برای انس با کتاب چه کار کنم؟

پاسخ از مشاوره و پاسخگویی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

(www.porseman.org):

 

رفاقت با کتاب، انس با مطالعه
یکی از کمبود «کتاب » می نالد، دیگری از کمبود «مطالعه » . گاهی کتاب و کتابخانه موجود و دم دست است، اما اشتیاق مطالعه و انگیزه کتابخوانی نیست .
گاهی هم شوق خواندن هست، اما یا نمی دانیم «چه بخوانیم؟» ، یا آن چه را می خواهیم، نمی یابیم یا گران است و دسترسی به آن، مشکل .
به هرحال، «مطالعه » خوراک روح و فکر انسان است و «کتاب » ، سفره ای است که غذاهای گوناگون را در اختیار خوانندگان می گذارد. اگر اشتهای ما کور شده باشد، کتابها چه تقصیری دارند؟ پس نباید ضعف ها را همیشه به گردن دیگران و مسؤولان فرهنگی انداخت.
گاهی بی رغبتی به مطالعه، می تواند عامل بسیاری از نارساییهای فکری و ضعف بینش و سطحی نگری در مسایل مربوط به اندیشه و جامعه باشد.
«نویسندگان » ، به صورت تولیدکنندگان فراورده های فکری، یا به عنوان عامل تهیه و توزیع و عرضه، سهم و نقش دارند، نقشی که گاهی بنیادین و سرنوشت ساز است.
دانشجو، باید «جویای دانش » باشد، همیشه، همه جا و در هر شرایط . باید با کتاب، دوست شد، انس گرفت، در سفر و حضر آن را همراه داشت و خستگی های روحی و عدم نشاط را با آن درمان کرد و مطالعه را گامی برای جلوگیری از هدر رفتن فرصت ها دانست.
خوشبختانه «کتاب و مطالعه » ، با همه گسترش ها و تنوعی که در رسانه ها و امکانات ارتباطی و اطلاع رسانی و فیلم و فرستنده و ماهواره و . . . پدید آمده، جایگاه خود را دارد و «کتابخوانی » بخش عمده ای از اوقات بسیاری را به خود اختصاص می دهد.
به کتاب، باید به دید یک «پزشک روح و فکر» نگریست.
کتابخانه، کمتر از داروخانه نیست . تاثیر مطالعه بر فکر و اخلاق و دیدگاهها و زندگی انسان نیز، ناچیزتر از قرص و کپسول و گیاهان دارویی و مراقبت های بهداشتی نیست . کمبود مطالعه، در هر شخص و جامعه ای که باشد، یک عارضه نامطلوب است که باید با آن مقابله کرد و به درمانش پرداخت و افراد بی خیال را به «عارضه » بودن آن توجه داد.
این توجه و این نیاز، در حیات دانشجویی، هم ضروری تر و هم مشهودتر است.
وقتی کتاب، درمان روح است و مطالعه هم غذای فکر و جان، در گزینش این دارو و نسخه گرفتن از پزشکان اندیشه (نویسندگان و صاحبان فکر و قلم) باید دقیق بود، زیرا عوارض مطالعات نادرست و کتابخوانی غلط، یا خواندن کتاب های مضر و بیهوده و فرصت کش، بیش از غذای مسموم است و بیشتر لغزش ها، معلول کم اطلاعی یا خواندن آثار سست و ضعیف یا انحرافی است، یا پذیرش القاءات و اندیشه های بی بنیاد و مغالطه آمیز برخی از اهل قلم.
پس چندان ناروا نیست اگر از طریق مطالعه، به نوعی «کتاب درمانی» روی آوریم و بیماری هایی همچون یاس و نومیدی، افسردگی، جهل، شک، بی خبری، ضعف بینش، کاستی های اخلاقی، گمراهی های سیاسی و انحرافات اعتقادی را با مطالعه آثار متقن و سودمند و جذاب، درمان کنیم و ناتوانی خویش را در عرصه اندیشه، با خواندن آثار غنی جبران کنیم و توانا شویم.
از هر کس هم عذر «اهل مطالعه نیستم » پذیرفته باشد، از دانشجو پذیرفته نیست، چرا که تار و پود حیات دانشجویی، با علم و کتاب و استاد و بحث و مطالعه و پرسش و کاوش آمیخته است . و خواندن، جزو خمیرمایه زندگی جوانان ما در این مقطع از تحصیلات و زندگی و عمر است .
