چه کنم تا حسادت را از دل خود دور کنم چون گاهی بیخود در دلم حسادت بوجود می آید بدون اینکه خودم بخواهم حتی نسبت به برادر و پدر ... و نمی دانم علتش چیست؟ به خاطر فکره، سابقه داشتن در این گناهه و ... را نمی دانم خدا می داند، لطفا کمکم کنید.(من یک نوجوان 18 ساله هستم.)

پاسخ از مشاوره و پاسخگویی مقام معظم رهبری در دانشگاه

(www.porseman.org):

از دیدگاه روان شناسان ریشه حسادت ضعف اعتماد به نفس است یعنی به دلایل روان‌شناختی، افرادی که اعتماد به نفس پایینی دارند و هویت خود را از درون خویش دریافت نمی‌کنند و نیازمند و وابسته به تایید دیگران هستند. در واقع افراد حسود به دنبال ضعف اعتماد به نفس و احساس نداشتن امنیت در شرایطی که هستند به رقابت‌های ناسالم دست می‌زنند. برای مثال، همه ما دوست داریم در روابط اجتماعی نسبت به هم ردیف‌های خودمان رشد کنیم و برای این رشد و ترقی همواره تلاش می‌کنیم و موفقیت‌های دیگران را علاوه بر تحسین کردن، گاهی به صورت الگوی خود قرار می‌دهیم اما افراد حسود سعی می‌کنند با خراب کردن چهره کسانی که در سطح بالاتری از ‌آنها هستند و در واقع با کاستن ارزش آن اشخاص در نظر دیگران، خود را بالاتر و بهتر جلوه دهند. آنها مدام در تلاش‌اند که موازنه منفی ایجاد کنند و به جای کوشش برای رسیدن به سطوح بالاتر، آنهایی را که در سطح بالا هستند، به پایین می‌کشند تا به اصطلاح با هم در یک مقطع قرار بگیرند. این تلاش ناسالم، انرژی زیادی از آنها می‌گیرد و بسیار آزارشان می‌دهد. (. در بچه‌ها اغلب حسادت‌ها به علت مورد توجه قرار گرفتن از سوی والدین است) در بزرگسالان ریشه آن همان نداشتن اعتماد به نفس است. گاهی حسادت در روابط میان زن و شوهرها دیده می‌شود که متاسفانه جنبه بیماری‌زایی دارد. برای مثال، مردی نسبت به زیبایی همسرش حسادت می‌کند و ناخودآگاه او را به نازیبا شدن ترغیب می‌کند. در خانم‌ها نیز حسادت دیده می‌شود و اغلب در مواردی که شوهرشان برجسته و مورد توجه باشد، دیده می‌شود اما بیشتر اوقات چون آقایان هستند که تمایل دارند همیشه همسرشان در برخی زمینه‌های اجتماعی و غیره از آنها پایین‌تر باشد و این موضوع را قانون می‌دانند، به خانم‌های خود حسادت می‌کنندیا گاهی جلوگیری از ادامه تحصیل و.... دادن اعتماد به نفس و بالا بردن حس امنیت طرف وظایف شماست.
امام محمد غزالی گفته: حسادت معمولا در حوزة مادیات اتفاق می افتد. چیزهایی مثل پول، شهرت، قدرت و امثال این ها. در حوزة معنویات، معمولا حسادتی در کار نیست، چرا که معنویات، ماهیتا تمام شدنی نیستند. یعنی نامحدودند و هر کسی به هر میزانی که دلش بخواهد و به هر میزانی که برای آن دلخواسته اش زحمت بکشد، به فراخور حالش نصیب می برد. لابد به همین دلیل است که می گویند در بهشت، هیچ حسادتی وجود ندارد. امام محمد غزالی معتقد است که حسادت، ریشه در۷ چیز دارد:
۱ـ دشمنی: وقتی کسی با کسی دشمن است، تحمل ندارد که دشمنش را برخوردار ببیند. یعنی نمی تواند مواهب دنیوی را در زندگی دشمنش ببیند و دم برنیاورد. بعضی ها این گونه به حسادت می افتند.
