چرا اسلام نماز را واجب کرد در هر شرایط، منظورم این است که در حال خستگی که نفهمیم چه می گوییم باید نماز خوانده شود و این دیگر ارتباط با خدا تشکیل نمی شود و یا به زبان عربی که برای ما نامفهوم است و یا این که به انسان زور تحمیل می شود و ... آیا بهتر نیست که شرایطی دیگر باشد مثلا این که هر وقت دوست داشتیم با خدا به زبان خودمان صحبت کنیم ،به این شکل هم زوری نیست و هم رابطه ما با فهم و درک بیشتری است و چیزهایی از همین قبیل و نیز عبادات دیگر؟

پاسخ از مشاوره و پاسخگویی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

(www.porseman.org):

 

در پاسخ به نکاتی در این باره توجه نمایید :
1- وجوب نماز اختصاص به اسلام ندارد بلکه نماز در همه شرایع آسمانی واجب و از مهم ترین اعمال و عبادات هر شریعت شمرده می شده است .
2- نمازهای واجب که در زمان های مشخص باید خوانده شود دارای درجات بسیاری است ولی همان قالب ظاهری و جسم بی روح و بی حضور آن نیز دارای اثر است. حداقل اثر نماز برای روح انسان به منزله سد رمق است و با ترک آن روح انسان بیمار و افسرده می گردد و به همین خاطر باید در هیچ حالی ترک نشود .
نماز از جمله اعمالی است که رأس دین به شمار می رود. پیامبر خدا ( صلی الله علیه و آله ) می فرمایند : باید بیشترین هم و غم تو نماز باشد ؛ زیرا نماز بعد از پذیرفتن دین , در رأس اسلام است . اول چیزی که بعد از اقرار به وحدانیت خدا از انسان سؤال می شود , نماز است. اگر نماز قبول شد بقیه ی اعمال انسان قبول می شود و اگر نماز رد شد , بقیه ی اعمال نیز رد می شود. با توجه به این نکته در می یابیم که به هیچ عنوان نمی توان نماز را از زندگی مؤمن حذف کرد.
2-از شما می پرسیم : اگر نماز به عهده خود ما گذاشته شود که هر وقت حال داشتیم بخوانیم چه تضمینی وجود دارد که چنین حالی برای ما پیدا شود ؟ آیا شیطان با وسوسه و فریب خود اجازه پیدا شدن این حال را به ما می دهد ؟ در این صورت ما در طول سال چند نماز خواهیم خواند و ارتباط ما با مبدا هستی که همه وجود و نعمت ها و سرمایه های ما از او است و ما چون نهری جدا شده از آن سرچشمه حیات و هستی بی کران هستیم چگونه خواهد بود ؟
3- این سخن شما پاک کردن صورت مساله است زیرا در واقع سخن شما این است که چرا ما از نماز لذتی نمی بریم ؟ حال به جای پاک کردن صورت مسأله باید به حل آن بپردازیم.
از جمله راههای لذت بردن در نماز عبارتست از :
الف- شناخت خدای تعالی
بی شک هنگام صحبت کردن با فردی بزرگوار و دارای مقامات عالی , اگر انسان نسبت به او شناخت نداشته باشد , نه تنها از همصحبتی با او لذت نمی برد , بلکه ادب حضور و همکلامی با او را نیز رعایت نمی کند.
آیا تا به حال از خود پرسیده ایم که شناخت ما از خدای خویش چقدر است ؟ آیا نسبت به صفات الهی آگاهی داریم ؟ الرحمن یعنی چه ؟ الرحیم به چه معناست ؟ حمد و سپاس چرا باید مخصوص پروردگار باشد ؟ و ... چرا امثال ما از نماز لذت نمی بریم , در حالی که معصومین ( علیهم السلام ) نماز را نور چشم خود می دانستند ؟
آیا نقص از ماست یا از نماز است ؟ چرا این معجون و دارو , در عده ای تأثیر گذار بوده است ولی در ما نیست ؟ و ...
اگر منصفانه به این پرسشها پاسخ دهیم , قطعا ً خود را محکوم کرده و به دنبال درمان می رویم. لذا یکی از مهمترین راههای لذت بردن از نماز , شناختن خدای سبحان است.
مطالعه ی کتاب های خداشناسی , پرسش از علما و صاحب نظران در این خصوص و همنشینی با صاحب نفسان و اهل تقوا , کمک زیادی به شما دوست عزیز خواهد کرد.
