ایمان مهم است یا عمل؟ کسی که ایمان به اصول دارد، اما دروغ می‌گوید، کم کاری می‌کن

ایمان مهم است یا عمل؟ کسی که ایمان به اصول دارد، اما دروغ می‌گوید، کم کاری می‌کند، بد اخلاق است و ...، بهتر است یا کسی که اعتقادی ندارد، ولی وفای به عهد دارد، گشاده‌رو است، با خانواده خوش‌اخلاق است، در بیت المال حساس است و حلال و حرام حالیش می‌شود؟

http://www.x-shobhe.com:

اگر بپرسند: روح مهم است یا جسم – زنده‌ی آبله رو مهم است یا مُرده‌ی زیبا، چه پاسخی می‌دهید؟ ایمان روح عمل است. و البته آن کافری که حلال و حرام حالیش می‌شود، دیدنی است!

اما دقت کنیم که این ترفندها یا بهتر بگوییم کَلَک‌ها در جنگ نرم و ضد تبلیغ، بسیار قدیمی است، اما کهنه نشده و هنوز به کار می‌رود، پس ما و شما باید مراقب باشیم که فریب نخوریم.

در این روش قدیمی، همیشه یک سری صفات نکوهیده و حتی رذیله، برای مؤمن شمرده می‌شود و یک سری صفات حمیده و پسندیده برای کافر ردیف می‌شود و بعد می‌پرسند: "حالا بگویید کدام بهتر است؟".

الف - پاسخ این است که شیطنت و فتنه، برای گمراه کردن مردم، از همه بدتر است، حتی از جنگ و قتل آنان نیز بدتر است. چنان که خداوند متعال در یک آیه می‌فرماید: «وَالْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ – فتنه از قتل سخت‌تر و شدیدتر است / البقره، 191» - و در آیه‌ی دیگر می‌فرماید: « وَالْفِتْنَةُ أَکْبَرُ مِنَ الْقَتْلِ / و فتنه از جنگ بزرگ‌تر است / البقره، 217»

 ب – پس بدانیم که به کارگیری این روش‌ها در قیاس مؤمن و کافر، حقّه‌ای بسیار قدیمی است، اما کهنه نشده و هنوز هم به کار گرفته می‌شود.

در این روش، ذهن انسان را می‌گذارند مقابل مؤمنی که بسیار بد عمل است و کافری که بسیار خوش عمل است! بعد می‌پرسند: حالا کدام بهتر است؟

خب، مگر انسان مجبور است که چنین قیاس بی‌جهتی را انجام دهد؟ و حتماً داوری هم بکند و بگوید کدام بهتر است یا کدام بدتر است؟! و چون نمی‌داند که این کَلَک است، حکم کند که کافر بهتر است!

ج – خودتان می‌فرمایید: «مؤمنی که بد عمل می‌کند» و «کافری که خوب عمل می‌کند»؛ پس معلوم می‌شود که "اعتقادات" یک مقوله است و "اعمال" مقوله‌ای دیگر. یکی به شخصیت و شاکله‌ی انسان بر می‌گردد و دیگری به عملکردهای او. در اصطلاح علمی به آن می‌گویند: «حُسن فاعلی = انسان خوب» و «حُسن فعلی = کار خوب». حیوانات و ماشین‌ها، اغلب خوب کار می‌کنند، اما "انسان خوب" محسوب نمی‌گردند.

د – خداوند متعال می‌فرماید که بهشت رفتن، مستلزم حُسن فاعلی به اضافه حُسن فعلی است، یعنی کار خوب، از آدم خوب. از این رو همیشه "ایمان و عمل صالح" را با هم آورده است. و بشارت بهشت (جایگاه انسان‌های رشد یافته و کمال رسیده)، به آنان داده شده است:

«وَبَشِّرِ الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَةٍ رِّزْقاً قَالُواْ هَـذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهاً وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَةٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ» (البقره، 25)

ترجمه: و کسانى را که ایمان آورده‏اند و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، مژده ده که ایشان را باغ‌هایى خواهد بود که از زیر [درختان‏] آنها جوی‌ها روان است. هر گاه میوه‏اى از آن روزىِ ایشان شود، مى‏گویند: «این همان است که پیش از این [نیز] روزىِ ما بوده.» و مانند آن [نعمت‌ها] براى آنها آورده شود و در آنجا همسرانى پاکیزه خواهند داشت و در آنجا جاودانه بمانند.