۲ـ جاه طلبی: آدم جاه طلب، از جاه طلبی سیر نمی شود. چنین آدمی نمی تواند هیچ کسی را در هیچ زمینه ای، بالاتر و برتر از خودش ببیند و به هر کسی که در هر چیزی از او بالاتر و برتر باشد، حسادت می کند.
۳ـ غرور و تکبر: آدم مغرور هم نمی تواند کسی را پیشاپیش خودش و بهره مندتر از خودش ببیند. آدم های مغرور در چنین موقعیتی، احساس شکست می کنند و به گرداب حسادت می افتند.
۴ـ حیرت و شگفت زدگی: گاهی اوقات، بعضی ها از این که شخص دیگری به چیزی رسیده است که آن ها به آن نرسیده اند یا اصلا نمی توانند برسند، دچار حیرت و شگفتی مفرط می شوند. این شگفتی نیز، از دیدگاه امام محمد غزالی، می تواند زمینه ساز حسادت باشد: چطور او توانست این قدر موفق شود؟... چطور او توانست این همه ثروت و شهرت به دست بیاورد؟ و...
۵ـ ترس: گاهی آدم وقتی می بیند کسی یا کسانی به بعضی چیزها و موقعیت ها رسیده اند، می ترسد که مبادا خودش به آن چیزها نرسد و به واسطة همین نرسیدن، مورد سرزنش و تحقیر واقع شود. این موقعیت هم، موقعیت حسادت آوری است. بعضی ها این گونه گرفتار حسد می شوند.
۶ـ طلب احترام: همة انسان ها دوست دارند که در جامعة دور و بر خودشان مورد عزت و احترام باشند. اما برای رسیدن به این عزت و احترام، از نگاه غزالی، دو راه پیش رو داریم: یا محترم و قابل احترام شویم و یا این که چهرة آدم های محترم و قابل احترام را مخدوش کنیم. امام محمد غزالی، ضمن تقبیح عمل این گروه دوم، می گوید: این دسته به ورطة حسادت درمی غلتند، به شهوت کسب احترام بیشتر.
۷ـ سرشت بد: بعضی ها هم بدون هیچ دلیل خاصی، اصلا نمی خواهند و نمی توانند که دیگران را خوشبخت و کامیاب ببینند. اگر انتخاب با این قبیل آدم ها باشد، آن ها دلشان می خواهد همة مردم در فلاکت و بدبختی غرق شوند، به جز خودشان.
رزیلت حسادت از دیدگاه اسلام:
از نظر اسلام، حسادت، صفتى ناشایست و بیمارى اخلاقى خطرناکى است که باعث فساد و هلاکت روح و جسم آدمى مى‏شود. بى‏تردید، هنگامى که انسان مشاهده مى‏کند که دیگران نعمت یا امکاناتى دارد، که او ندارد، به طور طبیعى ملول و افسرده مى‏شود. در اصل این حالت که در تمامى انسان‏ها کم و بیش وجود دارد، شرّ و ضد ارزش نیست آنچه در اخلاق اسلامى به عنوان «صفت مذموم و ضد ارزشى» معرفى شده است، حالت افراطى و ظهور عملى آن است. هنگامى که فردى آرزو مى‏کند، نعمت و امکانات دیگران از ایشان سلب شود یا از بین برود و این آرزو را در عملکرد خود نیز آشکار مى‏سازد، «حسود» و عمل چنین شخصى نیز «حَسَد یا حسادت» نامیده مى‏شود.