ب- تفکر و مطالعه در مورد نماز
هر یک از مقدمات و ارکان و اجزاء نماز , دارای فلسفه و حقیقتی است که درک و آگاهی نسبت به آنها در بهره بردن و حظ معنوی از نماز , مؤثر است. مطالعه ی کتب بزرگان و اهل سلوک , از قبیل اسرار الصلوة مرحوم میرزا جواد آقا ملکی تبریزی ( رضوان الله تعای علیه ) کتب تفسیری درباه ی سوره ی حمد و توحید , در فهم حقیقت نماز و انس با آن بسیار مؤثر است.
ج- توجه به معانی نماز ( هم از جهت معنوی و هم از جهت کاربردی
اگر قبل از هر عبارت نماز , معنای آن را در ذهن تداعی کنید و سپس الفاظ عربی آن را بیان کنید ( معنی لغوی ) ملاحظه خواهید کرد که دیگر نمازتان نمازی بی روح و کسالت آور نخواهد بود ؛ بویژه اگر پس از تمرین و ممارست در توجه به معانی لغوی عبارات نماز , به معنای کاربردی آن توجه کنید , از نمازتان لذت خواهید برد .
مثلا ًوقتی عبارت الحمد لله رب العالمین را بر زبان جاری می کنید به یاد نعمتهای الهی افتاده و لطف پروردگار را در احسان و بخشش او در نعمتهای بی شمارش متذکر شوید ؛ در این صورت ارتباطی لذت بخش بین شما خدای متعال برقرار خواهد شد.
د- توجه به آداب نماز
انجام برخی از مقدمات قبل از نماز , در حضور قلب و توجه معنوی به نماز مؤثر است. بعنوان مثال یکی از مستحبات قبل از نماز اینست که پیش از اذان بر سجاده نشسته و مشغول به ذکر و یاد خدا شوید. این کار باعث می شود انسان با توجه بیشتر به خداوند , رو به نماز آورد و آمادگی لازم را برای گفتگو با حضرت حق پیدا کند. مانند ماشینی که قبل از حرکت مقداری روشن می ماند تا موتور آن کمی گرم شده سپس حرکت کند !
امام صادق ( علیه السلام ) می فرمایند : هر گاه به نماز برخاستی بگو : خدایا ! من محمد ( صلی الله علیه و آله ) را واسطه ی حاجت خود قرار می دهم و با او به تو روی می آورم ؛ پس به حرمت او مرا نزد خودت در دنیا و آخرت آبرومند گردان و از مقربان قرارم ده. به آبروی او نمازم را بپذیر و به حرمت او گناهانم را بیامرز و به آبروی او دعایم را اجابت فرما که تو آمرزنده و مهربانی. (2)
رعایت آداب خضوع در نماز و داشتن خشوع قلبی نیز در رسیدن به مقصود , بسیار مؤثر است.
ه- خواندن نماز در اول وقت
مداومت بر نماز اول وقت , کم کم انس با نماز را ایجاد خواهد کرد. کسی که هر کاری را بر نماز ترجیح می دهد , نماز خواندن را برای اوقات بی کاری خود می گذارد و هنگام نزدیک شدن به طلوع یا غروب آفتاب نمازش را می خواند , هیچ گاه از نماز خواندن , لذت نخواهد برد.
ز- پرهیز از دنیا دوستی
انسان همیشه به چیزی توجه دارد که نسبت به او محبت دارد. کسی که همه ی توجهش به دنیا و زرق و برق آنست چگونه می تواند از نمازش لذت ببرد ؟ ما دو نوع لذت داریم، لذت های مادی و لذت های معنوی. لذت از نماز جزء لذت های معنوی انسان است. کسی که از لذت های مادی مانند موسیقی و فیلم و ماهواره و زن و خانه و ماشین و شهوات و مانند آن بیش از آن مقداری که مشروع است، لذت می برد و عادت هم کرده است، اگر بخواهد از معنویات لذت ببرد باید از اینگونه لذت ها فاصله بگیرد و کم کم موضوع لذت هایش را عوض کند و سعی کند از نماز و عبادت و مناجات حق تعالی لذت ببرد تا مذاق جانش عوض شود و به جای لذت های مادی لذت های معنوی جایگزین شود. اگر در زندگی به ضرورت از دنیا استفاده کنیم و به آن دل نبندیم , بسیاری از مشکلات ما حل خواهد شد.
