عقل یعنی چه؟ چراخداوند به انسانها عقل داده است؟

پاسخ از مشاوره و پاسخگویی نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها

(www.porseman.org):


 

عقل یعنی چه؟ چراخداوند به انسانها عقل داده است؟
آدمی موجودی است جامع که اگر بالفعل شود ، تمام مراتب هستی را در خود خواهد داشت ؛ یعنی در عین داشتن جنبه ی جمادی ، نبات نیز خواهد بود ؛ و در عین دار بودن کمال جماد و نبات ، حیوان نیز خواهد بود ؛ و در عین داشتن کمالات این سه ، کمال جنّها و فرشتگان ملکوتی و جبروتی را هم خواهد داشت ؛ و در عین داشتن همه ی اینها می تواند با روح القدس و برتر از آن با اسماء الله و برتر از آن با مقام احدیّت نیز متّحد گردد. لذا انسان حقیقی و بالفعل یا به تعبیر عرفا ، انسان کامل را کُونِ جامع و حضرتُ الحضرات نیز می گویند. قرآن کریم از چنین موجودی تعبیر نموده است به خلیفة الله. تمام موجودات عالم باید در برابر چنین موجودی سجده نمایند ؛ چرا که او کمالات همه ی آنها را دار بوده ، آیینه ی تمام نمای خداست.
امّا عقل چیست؟
ملائک بر دو گونه اند ، ملائک ملکوتی و ملائک جبروتی ، که سرور آنها جناب عقلّ کلّ ، حضرت جبرئیل (ع) است. پس عقل موجودی است جبروتی و همواره متّحد با یکی از ملائک جبروتی. امّا عقل انبیاء و ائمه (ع) متّحد با جناب جبرئیل (ع) می باشد.
امّا بنده و امثال بنده ، هنوز عاقل نشده ایم و عقل ما هنوز بالقوّه است. آنچه در ما وجود دارد و عقل نامیده می شود ، اوج قوّه واهمه است ، که دامنه ی عقل شمرده می شود. اگر کسی به معنی واقعی کلمه عاقل شود ، به مقام عصمت از گناه می رسد. حضرت علّامه طباطبایی در اواخر عمرشان فرمودند: بنده چندبار موفّق به تعقّل شدم.
عقلی هم که در آیات و روایات مورد این همه تعریف و تمجید واقع شده و از آن با عنوان حجّت باطنی یاد گردیده ، عقل حقیقی است نه عقل عرفی. در روایات اهل بیت (ع) از این عقل به عنوان اوّلین مخلوق خدا یاد شده است.
رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله فرمودند: « همانا خداى تعالى عقل را آفرید از نورى که در خزانه‏ى علمش گذشته بود. هیچ کس بر آن آگاه نبود نه نبىّ مرسل و نه فرشته‏ى مقرّب. سپس علم را نفس او و فهم را روح و پارسائى را سر و شرم و حیا را چشم و حکمت را زبان و رحمت را دل او قرار داد ؛ بعد او را پر نمود و نیرومند کرد به ده خصلت که عبارتند از: یقین، ایمان، راستى، سکینه و سنگینى، وقار، مدارا ، پرهیزکارى، اخلاص، بخشش، قناعت، تسلیم. رضا، شکر. بعد به او فرمود: جلو بیا ! جلو آمد ؛ بعد امر کرد که برگرد ! برگشت. به وى امر کرد سخن بگو چنین سخن گفت:الحمد للَّه الذى لیس له ضد و لا مثل و لا شبیه و لا کفو و لا عدیل الذى کل شى‏ء لعظمته خاضع ذلیل. خداى تعالى فرمود به عزّت و جلالم سوگند از تو بهتر موجودى نیافریدم و از تو هم کسى بهتر اطاعت مرا نمی کند و از تو بالاتر و با شرافت‏تر آفریده‏اى نیست و در پیش من از تو عزیزتر نباشد. به وسیله تو یکتایى من آشکار شود و به واسطه تو من پرستش می شوم و به سبب تو مرا بخوانند ؛ و نیز امیدوارى مردم به من و ترس و بیمشان از من به واسطه‏ى توست. من هم با وجود تو بنده را اختیار مى‏کنم ، جزا و پاداش می دهم و مجازات مى‏کنم.سپس عقل در مقابل این گفتار خداى تعالى به رو افتاد و در حال سجود قرار گرفت ؛ و سجودش به مدّت یک هزار سال طول کشید. خداى تعالى فرمان داد سرت را بردار و بخواه که به تو عطا خواهد شد و شفاعت کن که شفاعت تو پذیرفته مى‏شود. سپس عقل سرش را بلند کرد عرض کرد بار پروردگارا ! از تو می خواهم که مرا شفیع آن کس قرار دهى که مرا در او قرار داده‏اى! سپس خداى تعالى به فرشتگان فرمود گواه باشید که من عقل را شفیع آن کس قرار دادم که او در وجودش باشد. » ( إرشاد القلوب إلى الصواب، ج‏1، ص 197)
چراخداوند به انسانها عقل داده است؟
خدا به انسانها عقل نداده ؛ بلکه انسان یعنی آن موجودی که عقل دارد. مثل اینکه بگویی: خدا چرا عدد چهار را زوج نمود؟ اساساً عدد چهار غیرزوج معنی ندارد. بشری هم که عقل ندارد ، بشر است نه انسان به معنی حقیقی آن. لذا خداوند متعال از چنین موجودی با عنوان جنبنده یاد می کند نه انسان ؛ « إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُکْمُ الَّذینَ لا یَعْقِلُون‏ ــــ بدترین جنبندگان نزد خدا، افراد کر و لالى هستند که تعقّل نمى‏کنند»(الأنفال:22)