البته رقابت با حسادت فرق دارد. رقابت باعث رشد و شکوفایى انسان مى‏شود ولى حسادت خوره روح و جسم آدمى و موجب تباهى دنیا و آخرت اوست قال امیرالمؤمنین على (ع): ثمرةُ الحَسَدِ شَقاءُ الدُّنیا وَ الآخرةِ؛ امیر مؤمنان على (ع) فرمودند: میوه و نتیجه حسد، بدبختى در دنیا و آخرت است. (غررالحکم، ح 4632) و به فرمایش معصومین (ع) حسادت ایمان را تباه مى‏کند، آنچنان که آتش هیزم را مى‏خورد و نابود مى‏سازد. (الحسدُ یأکُل الایمان کما یأکلُ النار الحطب»
من از حسود به رنجم ولى هزاران شکرکه نیست با حسود رشک خاطرم محزون‏
(ملک‏الشعراى بهار)
شناخت و درمان حسد
ابتدا باید فرق بین «غبطه» و «حسادت» روشن گردد. «حسادت» آن است که انسان از نعمت دیگران ناراحت شود و آرزوى از بین رفتن آن را داشته باشد. اما در «غبطه»، انسان از نداشتن خود آزرده خاطر است؛ نه از بهره‏مندى دیگران. در نتیجه آرزو یا تلاش نمى‏کند که نعمت از دیگرى سلب گردد؛ بلکه از نعمت دیگران خوشحال است و دعا و تلاش مى‏کند که خود نیز به آن برسد. معمولاً در نعمت‏هاى عبادى و معنوى، مِثلِ حالِ خوش در نماز و سجده نسبت به دیگران، حالت غبطه به انسان دست مى‏دهد.
درمان حسد، دو رکن اساسى دارد: درمان نظرى؛ (شناخت ابعاد و نتایج آن در دنیا و آخرت) و درمان عملى.
یک. درمان نظرى‏
درمان نظرى حسد زمینه‏ها و ابعاد مختلفى دارد؛ از جمله:
1-1. شناسایى ریشه‏ها، علل و عوامل پدید آورنده و رشد دهنده حسد؛
1-2. گستره، انواع و اشکال بروز حسد؛
1-3. زیان‏هاى فردى و اجتماعى حسد؛
1-4. انگاره‏ها و دانسته‏هایى که تأثیر مستقیم در درمان حسد و یا کاهش آثار آن دارند.
اکنون به اختصار پاره‏اى از آنچه به این بخش مربوط است بیان مى‏شود:جهت آگاهى بیشتر نگا: صدر، سید رضا، حسد، (قم: بوستان کتاب، چاپ سوم 1382)، صص 211 - 290.
الف. حسد، نه تنها زیانى براى شخص مورد حسد (محسود) ندارد؛ بلکه چه بسا به نفع او و به ضرر حسود است؛ زیرا به فرض که حسادت دیگران موجب غیبت یا تهمت او شود؛ این کار باعث از بین رفتن گناهان او و به دوش کشیده شدن آنها توسط حسود نیز مى‏گردد. در حالى که انسان خردمند، هیچ گاه ضرر خود را نمى‏خواهد و چه ضررى بالاتر از حسدورزى!
ب. خداوند بنابر حکمت بالغه خود، نظام جهان را به گونه‏اى قرار داده است که انسان‏ها از جهاتى - چون استعداد، قیافه، مال، خانواده و ... - با یکدیگر تفاوت‏هایى داشته باشند. یکى از حکمت‏هاى این مسئله، امتحان و ابتلایى است که باید برقرار باشد. اگر آدمى حقیقت این مطلب را درک کند و به عمق آن دست یابد، آن گاه بر موقعیت دیگران رشک نخواهد برد؛ چرا که همه این موهبت‏ها و تفاوت‏ها را به جهت جریان حرکت زندگى و فلسفه‏اى که وراى آن است، مى‏داند. افزون بر آن این نکته را در نظر دارد که هر نعمتى مسئولیت‏هاى سنگینى نیز در پى دارد و تحمل هر کاستى و صبورى در برابر هر مشکلى، پاداش‏هاى بزرگى به ارمغان مى‏آورد.