ح- یاد خدا در همه حال
اگر انسان , در هر موقعیتی خدا را ناظر بر اعمال و رفتار خویش ببیند و این ذکر و یاد را در درون خود تقویت کند , کم کم نسبت به خداوند محبت پیدا کرده و با یاد او انس می گیرد ؛ لذا چنین کسی وقتی در معرض شنیدنیها , دیدنیها , خوردنیها و ... قرار می گیرد اول از خود سؤال می کند : آیا خدای من که ناظر من است از این کار من راضی است ؟ بنابراین با یاد خدا از حرامها اجتناب کرده و با یاد خدا به واجباتش عمل می کند. این فرد به تدریج به یاد خدا دل می بندد و اوقات نماز را بهترین زمان برای معاشقه با محبوبش می داند.
در ادامه ی این بحث توجه به چند نکته لازم و ضروری است :
- اگر قرار بود هر امری که از جانب خداوند بر ما واجب شده است , با لذت همراه می شد , معلوم نبود چه کسی مؤمن است و چه کسی فاسق ! چرا که مهم این است که امر خدا را اطاعت کرده و انجام تکلیف کنیم چه لذت ببریم و چه لذت نبریم ؛ در این صورت معلوم می شود چه کسی عبد خدا است و چه کسی عبد هوای نفس!
- لذت بردن از مناجات با حضرت حق به خصوص در نماز , به تدریج و به مرور زمان , همراه با مراقبت و سعی و تلاش حاصل خواهد شد. پس باید صبور باشید و عجله نکنید.
- از مهمترین حکمتهای نماز این است که انسان را از صفت مهلک تکبر باز می دارد ؛ بنابراین حتی اگر شما دوست عزیز از نماز خود لذت هم نبرید , بهره ای بزرگ ( دوری از تکبر ) نصیبتان شده است. حضرت زهرا ( سلام الله علیها ) می فرمایند : خداوند نماز را به منظور دور کردن ( انسان ) از کبر واجب فرمود.
در پایان توجه شما دوست عزیز را به دو حدیث درباره ی حکمت نماز از ائمه ی معصومین جلب می کنم :
امام صادق ( علیه السلام ) می فرمایند : چون سؤال شد که چرا نماز , با آن که مردم از کار و رسیدن به مشکلات و نیازهایشان باز می دارد و باعث زحمت و رنج جسمی آنهاست , واجب گردید , حضرت فرمود : چون اگر به صرف آمدن دین و وجود کتاب ( قرآن ) در میان مردم اکتفا می شد و عاملی نمی بود که یاد و خاطره ی پیامبر را در میانشان نگه دارد , به همان سرنوشت پیروان ادیان پیشین دچار می شدند .
آنها نیز برای خود دینی و کتابی داشتند و عده ای را به سوی آیین خود فرا خواندند و در راه آن با آنان جنگیدند اما با رفتن آنها دین و آیینشان هم کهنه شد و از بین رفت. خدای تبارک و تعالی چنین خواست که مسلمانان نام و یاد محمد ( صلی الله علیه و آله ) و دین او را از یاد نبرند ؛ از این رو نماز را بر ایشان واجب فرمود , تا روزی پنج مرتبه به یاد او باشند و نامش را به زبان آورند و نماز و یاد خدا از آنان خواسته شد تا مبادا از یاد خدا غافل شوند و فراموشش کنند و در نتیجه یاد و نامش محو شود.
امام رضا ( علیه السلام ) در بیان علت نماز , چنین مرقوم فرمود : نماز اقرار به ربوبیت خداوند عز و جل است و نفی انباز از او و ایستادن در برابر خداوند جبار جل جلاله با خواری و مسکنت و خضوع و اعتراف ( به عظمت او) و طلب بخشش گناهان گذشته و نهادن پیشانی بر خاک روزی پنج بار برای تعظیم خدای عز و جل.
نماز موجب می شود که بنده به دنیا و لذت های آن پشت کند و با روکردن به خدا و سخن گفتن با او جهت زندگی اش به سوی خدا باشد و او را فراموش نکند و به ناسپاسی و گردنکشی دچار نشود و خاشع و فروتن باشد و راغب و طالب زیادتی در دین و دنیا باشد. علاوه بر اینها , نماز موجب می شود که انسان از گناه باز ایستد و شب و روز پیوسته به یاد خدای عز و جل باشد تا این که مبادا بنده سرور و مدبر و آفریننده ی خویش را فراموش کند و بر اثر آن به گردنکشی و طغیان و نا فرمانی روی آورد. نماز توکل انسان را به خدا زیاد می کند و به مومن آرامشی عمیق می بخشد.
