در فیسبوک خطاب به مسلمان‌ها: این چه خدایی ایست که انسان‌ها روی هم در دنیا و هم آ

در فیسبوک خطاب به مسلمان‌ها: این چه خدایی ایست که انسان‌ها روی هم در دنیا و هم آخرت عذاب می‌دهد و به گونه ای لذت می‌برد و عذاب رو هم بیشتر می‌کند (مثل افراد شکنجه گر) مثلا کودک‌هایی که در آفریقا از گرسنگی و بیماری می‌میرند و رنج می‌کشند و خدای شما کاری انجام نمی‌دهد در صورتی که هیچ گناهی انجام نداده‌اند. شما مسلمان‌ها همچین خدایی رو می‌پرستید.

http://www.x-shobhe.com:

خیلی کوتاه، مختصر و مفید پاسخ دهید:

«عذاب کشیدن انسان‌ها را به چشم می‌بینیم، نه تنها در افریقا، بلکه در سرتاسر دنیا. پس چه خدایی باشد و چه نباشد، انسان متحمل عذاب شده و چون شما منکر خدایید، پس باید اقرار کنید که این عذاب‌ها از ناحیه‌ی انسان‌های بی‌خدایی مانند شما، بر هم نوعان خود تحمیل شده است. پس شمایید آن ظالمان شکنجه‌گر – از یک سو ظلم و جنایت می‌کنید و از سوی دیگر می‌گویید: چون ما به راحتی ظلم می‌کنیم، پس خدایی نیست؟! – پس معلوم شما که خدای شما (فرعون زمان) ظالم است».

الف – خداوند متعال، نه با پرستش مسلمانان به وجود آمده و نا با کفر کافران از بین می‌رود. پس نه راه اثبات وجود خدا و حقانیت اسلام، شکم سیر مرفهین بی‌درد است و نه راه انکار و تکذیب او، شکم خالیِ افریقایی‌ها و ... می‌باشد. بلکه عاقل، از عقلش برای شناخت بهره می‌برد.

  ب – مگر نمی‌گویند که خدایی نیست و اسلام بر حق نیست؛ خب پس چرا این همه ظلم، فقر، گرسنگی و ...، وجود دارد؟! پس اگر معقتدند که خدا، اسلام و معادی نیست، باید به صراحت اذعان کنند که علت تمامی بدبختی‌های انسان‌ها، خودشان هستند، یعنی مردمان بی‌اعتقاد به خدا و قیامت و بالتبع مردمان متکبر، بی‌قانون، و وحشی‌هایی بدتر از فاشیست‌ها.

  ج – ما خدا را می‌پرستیم، چه همگان گرسنه باشند و چه سیر؛ این را هم می‌دانیم که "انسان بی‌پرستش روی زمین وجود ندارد"؛ خب حالا آنها بگویند: که خدا و دین و معاد آنها کدام است که این همه ظلم، فقر و بدبختی را به ارمغان آورده است؟!

  د – هم می‌گویند: "خدا و معادی در کار نیست"، هم می‌گویند: "خدا این بدبختی‌ها را به بندگانش تحمیل کرده است"، خب بالاخره خدایی هست یا نیست؟  و اگر می‌گویند: "نیست"، این بدبختی‌ها را همین خدا ناباورانی که صدها خدای کاذب را می‌پرستند، بر نوع بشر تحمیل کرده‌اند.

   ﻫ - به راستی چرا حمله‌وران، مهاجمان، قتل‌عام کنندگان، مستکبران، ظالمان، متجاوزان، تحمیل کنندگان جنگ، بدبختی، آوارگی، فقر، قحطی، گرسنگی و ...، همه از کفار مرتجع، متعصب، مدرن و پست مدرن هستند، و قربانیان همه از موحدین و مسلمانان؟!