ج. توجه به معاد و نعمت‏ها و درجات والاى پرهیزگاران در قیامت و آخرت، آدمى را از چشم دوختن به متاع دنیا باز مى‏دارد. خداوند در قرآن خطاب به پیامبرصلى الله علیه وآله مى‏فرماید: «لا تَمُدَّنَّ عَیْنَیْکَ إِلى‏ ما مَتَّعْنا بِهِ أَزْواجاً مِنْهُمْ وَ لا تَحْزَنْ عَلَیْهِمْ» ؛حجر(15)، آیه 88. «چشم از این متاع ناقابل دنیوى که به برخى داده‏ایم ، بازگیر و بر اینان اندوه مخور».
اگر آدمى به حقیقت، معناى «و رِزْقُ رَبِّکَ خَیْرٌ وَ أَبْقى‏»؛ «و روزى پروردگار تو بهتر و پایدارتر است»، طه (20)، آیه 131. را دریابد، دیگر چشم به امکانات و برخوردارى‏هاى این و آن نخواهد دوخت و عمر خود را بر سر این غصه گزاف نخواهد گذاشت. به گفته حافظ :
نقد عمرت ببر و غصه دنیا به گزاف‏گر شب و روز در این قصه مشکل باشى‏
گرچه راهیست پر از بیم زما تا بر دوست‏رفتن آسان بود ار واقف منزل باشى‏
د. بسیارى از نعمت‏هایى که به دیگران مى‏رسد، جنبه اختصاصى ندارد و با تلاش و کوشش، همراه با درایت و بینش مى‏توان بهتر از آن را نیز فراچنگ آورد. بنابراین راه رشد، ترقّى و تعالى بسته نیست؛ لیکن باید واقع‏بینانه راه آن را شناخت و در جهت آن اقدامات لازم را به عمل آورد.
دو. درمان عملى‏
بدون درمان عملى و تلاش و مجاهدت براى ریشه کنى بیمارى خطرناک حسد، نمى‏توان سلامت نفس از این صفت ناپسند انتظار کشید. از این رو کاربست شیوه‏هاى عملى در این راستا ضرورى و اجتناب‏ناپذیر است. پاره‏اى از این روش‏ها عبارت است از:
2-1. رفتار مخالف: عمل بر ضد مقتضاى حسد در گفتار و کردار؛ مانند: تواضع، خیرخواهى، خدمت به دیگران، شاد شدن از رسیدن خیر به دیگران و ریشه کنى حسد از طریق نابود کردن خباثت‏هاى نفسانى (مانند تکبر، ریاست طلبى، دنیا خواهى و ... ).
آیة اللَّه صدر به استناد سخن پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله: «هنگامى که رشک ورزیدى، در پى آن مرو»«اذا حسدت فلاتبع»، بحارالانوار، ج 74، ص 153 و ص 122. مى‏نویسد: «آنچه که حسود در مقام عمل باید انجام دهد، چیزى است که در آغاز بر او بسیار تلخ و ناگوار مى‏باشد. البته دارو تلخ است؛ ولى سرانجام شیرین دارد. حسود باید آنچه را دلش مى‏خواهد، نکند. براى مثال اگر دلش مى‏خواهد که از کسى بدگویى کند و رسوایش سازد، دهان خود را ببندد و دندان بر جگر بگذارد و کلمه‏اى بر زبان نراند؛ اگر آزردن کسى را مى‏خواهد، او را نیازارد؛ اگر مى‏خواهد براى نابودى یا سرنگونى کسى به وسایلى متشبث شود، نشود و به طور کلى خواسته دل را زیر پا بگذارد».صدر، سیدرضا، حسد، صص 298 - 299.
این روش وقتى به کمال مى‏رسد که به جاى پیروى از حسد، شخصى عکس آن عمل کند. به عنوان مثال نسبت به کسى که به او رشک مى‏برد، خوبى کند؛ از خوبى‏هاى او نزد دیگران سخن بگوید؛ در حق او دعا کند و از صمیم قلب از خداوند بخواهد که نعمت‏هایش را بر آن شخص افزون گرداند.