یاد کردن بنده از خداوندگارش و ایستادنش در آستان او وی را از معاصی باز می دارد و از هر گونه فساد جلوگیری می کند.
4- خواندن نماز به زبان عربى، حکمت‏هاى متفاوتى دارد که در ذیل به برخى از آنها اشاره مى‏شود:
1- غنای زبان عربى از جهت واژگانى، ساختارى و معنایى - به ویژه در حوزه معارف دینى - به گونه‏اى است که با دیگر زبان‏ها قابل قیاس نیست. بررسى‏هاى انجام شده، نشان مى‏دهد که برخى از مفاهیم قرآنى، در زبان‏هاى دیگر معادل ندارد.
رایج‏ترین آیه قرآن؛ یعنی «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیم به هیچ زبانى ترجمه دقیق نشده است و گویى هیچ مترجمى نمى‏تواند معادل‏هاى دقیق براى برخى از واژه‏هاى به کار رفته در آن بیابد.
جالب است بدانید که برخى از مترجمین قرآن در مواردى به جاى معادل‏گذارى، خود واژه‏هاى قرآن را به کار مى‏برند و از این طریق، واژه‏هاى قرآن وارد بسیارى از زبان‏ها (چون فارسى، انگلیسى و...) شده است. به عنوان مثال، مارمادوک پیکتال - یکى از مترجمان نامدار قرآن به زبان انگلیسى - هرگز کلمه Godرا به جاى الله به کار نبرده است؛ بلکه Allah را استعمال نموده و آن را از جهات متعددى برتر از God مى‏داند. بنابراین فارسى‏سازى نماز، مساوى با از دست دادن بسیارى از وجوه معنایى دقیق و ژرف نماز است.
2- لطافت و زیبایى و اعجازین بودن سوره‏هاى قرآن، در صورت ترجمه از دست خواهد رفت و زیباترین ترجمه‏هاى بشرى، هرگز جانشین لطافت و زیبایى کلام خداوند و آهنگ دلنشین و دل‏نواز آن نخواهد شد.
«مارمادوک پیکتال» - در مقدمه ترجمه انگلیسى خود از قرآن - مى‏نویسد: «قرآن را نمى‏توان ترجمه کرد؛ زیرا نغمه و آواى بى‏نظیر و آهنگ دلنشین آن، انسان را دگرگون مى‏سازد و او را به خشوع و گریه و یا شور و شوق وا مى‏دارد».
3- زبان عربى نه تنها زبان یک قوم؛ بلکه زبان دین ما است و آشنایى با آن، ما را مستقیما با پیام خدا و سنت قولى پیامبرصلى الله علیه وآله وسلم و ائمه هدى‏علیهم السلام آشنا مى‏سازد. عربى بودن نماز، موجب انس و ارتباط دائمى مسلمانان با زبان دین و کتاب آسمانى مى‏شود و زمینه آشنایى هرچه بهتر و مستقیم‏تر از معارف دینى را فراهم مى‏آورد.
4- از منظر جامعه‏شناسى زبان، یکى از مهم‏ترین ابزارهاى انتقال و پویایى فرهنگى است. فرهنگ‏پذیرى(Acculturation) و جامعه‏پذیرى(Socialization) در حد بسیار بالایى وامدار زبان مى‏باشد. اگر استعمار جدید(Neo_colonialism) با تمام توان خود در بسط زبان خود مى‏کوشد، از آن روست که بهترین راه تحمیل فرهنگ خود و بیگانه سازى ملت‏ها با هویت خویش، در گرو تغییر زبان و ادبیات است. براى مسلمانان، پیوند دائمى و فزاینده با زبان عربى - که حاوى فرهنگ، ادبیات و معارف دینى است - یک ضرورت اجتناب‏ناپذیر است و بدون آن جامعه اسلامى، با شتاب بیشترى دستخوش استحاله فرهنگى خواهد شد. از این رو شارع مقدس اسلام از طریق نمازهاى پنجگانه، پیوند با زبان دین را نهادینه و دائمى ساخته تا به این وسیله انتقال و پویایى فرهنگ اسلامى، در همه نسل‏ها و صیانت آن در برابر تهاجمات فرهنگى بیگانگان، در حد بالایى تضمین شود.
5- یکى از ابزارهاى وحدت انسان‏ها اشتراک در زبان است و نماز الگویى بسیار زیبا از وحدت بشرى را به نمایش مى‏گذارد. پرستش خداى یگانه در سراسر جهان با افعال، اذکار و زبان واحد، چیزى است که در هیچ جاى جهان، نظیرى براى آن نمى‏توان یافت.