از دیگرسو، برای انبوه کتاب های بی شمار و جدید و خواندنی هم باید فکری کرد و چاره ای اندیشید، چون قطعا به خواندن همه خواندنی ها نمی رسیم . چه راهی می ماند؟ جز انتخاب و به گزینی و اولویت بندی؟ ! این نوعی به بهره وری رساندن ساعات عمر و «مدیریت زمان » است . بدون این گزینش و مدیریت، ظرفیت ذهنی ما از آنچه که ضروری و مفید و اولویت دار نیست پر می شود و جا و زمینه و فرصت برای «اولویت های مطالعاتی » باقی نمی ماند .
از همین جا، لزوم بهره گیری از متد و روش آشکار می شود، چون مطالعه روشمند، بازدهی بیشتری دارد و کتاب خوانی بدون اصول و ضوابط و روش درست، ضایعات فکری و وقتی پیش می آورد و . . . چه بسیار انسان ها که از بیهودگی آنچه در گذشته خوانده اند، یا نادرست بودن روش کار کتابخوانی، گله مندند و متاسف . ولی، حسرت مشکلی را حل نمی کند .
به جای آنکه کتاب، شمار را غافلگیر کند و وقت شما را در سلطه خویش بگیرد، «قدرت انتخاب » را از دست ندهید، مطالعه «فعال » داشته باشید نه «انفعالی » ، گزینشی عمل کنید نه از دم و کیلویی!
وقتی در هر کاری، داشتن روش، مسیر، برنامه و طرح، کارساز و مفید است، چرا در مطالعه نباشد؟ سیر مطالعاتی و طرح مطالعاتی و راهنمای کتابخوانی و مشاوره درباره اینکه چه باید خواند و چگونه و چه مقدار و درباره کدام موضوع و . . . نشانه ارزش شناسی درباره عمر و جوانی و نعمت فرصت و فراغت است .
روشمندی، در هر کاری از جمله مطالعه، ما را به بیشترین دستاورد با کمترین تلاش و هزینه می رساند، یعنی نوعی پیموندن راه «میان بر» است . حتما در این زمینه، کتاب های مستقلی را که نگاشته شده و حاصل دانش و تجربه پیش کسوتان است، بخوانید .
در مطالعه، «کمیت » و مقدار، نباید برتر از «کیفیت » تلقی شود . زیاد خواندن مهم نیست، خوب و عمیق خواندن و خوب فهمیدن و نیکو به کار بستن مهم است .
به هر حال، «کمبود وقت » را که خیلی ها از آن می نالند، می توان با نظم در کتابخوانی و تنظیم وقت مطالعه و جلوگیری از هدر رفتن لحظات و فرصت ها حل کرد .
اگر کسی ارزش سرمایه عمر را بداند و غافل نشود که این مجال ها و میدان ها، شاید دیگر هرگز به دست نیاید، اینگونه در خرج کردن سرمایه زمان و عمر، ولخرجی و ریخت و پاش نمی کند و حسابگرانه می کوشد تا این سرمایه را به سودرسانی برساند و از دست و دل بازی پرهیز می کند .
آنچه را می خوانید، با دیگران به بحث بگذارید،
از مطالعاتتان حتما یادداشت بردارید،
مطالعه موضوعی را بر «پراکنده خوانی » ترجیح دهید،
موارد مبهم و نیازمند به سؤال را هنگام مطالعه، یادداشت کنید،
هنگام خواندن، تمرکز فکری خود را حفظ کنید و کنترلی بر ذهن خویش داشته باشید،
کتاب های خوب و ضروری را که باید حتما خواند، از اساتید هر فن و کارشناسان هر موضوع بپرسید و اگر خیلی خوب و مفید است، به یک بار خواندن آن اکتفا نکنید .
درباره آنچه می خوانید، عمیقا بیندیشید و در ذهن خود آنها را حلاجی کنید،
مطالعات خویش را برای دیگران بازگو کنید، تا هم در ذهن خودتان بیشتر رسوخ کند و از یادتان نرود، هم به دیگران هم از محصول مطالعات خود، بهره برسانید،
با کتاب، دوست باشید و اوقات فراغت خود را با کتابخوانی پرنشاط کنید،
با خرید کتاب های خوب، نیاز روح و فکر خودتان را (مثل نیاز شکم) برطرف سازید،
کتاب های خوب و اثر گذار یا پر مطلب و غنی را به دوستانتان هم معرفی کنید،
از «محتکران کتاب » نباشید و به دیگران هم امانت بدهید تا خانه و اتاق شما یک «کتابخانه امانی » گردد .
اگر پول خرید کتاب ندارید، یا از کتابخانه یا از دوستان و آشنایان، امانت بگیرید و پس از خواندن و یادداشت برداری، به همان صورت اولیه (سالم و تمیز) به صاحبش برگردانید .
باری . . . رفاقت با کتاب، انس با مطالعه!