2-2. یادکرد نعمت‏ها: هرگاه از متنعّم بودن شخصى ناراحت و آزارده شد، باید متذکر نعمت‏هایى شود که خداوند به خود او داده است؛ چرا که خداى کریم هیچ فردى را محروم از همه نعمت‏ها نمى‏کند. همچنین اگر در زندگى خود گرفتار مشکلاتى است، باید افرادى را به یاد آورد که مشکلات بیشترى نسبت به خود دارند.
2-3. تقویت عقل: انسان باید عقل خود را با عمل تقویت کند. اگر آدمى از نیروى عقل و خرد به خوبى استمداد جوید و آن را بر دیگر قواى خود، حاکم و از آن پیروى کند؛ به تدریج تقویت خواهد شد و هراندازه به آن پشت و بر خلاف رهنمودهاى عقل عمل کند، به تضعیف آن پرداخته است. یکى از راه‏هاى تقویت عقل، گسترش معارف دین و پیروى دقیق از رهنمودهاى پیامبران است؛ زیرا تعالیم آنان بازگشاینده گنجینه‏هاى خرد است: «و یثیروا لهم دفائن العقول»؛بحارالانوار، ج 11، ص 60؛ نیز، نهج‏البلاغه، خطبه 1..
2-4. تبدیل حسد به غبطه: علت اصلى «حسد»، ناراحتى انسان از عدم موفقیت خویش است؛ یعنى، چرا او پیشرفت نکرده و دیگرى رشد خوبى کرده است. حسود به جاى تلاش براى رشد خویش، مى‏خواهد رشد دیگرى را متوقف کند. حال اگر انسان توجه کند که شکست دیگرى، هیچ کمک و سودى براى او ندارد؛ بلکه چه بسا مشکلاتى نیز به بار مى‏آورد، در این صورت راه درست را انتخاب مى‏کند و به جاى تخریب دیگران، مى‏کوشد خود را مانند آنان به موفقیت برساند. این حالت انسان (غبطه)، نه تنها بد نیست؛ بلکه موجب رشد و ترقّى او مى‏گردد. بنابراین مى‏توان با تبدیل حسد به غبطه، راه رشد و ترقّى را بر خود باز نمود و از آثار منفى آن در امان ماند.
2-5. خوش‏بینى: یکى از آفات حسد این است که باعث مى‏شود شخص حسود، به خوبى‏ها و درست‏کارى‏هاى دیگران با سوء ظن نگریسته و آن را حمل بر ریاکارى، عوام فریبى و...مى‏کند و به تخریب چهره مردم مى‏پردازد. درمان حسد، عمل بر ضد این حالات و نگرش خوش بینانه و برخورد دوستانه و صمیمانه با دیگران است.
2-6. دعا: تضرع و درخواست از خداوند، در پیراستن نفس از آلودگى‏ها - از جمله حسد - بسیار مفید و سودمند است. از جمله دعاهایى که در تصفیه نفس و پالایش آن تأثیر به سزایى دارد، دعاى شریف «مکارم الاخلاق» از صحیفه سجادیه مى‏باشد.
2-7. تلقین: تلقین یکى از راه‏هاى پیراستن نفس از صفات ناپسند است. کار بست این روش با مخاطب قرار دادن خود، تأثیر زیادى دارد. بدین سان هر گاه شراره‏هاى حسد در دل زبانه کشید، شخص مى‏تواند قدرى در خود تأمل کند؛ سپس بگوید: «نه، من دیگر چنین نیستم»، «من دیگر خوب شده‏ام»، «من از حسد نفرت دارم و ریشه شیطانى حسد را از وجود خود کنده‏ام» و «اى شیطان! از من دور شو که دیگر مرا با تو کارى نیست».جهت آگاهى بیشتر نگا: صدر، سید رضا، همان صص 291-304.