دکتر محمد جواد شریعت خاطره برخورد با مرحوم حاج آقا رحیم ارباب را چنین بیان مى‏کند:
سال 1332 شمسى بود، من و عده‏اى از جوانان پر شور آن روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلى دارد نماز را به عربى بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسى نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به فارسى بخوانیم و همین کار را هم کردیم. والدین کم کم از این موضوع آگاهى یافتند و به فکر چاره افتادند.
آنها پس از تبادل نظر با یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهى دیگر برگزینند. چون پند دادن آنان مؤثر نیفتاد؛ ما را نزد یکى از روحانیان آن زمان بردند. آن روحانى وقتى فهمید ما به زبان فارسى نماز مى‏خوانیم، به شیوه‏اى اهانت‏آمیز نجس و کافرمان خواند. این عمل او، ما را در کارمان راسخ‏تر و مصرتر ساخت.
عاقبت یکى از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیةاللَّه حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت. آنان نزد آقاى ارباب شتافتند و موضوع را با وى در میان نهادند. او دستور داد در وقتى معیّن، ما را خدمتش رهنمون شوند. در روز موعود ما را - که تقریباً پانزده نفر بودیم - به محضر مبارک ایشان بردند. در همان لحظه اول، چهره نورانى و خندان وى ما را مجذوب ساخت. آن بزرگ مرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتى استثنایى روبه رو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایى از همه ما را صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسى نماز نمى‏خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید.
وقتى آنها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یکى یکى خودتان را معرفى کنید و بگویید در چه سطح تحصیلى و چه رشته‏اى درس مى‏خوانید. آن گاه به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش‏هاى علمى مطرح کرد و از درس‏هایى مانند جبر، مثلثات، فیزیک، شیمى و علوم طبیعى مسائلى پرسید که پاسخ اغلب آنها از توان ما بیرون بود. هر کس از عهده پاسخ بر نمى‏آمد، با اظهار لطف وى و پاسخ درست پرسش رو به رو مى‏شد.
پس از آنکه همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود: والدین شما نگران شده‏اند که شما نمازتان را به فارسى مى‏خوانید، آنها نمى‏دانند من کسانى را مى‏شناسم که - نعوذبالله - اصلاً نماز نمى‏خوانند. شما جوانان پاک اعتقادى هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانى مى‏خواستم مثل شما نماز را به فارسى بخوانم؛ ولى مشکلاتى پیش آمد که نتوانستم.
اکنون شما به خواسته دوران جوانى‏ام جامه عمل پوشانیده‏اید، آفرین به همت شما. در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حلّ کرده‏اید. اکنون یکى از شما که از دیگران مسلطتر است، بگوید «بسم اللَّه‏الرحمن الرحیم» را چگونه ترجمه کرده است. یکى از ما به عادت دانش‏آموزان، دستش را بالا گرفت و براى پاسخ دادن داوطلب شد. آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه ما یک نفر است؛ زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند بر نمى‏آمدم.
بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید «بسم اللَّه» را چگونه ترجمه کردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جارى به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نکنم ترجمه درست «بسم اللَّه» چنین باشد. در مورد «بسم» ترجمه آن به نام عیبى ندارد. اما «اللّه» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم (خاص) خدا است و اسم خاص را نمى‏توان ترجمه کرد؛ مثلاً اگر اسم کسى «حسن» باشد، نمى‏توان به آن گفت زیبا چون ترجمه «حسن» زیبا است؛ امّا اگر به آقاى حسن بگوییم آقاى زیبا، خوشش نمى‏آید. کلمه «اللَّه» اسم خاصى است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق مى‏کنند. نمى‏توان «اللّه» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد.
خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کرده‏اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولى کامل نیست؛ زیرا «رحمن» یکى از صفات خدا است که شمول رحمت و بخشندگى او را مى‏رساند و این شمول در کلمه بخشنده نیست؛ «رحمن»؛ یعنى، خدایى که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم مى‏کند و همه را در کنف لطف و بخشندگى خود قرار مى‏دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن عطا مى‏فرماید. در هر حال، ترجمه بخشنده براى «رحمن» در حد کمال ترجمه نیست.