جرم‌شان جز این که می‌گویند: شما را به الوهیت و ربوبیت قبول نداریم، بلکه خدای ما، "الله وحده لا شریک له» است، چیست؟ مگر این کفار دم از دموکراسی، لائیسم و لیبرالیسم نمی‌زنند؟! پس چرا ما را با اعتقاداتمان به خدا، اسلام و معاد رها نمی‌کنند و به خاطر اعتقاداتمان به خاک و خون می‌کشند؟! این همه دشمنی با خداپرستان برای چیست؟ از جان مردم چه می‌خواهند که خداپرستی‌شان، سد راه رسیدن آنها‌ به اهداف و منافع‌شان است؟!

«الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیَارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ إِلَّا أَن یَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِیَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ یُذْکَرُ فِیهَا اسْمُ اللَّهِ کَثِیرًا وَلَیَنصُرَنَّ اللَّهُ مَن یَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِیٌّ عَزِیزٌ» (الحجّ، 40)

ترجمه: همان کسانى که بناحق از خانه‏هایشان بیرون رانده شدند. [آنها گناهى نداشتند] جز اینکه مى‏گفتند: «پروردگار ما خداست» و اگر خدا بعضى از مردم را با بعض دیگر دفع نمى‏کرد، صومعه‏ها و کلیساها و کنیسه‏ها و مساجدى که نام خدا در آنها بسیار برده مى‏شود، سخت ویران مى‏شد، و قطعاً خدا به کسى که [دین‏] او را یارى مى‏کند، یارى مى‏دهد، چرا که خدا سخت نیرومند شکست‏ناپذیر است.

روش ابلیس و ابلیسیان:

بارها بیان نمودیم که روش ابلیس و ابلیسیان، این است که گناه خود را به گردن دیگران و در نهایت گردن خدا بیاندازند. این شاکله‌ی همه مستکبرین عالم است، خواه ابلیس باشد یا سایر شیاطین انس و جنّ.

ابلیس هم پس از استکبار و عصیان، وقتی دید که کار از کار گذشته است، باز هم ادب نشد و گفت: «رَبِّ بِمَآ أَغْوَیْتَنِی» یعنی «خدایا! حال که تو مرا گمراه کردی»؛ یعنی گناه تکبر، جهالت، ظلم و  کفر خود را گردن خدا انداخت!

این سنّت هم چنان در زیر مجموعه‌ی ابلیس (شیاطین کوچک و بزرگ) جاری است، ایجاب روحیه‌ی استکباری همین اصول است، اولاً: اگر چه هزاران هزار خدا را [از طاغوت‌های دورنی نفس گرفته تا طواغیت بیرونی] را عبادت و پرستش می‌کنند، اما هرگز به بندگی خدا در نمی‌آیند – و ثانیاً خود را مبرای از هر عیب و نقصی می‌دانند و بالتبع همیشه دیگران را مقصر می‌شمارند – و ثالثاً در نهایت، [به رغم کفرشان]، باز هم اذعان به وجود خدا می‌کنند، چرا که تمامی جنایات و ظلم‌های خود را گردن او می‌اندازند! گویی خدا می‌خواهد به خودشان ثابت کند که "منکر واقعی نیستید، بلکه می‌شناسید، ولی دشمنی (عناد) دارید.

و اما قیامت:

تمامی جهالت‌ها، غفلت‌ها و بالتبع ظلم‌هایی که از ناحیه‌ی بشر خدانشناس به خویش و سایر همنوعان تحمیل می‌شود، به خاطر «عدم اعتقاد به معاد است، نه صرفاً عدم اعتقاد به مبدأ». چون اعتقادی به معاد، بازگشت، حساب و کتاب و پاداش و کیفر ندارند، این همه ظلم می‌کنند؛ و با انکار عذاب الهی در قیامت، این همه فساد، فحشا و جنایت می‌کنند.

صهیونیست‌ها، (که البته منکر وجود خدا نبودند)، از همان ابتدا، با انکار عذاب الهی نسبت به خودشان، به خود جرأت خیانت و ظلم دادند و جنایات خود را توجیه کردند، این که جدید نیست.

