می گرفت و او را به زن حمامی سپرده، می ایستاد تا او را به خانه برگرداند. هر شب به دست بوسی مادر می آمد و صبح با اجازه او از خانه بیرون می رفت.
4- اطاعت از والدین
یکی از وظایف مهم فرزندان نسبت به والدین این است که خواسته های مشروع والدین را بر آورند و از دستورهای آنان سرپیچی نکنند. تا جایی که اگر پدر و مادری فرزند خویش از انجام عمل مستحبی نهی کنند،‌ فرزند نباید آن را انجام دهد. البته توجه داشته باشید که اگر اطاعت والدین موجب معصیت و نافرمانی خدا شود و یا با یکی از واجبات الهی تعارض پیدا کند، اطاعت آنان واجب نیست.(6)

*دانستن عاقبت رویگردانی از این وظایف نیز عامل محرک مناسبی برای ارج نهادن به مقام والدین است .به گونه ای که انجام ندادن وظایف نسبت به والدین، گاهی به عاق والدین شدن منجر می شود.علامه مجلسی در شرح کافی می گوید: عقوق والدین به این است که فرزند حرمت آن ها را رعایت نکند و بی ادبی نماید و آن ها را به سبب گفتاری یا رفتاری برنجاند و آزار و اذیت کند و در چیزهایی که عقلاً و شرعاً مانعی ندارد، نافرمانی نماید و این عقوق از گناهان کبیره است. (7)
پیشنهاد
1- از پدر و مادر خود اطاعت کرده و فرمانبردارآنان باشید.
2-تا می توانید به آنها نیکی کرده و در حد توان به آنها خدمت کنید.
3-هرگز به والدین خود اف /هیچ سخن رنجش آوری نگویید.
4- هرگز بر سر والدینتان داد و فریاد نکنید (بلکه با آنها با سخن نیکو صحبت نماید).
5-در مقابلشان تواضع و فروتنی داشته باشید.
6- حتی المقدور نیازهای آنها را برآورید.
7- جلو ی آنها پاهای خودرا د راز نکنید.
8- در مناسبت های مختلف مثل روز مادر یا روز پدر به آنها هدیه بدهید.
9-از شوخی های نابجا و زدن حرف های زشت پیش آنها پرهیز و اجتناب کنید.
10- در حق آنها و برای سلامتی آنها دعا کنید.
11- در کارهای خانه به آنها کمک کنید.
امید است با عمل به این وظایف و دستورات که برگرفته از کلام خداوند و اولیای اوست بتوانید شایسته ترین محبت ها را نثار والدینتان نمایید.





1- بحارالانوار، ج 74، ص 45

2- بقره/83 ؛ نسا ء/ 36؛ انعام / 151
3- تفسیر نمونه، ج 12، ص 78
4- اسراء (17) آیة 23
5- کافی، ج 2، ص 158
6- تفسیر نمونه، ج 12، ص9 7
7- گناهان کبیره، ج 1- 2، ص 120