ﻫ – اسلام و ایمان به لفظ و اسم نیست؛ همان گونه که سایر کمالات به لفظ محقق نمی‌گردد. صرف این که به یکی بگویند: دانشمند، او برخوردار از دانش نمی‌گردد و صرف این که کسی را ارباب صدا کنند تا خوشش بیاید و بیشتر هزینه کند، او ارباب نمی‌شود.

ایمان نیز شاخصه‌های خود را دارد و مؤمن متصف به آن شاخصه‌هاست و مبرا از این صفات نکوهیده‌ای است که برای او بر می‌شمرند. پس اگر کسی دارای این صفات نکوهیده بود، اساساً مؤمن نیست. هر چند ظاهر الصلاح باشد و یا دیگران او را مؤمن بشناسند. مگر منافق نمی‌تواند به شکل مؤمن درآید؟ خب اگر چنین نبود که اسمش منافق نمی‌شد.

برخی از صفات مؤمن:

در سوره المؤمنون، به برخی از صفات و رفتارهای مؤمن تصریح شده است، یعنی مؤمن حتماً این صفات و رفتارها را دارا می‌باشد، پس اگر کسی دارای آنها نبود، اساساً مؤمن نیست.

در این سوره راجع به مؤمن می‌فرماید: نه تنها اهل نماز است، بلکه در نمازش خاشع نیز هست (الَّذِینَ هُمْ فِی صَلَاتِهِمْ خَاشِعُونَ) – از کار بیهوده پرهیز می‌کند (وَالَّذِینَ هُمْ عَنِ اللَّغْوِ مُعْرِضُونَ) – به پرداخت زکات (انواع آن) عمل می‌کند (وَالَّذِینَ هُمْ لِلزَّکَاةِ فَاعِلُونَ) – خودش را از زنا و هر گونه روابط جنسی نامشروع حفظ می‌کند (وَالَّذِینَ هُمْ لِفُرُوجِهِمْ حَافِظُونَ) – در حفظ امانت و عودت آن و نیز در وفای به تعهدات، بسیار رعایت می‌کند (وَالَّذِینَ هُمْ لِأَمَانَاتِهِمْ وَعَهْدِهِمْ رَاعُونَ) – از نمازش محافظت می‌کند که به آن آفت نخورد و صدمه وارد نشود و حبط و بی اثر نگردد (وَالَّذِینَ هُمْ عَلَى صَلَوَاتِهِمْ یُحَافِظُونَ).

پس اگر کسی پرسید: مؤمنی نه تنها هیچ یک از این صفات را ندارد، بلکه متصف به صفات نکوهیده و متخلق به اخلاق رذیله نیز هست، حالا بگویید او بهتر است یا کافری که راست می‌گوید و ...؟ پاسخش این است: صاحب اوصافی که فرمودید، اصلاً مؤمن نیست که بخواهد مقایسه شود. پس در واقع این مقایسه بین دو بی‌ایمانی است که یکی کارهای خوب هم دارد و دیگر ندارد.

اسلام و ایمان:

اسلام و ایمان نیز شدت و ضعف مرتبه دارد. یکی کلاس اول است، فقط باور کرده که خدا و معادی در کار است، خب همین جا از صف کفار جدا می‌شود، یکی دیگر بیشتر دانسته و باور کرده و یکی دیگر بیشتر و ...؛ اما این مربوط به "شخصیت" آنان می‌شود و حالا نوبت به اعمال و رفتارشان می‌رسد. حساب و کتاب هم از اعتقادات هست و هم از اعمال.


/ 0 نظر / 32 بازدید