خوب، «رحیم» را چطور ترجمه کرده‏اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». آیةاللَّه ارباب فرمود: اگر مقصودتان از «رحیم» من بودم - چون نام وى رحیم بود - بدم نمى‏آمد «مهربان» ترجمه کنید؛ امّا چون رحیم کلمه‏اى قرآنى و نام پروردگار است، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهى به دهى مى‏برد؛ زیرا «رحیم»؛ یعنى، خدایى که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو مى‏کند.
پس آنچه در ترجمه «بسم الله» آورده‏اید، بد نیست؛ ولى کامل نیست و اشتباهاتى دارد. من هم در دوران جوانى چنین قصدى داشتم؛ امّا به همین مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسى منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم، موضوع خیلى پیچیده‏تر مى‏شود. امّا من معتقدم شما اگر باز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن به فارسى برندارید؛ زیرا خواندنش، از نخواندن نماز به طور کلى بهتر است.
در این‏جا همگى شرمنده و منفعل و شکست خورده از وى عذرخواهى کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نماز به عربى، نمازهاى گذشته را اعاده کنیم. ایشان فرمود: من نگفتم به عربى نماز بخوانید، هر طور دلتان مى‏خواهد بخوانید. من فقط مشکلات این کار را براى شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وى طلب بخشایش و از کار خود اظهار پیشمانى کردیم. آیةاللَّه ارباب، با تعارف میوه و شیرینى، مجلس را به پایان برد. ما همگى دست مبارکش را بوسیدیم و در حالى که ما را بدرقه مى‏کرد، خدا حافظى نمودیم. بعد نمازها را اعاده کردیم و از کار جاهلانه خود دست برداشتیم.
بنده از آن به بعد گاهى به حضور آن جناب مى‏رسیدم و از خرمن علم و فضیلت وى خوشه‏ها بر مى‏چیدم. وقتى در دوره دکتراى‏زبان و ادبیات فارسى دانشگاه تهران به تحصیل مشغول بودم، گاه نامه‏ها و پیغام‏هاى استاد فقید مرحوم بدیع‏الزمان فروزانفر را براى وى مى‏بردم و پاسخ‏هاى کتبى و شفاهى حضرت آیةاللَّه را به آن استاد فقید مى‏رساندم و این افتخارى براى بنده بود. گاه ورقه‏هاى استفتایى که به محضر آن حضرت رسیده بود، روى هم انباشته مى‏شد. آن جناب دستور مى‏داد آن‏ها را بخوانم و پاسخ را طبق نظر وى بنویسم. پس از خواندن پاسخ، اگر اشتباهى نداشت، آن را مهر مى‏کرد. در این مرحله با بزرگوارى‏هاى بسیار آن حضرت، رو به رو بودم که اکنون مجال بیان آنها نیست. خدایش بیامرزد و در دریاى رحمت خویش غرقه سازد؛ انّه کریمٌ رحیم{ ؛ }مجله پرسمان، پیش شماره 4، صفحه 6 و 7.{.
خلاصه این که خواندن نماز به یک زبان(عربی) از طرف تمام مسلمانان رمز وحدت و نشانه یگانگی مسلمانان است و با توجه به این که زبان عربی به اعتراف اهل فن یکی از وسیعترین و جامعترین زبانهای دنیاست، این حقیقت روشن می شود که: تمام فرق مسلمانان می توانند آن را به عنوان یک زبان بین المللی بشناسند و از آن به عنوان حسن تفاهم و همبستگی اسلامی استفاده کنند.
علاوه بر این، خواندن نماز به یک شکل و صورت معین آن را از دستبرد و تحریف و آمیخته شدن به خرافات و مطالب بی اساس که بر اثر مداخله افراد غیر وارد-هنگام ترجمه آن به زبانهای دیگر- رخ می دهد نگاه می دارد و به این وسیله روح این عبادت اسلامی محفوظ تر می ماند.
گذشته از همه این حکمت ها، خداوند که آفریدگار انسانها است و انسان را برای تکامل و رسیدن به سعادت آفریده است، نماز را به همین شکل متعارف وسیله عروج و ارتقای آدمی قرار داده است که این عروج و پرواز در فضای معنویت و تعبد و بندگی است، بندگی که مولای عارفان علی(ع) به آن افتخار می کند: کفی بی فخرا ان اکون لک عبدا: خدایا! افتخارم همین بس که بنده تو هستم.
البته انسان ها می تواندبا هرزبانی ارتبا ط باخداوند برقرارنموده وبا او سخن بگویدراز ونیاز کرده وبه مبدا هستی متصل شود اما نماز طبق دستورخداوند بنا به حکمت های که ذکر شدبا ید به عربی خوانده شود.