در یکی از داستانها که استاد کلاسم گفته بود، که من وقتی از ساری به آمل رفتم برای دیدار علامه حسن زاده آملی(دامت برکاته) بعد به من گفتند که علامه(حفظه الله) رفتند قم، من هم مجددا از آمل به قم رفتم. بعد که علامه(اطال الله عمره) را پیدا کردم، وقتی که سلام و احوالپرسی کردیم و خواستم که سوالم رو از ایشان(حفظه الله) بپرسم، ایشون(حفظه الله) فرمودند: مگر در ساری عالمی نبود که این همه راه را پیمودید.(حالا سوالم این است که چرا علامه(حفظه الله)چنین جوابی داده اند که حتی استادم گفته بسیار ناراحت شدم و دیگر سوالم رو نپرسیدم و این که چرا علامه(حفظه الله) جسارتا عذر نخواستند و ... و بهتر نبود که ایشون(حفظه الله) جواب می دادند؟) البته خودم به این داستانی که استادم نقل کرده بود، تردید کردم که چگونه علامه(حفظه الله) چنین جوابی داده اند با این که ایشان(حفظه الله) بسیار مهربانند.

پاسخ از مشاوره و پاسخگویی مقام معظم رهبری در دانشگاه

(www.porseman.org):

 

وقتی کسی سوالی عادی دارد که علمای مطرح هر شهری می توانند آن را پاسخ دهند ، عقلاً سزا نیست که انسان دنبال شخص خاصّی برود ؛ آنهم با تحمّل مشقّت راه طولانی. لذا از منظر عارفی چون علّامه حسن زاده ـ قدّس الله سرّه القدوسی ـ چنین شخصی گرفتار هوای نفس خویش است ؛ آنهم از نوع بسیار خطرناکش. چون در اینگونه دامهای شیطانی نه تنها شخص ، نفسانی بودن حرکت خود را نمی فهمد بلکه خیال می کند که کار خوبی هم انجام می دهد ؛ « الَّذینَ ضَلَّ سَعْیُهُمْ فِی الْحَیاةِ الدُّنْیا وَ هُمْ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ یُحْسِنُونَ صُنْعا ــــ آنها که تلاشهایشان در زندگى دنیا گم(و نابود) شده؛ با این حال، مى‏پندارند کار نیک انجام مى‏دهند » (الکهف:104) . لذا آن بزرگوار در ذوق طرف می زند تا هوای شخصیّت پرستی از سرش بیفتد. علّامه حسن زاده ـ حفظه الله ـ شهره به این گونه رفتارهاست. چون اهل توحید هر جا و در هر دلی حضور شیطان را احساس کنند ، رجمش می کنند.