راه حل معالجه و از بین بردن حسادت مانند سایر بیماری های درونی و قلبی از دو راه علم و عمل ممکن است. از نظر علم و آگاهی باید فرد حسود به چند نکته توجه داشته باشد:
1- دنیا محل گذر و سرای فنا است و در این چند روز که در دنیا مهمان هستیم، حسد بر بندگان خدا بردن کاری عاقلانه نمی باشد. تا چشم بر هم زنیم نه از حاسد اثری مانده و نه از حسود:
آخر همه کدورت گلچین و باغبانگردد بدل به صلح چون فصل خزان شود
2- حسد باعث ضرر دین و دنیای حاسد است و به محسود نه تنها ضرری نمی رسد، بلکه نفع دنیا و آخرت نصیب او می گردد.
3- حسادت در واقع اظهار ناخشنودی از قضای پروردگار و ناخرسندی از بخشش و عطای اوست و حاسد بر این باور است که کار خدا درست نبوده و خداوند به عدالت رفتار نکرده است و در نتیجه اصل توحید و ایمان حاسد فاسد و تباه می گردد.
4- حسادت باعث کینه و دشمنی و فاصله گرفتن از محبت و مهربانی می گردد و حسود شریک و هم فکر و دنباله رو شیطان است.
5- انسان حسود پیوسته غمگین و تنگدل و پریشان خاطر است، چنانچه در حدیث آمده است: «الحسود مغموم» (بحار الانوار، ج 73، ص 256، ح 29) یعنی؛ انسان حسود غمگین و افسرده است و در زندگی طعم گوارای نعمت هایی را که خداوند به او عنایت کرده نمی چشد.
در حدیث دیگری می خوانیم: «اقل الناس لذه الحسود؛ حسود در زندگی از همه کمتر لذت می برد» (همان، ص 250، ح 8).
6- خداوندی که فیاض و عطابخش مطلق است هر عزت و نعمت را که به بندگانش عنایت کرده، برای آن مدت معینی قرار داده و هیچ کس نمی تواند این مدت را تغییر دهد و اگر با حسادت کسی، نعمت خداوندی از کسی گرفته می شد، نعمتی در عالم برای هیچ کس باقی نمی ماند چون کسی نیست که مورد حسادت نباشد.
7- حسود در واقع کمر به دشمنی خود بسته و قصد نابودی خود را نموده و هر لحظه با غصه و غم خود را ذوب می کند و از عمر و جسم خود می کاهد و به جای بهره مندی از عمر و جوانی و نعمت های الهی در فکر نابودی و زوال نعمت های دیگران است.
راه حل های عملی برای ریشه کنی حسادت:
باید برخلاف اقتضای حسادت خود را موظف به خیرخواهی و احسان به فرد محسود کرد، مثلا اگر به خاطر حسادت بر کسی تکبر ورزیده ایم باید خود را وادار به تواضع در برابر او نموده و اگر از او بدگویی و یا غیبت او را کرده ایم باید در برابر مردم و در مجالس از خوبی و امتیازات او بگوییم و زبان به مدح و ثنا و تعریف و تمجید او بگشاییم و اگر از دیدن او مکدر و ناراحت شده ایم و به او جسارتی کرده و یا زخم زبانی زده ایم باید خود را به شکفته رویی و خوش برخوردی و گفتار خوش با او وادار نماییم و اگر حسادت مانع احسان و هدیه دادن به او شده با عطا و بخشش و دادن هدایایی او را خرسند نماییم.
تکیه و اصرار و مداومت بر این اعمال باعث می شود که این کارها ملکه انسان گردد و حسد از درون انسان ریشه کن گردد و علاوه بر این دل محسود را با انسان صاف و مهربان می کند و محبت حاسد را در قلبش جا می دهد و کدورت تبدیل به دوستی و صفا می گردد.
منابع اصلی اخلاق اسلامی:
-راه روشن, ترجمه مهجه البیضاء فیض کاشانی
- اخلاق اسلامی, ترجمه جامع السعادات ملا مهدی نراقی
- معراج السعاده، ملا احمد نراقی
- نقطه های آغاز در اخلاق عملی آیت الله مهدوی کنی
- اخلاق در قرآن (3 جلد) مصباح یزدی
- اخلاق در قرآن، آیت الله جوادی آملی