به طور کلی، کفار راجع به مسئله قیامت، دو دسته شدند؛ یک دسته اصلش را منکر شدند، پیامبران و انذارهای آنان را دروغ شمردند و گفتند:

«هَیْهَاتَ هَیْهَاتَ لِمَا تُوعَدُونَ * إِنْ هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ * إِنْ هُوَ إِلَّا رَجُلٌ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ کَذِبًا وَمَا نَحْنُ لَهُ بِمُؤْمِنِینَ» (المؤمنون، 36 تا 38)

ترجمه: (گفتند:) وه چه دور است آنچه که وعده داده مى‏شوید * جز این زندگانى دنیاى ما چیزى نیست مى‏میریم و زندگى مى‏کنیم و دیگر برانگیخته نخواهیم شد * او (پیامبرشان) جز مردى که بر خدا دروغ مى‏بندد نیست و ما به او اعتقاد نداریم.

یک دسته نیز (صهیونیست‌ها = یهودیان ناباور و سلطه‌گر) گفتند: خیر، خدا و قیامت هست، اما ما عذاب نمی‌شویم، اگر هم عذابی شویم، خیلی کم و کوتاه خواهد بود.

«وَقَالُواْ لَن تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَیَّامًا مَّعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِندَ اللّهِ عَهْدًا فَلَن یُخْلِفَ اللّهُ عَهْدَهُ أَمْ تَقُولُونَ عَلَى اللّهِ مَا لاَ تَعْلَمُونَ» (البقره، 80)

ترجمه: و گفتند جز روزهایى چند هرگز آتش به ما نخواهد رسید! بگو مگر پیمانى از خدا گرفته‏اید که خدا پیمان خود را هرگز خلاف نخواهد کرد یا آنچه را نمى‏دانید به دروغ به خدا نسبت مى‏دهید؟!

آری، خداوند متعال در قرآن کریم و در آیات بسیاری بیان نموده که علت اصلی این گناهان و ظلم‌ها، عدم باور قیامت است.

«وَقَالُوا أَئِذَا ضَلَلْنَا فِی الْأَرْضِ أَئِنَّا لَفِی خَلْقٍ جَدِیدٍ بَلْ هُم بِلِقَاء رَبِّهِمْ کَافِرُونَ» (السجدة، 10)

ترجمه: و گفتند آیا وقتى در [دل] زمین گم شدیم آیا [باز] ما در خلقت جدیدى خواهیم بود؟ [نه] بلکه آنها به لقاى پروردگارشان [و حضور او] کافرند.

نتایج:

یک – شناخت خداوند متعال و حتی ادعای تکذیب او، دلیل عقلی می‌خواهد و نه شعار مِعدوی؛ هر چند که دیدن این شکم‌های برآمده از گوشت و خون مردم مظلوم و این شکم‌های خالی و به پشت چسبیده‌ی مظلومین و قحطی‌زدگان و کشتار مستضعفین به دست مستکبرین نیز، دلایل بسیاری آشکاری بر حقانیت بشارت‌ها، انذارها، تذکرات و آموزه‌های قرآن کریم و اسلام می‌باشد. اما وقتی عقل، زیر فضولات معده مدفون شد، این شعارهای معدوی نیز تنها براهین آنها برای شناخت می‌شود و این فجایع بر می‌آید.

دو – اگر بگویند: خدایی هست، پس باید اقرار کنند که این ظلم‌ها از ناحیه‌ی خدا نابوران و منکران قیامت است؛ و اگر بگویند: "خدایی نیست"، این اقرار صریح‌تری است مبنی بر این که تمامی این ظلم‌ها از خودشان است.

سه – کدام جنگ، خونریزی، ظلم، فتنه، قتل‌عام، کودک‌کُشی، تجاوز، فسق، فساد، فحشا، قحطی و ... را دیده‌اید که عامل اصلیش استکبار و ظلم کفار نباشد؟!


 

/ 0 نظر / 43 بازدید