من حدودا پارسال بود که با برادرم اختلاف پیدا کردم و این اختلاف باعث شد بین ما حسادت و رشک بوجود بیاد اما الان الحمدلله بهتر شدیم،ولی پارسال وقتی که بین ما حسادت بوجود اومد من یکدفعه فکری تو ذهنم رسید و اون فکر این بود که برای چی باید نسبت به برادرم یا مردم محبت کنم،مردمی که گناهکارند و آخرش مردار میشوند و در زمان زنده بودن حمل نجاسات(مدفوع و غائط و.)میکنند،بعد کم کم این فکر باعث شد که نسبت به مردم حسودی کنم با اینکه شاید هیچ دلیل خاصی هم ندارد که نسبت به آنها حسادت کنم،حتی نسبت به پدر و مادر و خواهر و برادر و....و حتی نسبت به علمای بزرگوار و....و حتی گاه گاهی نسبت به خودم و یا خدا و....حالت حسادت در دلم بوجود میاد،نمیدونم برای چی این مشکل برام بوجود اومد و ریشه اش چیه،من حتی نسبت به غریبه ها که برای اولین بار هم اونا رو میبینم حالت حسادت در دلم بوجود میاد،حالا نمیدونم این حسادت و حالت حسادت ارادیه یا غیر ارادی،و البته این حسادت رو میشه گفت هم ابراز میکنم و هم ابراز نمیکنم یعنی در مواقعی ابراز میکنم و در مواقعی ابراز نمیکنم ولی بهرحال نمیدونم علت این حسادتهای بیخود چیه،بخاطر وسوسه شیطان و نفس اماره هست یا بخاطر افکار گناه حسادته یا کم شدن حس نوع دوستیه یا تکبره یا احساس کمبوده یا کم شدن احساس و عواطف و محبت انسانیه و....،نمیدونم،بهرحال من خیلی دوست دارم مثل مردم وقتی با دیگران و خانواده و..هستم رابطه خوبی داشته باشم و دلی پر از محبت نه حسادت و مردم منو دوست داشته باشند ،راستی یه نکته رو نگفتم و اون نکته اینه که وقتی من در دلم چنین احساسی (حالت حسادت)بوجود میاد و حسادت میکنم طرف مقابل هم میفهمه که دارم حسادتشو میکنم بنابراین اکثرا اون هم حسادتمو میکنه و خود به خود رابطه ما خراب میشه،ازتون التماس میکنم که ریشه مشکلمو بگید و منو کمکم کنید که چنین مشکلم حل بشه و من انشاءالله مثل پیامبر به مردم محبت کنم ،من هرچه به مردم محبت میکنم بلافاصله فکر حسادت و در دلم حسادت بوجود میاد و این محبتم به حسادت تبدیل میشه و اگر دوباره محبت کنم باز دوباره چنین حالتی(فکر حسادت و در دلم حسادت)بوجود میاد و اگر شاید ده بار کنم باز چنین مشکلی برام بوجود میاد،خواهشا کمکم کنید، ازتون التماس می کنم، مشکلمو حل کنین تا راحت بشم، دستم به دامنتون!

پاسخ از مشاوره و پاسخگویی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

(www.porseman.org):

 

برادر عزیز، قبل از هر چیز لازم است توجه شما را به این نکته جلب کنیم که خطور افکار و عقاید و مطالب شرم آور، زشت و امثال آن مانند حسادت به دیگران که به صورت غیر اختیاری، ناخواسته، و تکراری وارد ذهن می شوند و فرد علی رغم تلاش در جهت جلوگیری از ورود آن ها به ذهن، قادر به کنترل آن ها نیست، ناشی از وسواس فکری است و خطور آن ها هیچ گناهی ندارد و دلیل بر بد بودن شما نیست. اصولا همین نگرانی شما دلیل بر ایمان بالا و تقوای شماست. پس نگران نباشید و سعی کنید به کمک راهکارهای ارائه شده زیر به تدریج از آن رهایی یابید:
1ـ مطمئن باشید و بدانید که وقتى به چیزى فکر مى کنید به این معنا نیست که به آن معتقد هستید، یا آن کار را انجام خواهید داد مثلاً اگر افکار حسادت آلود به ذهنتان خطور می کند به این معنا نیست به آن افکار معتقد هستید ودر حال حسدورزی می باشید. پس از این بابت احساس گناه نکنید، چون گناهی مرتکب نشده اید.
2ـ از ورود این افکار و مطالب به ذهنتان جلوگیری نکنید. بلکه نسبت به آن ها بی توجهی کنید و به آن ها اهمیت ندهید. مطمئن باشید اگر تحمل کنید پس از چندى شما را رها خواند کرد.
3ـ هرگاه افکار مزاحم به سراغ شما آمد خود را مشغول کار دیگرى کنید و با ایجاد حواس پرتى از آن افکار مزاحم دورى کنید.
4ـ هرگاه این افکار به سراغتان آمد و متوجه شدید، وسط افکار به خود بگویید: «بس است دیگر» و بدین وسیله رشته افکار مزاحم را قطع کرده و به سراغ مطلبى دیگر خواهید رفت.
5ـ از آنجا که معمولاً این افکار به هنگام بیکارى به سراغ فرد مى آید، سعى کنید با یک برنامه ریزى دقیق و حساب شده تمام اوقات شبانه روزى خود را پر کنید و هیچ گاه بیکار نباشید. به مطالعه، نظافت اتاق، کمک به دوستان، ورزش و... مشغول باشید. و هر گاه بیکار شدید خود را به کارى مشغول سازید.
-6 این گونه افکار بیشتر زمانی به سراغ انسان می آیند که تنهاست. بنابراین، سعی کنید زیاد تنها نمانید.
7- یکی از راه های مبارزه با وسواس فکری دعا و ذکر است. هر وقت دچار وسوسه شدید بدانید که این حالت از شیطان است و به خدا پناه ببرید. در روایات هست که ذکر لا حول و لا قوه الا بالله برای دفع وسوسه نفس وارد شده. (بحارالانوار، ج90، ص 186). در روایتی نیز نقل شده است شخصی به امام صادق(ع) از وسوسه شکایت کرد، حضرت فرمود دستت را بر سینه ات بکش و بگو بسم الله و بالله محمد رسول الله و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم اللهم امسح عنی ما احذر، سپس دستت را بر شکمت بکش و سه مرتبه همین ذکر را بگو.
راوی می گوید من به جهت وسوسه زیاد نمازم را قطع می کردم، با خواندن این دعا خداوند مشکل من را برطرف کرد. (بحارالانوار، ج 92، ص 138).
همچنین از پیامبر گرامی اسلام نقل شده است شخصی از انصار از وسوسه در نماز به پیامبر شکایت کرد، حضرت فرمود: هر گاه خواستی نماز بخوانی با انگشت اشاره دست راست به ران پای چپت فشار بده و بگو بسم الله و بالله توکلت علی الله اعوذ بالله السمیع العلیم من الشیطان الرجیم (بحارالانوار، ج 85، ص 238).V
خواندن دعای خضر(ع) نیز وارد شده ر.ک: (بحارالانوار، ج 92، 174).
7. سعی کنید از روحیه ای شاد و بانشاط برخوردار شوید. افسردگی، انزوا و در خودفرورفتگی را کنار بگذارید و با دیگران، به خصوص با افراد بانشاط و سرزنده نشست و برخاست کنید. ورزش را از یاد نبرید. گردش، کوهنوردی، شنا، و هر ورزشی که دوست دارید شما از گوشه گیری و انزوا و افسردگی به در می آورد.
برایتان آرزوی موفقیت می کنیم.