من اعتماد به نفسم بسیار پایین هست تا جایی که حتی نمی تونم برم بانک چک را پر کنم.

من اعتماد به نفسم بسیار پایین هست تا جایی که حتی نمی تونم برم بانک چک را پر کنم...گرچه مراحل تئوری آن ها را خوب بلدم که باید چه کنم یا چه نکنم ولی در عمل خیلی بی اعتماد به نفس هستمم. سن من با این که بیست و چهار سال می باشد اما حتی عرضه ندارم برم دکتر!! خصوصا در برابر زنان بسیار بی اعتماد به نفس هستم...در خیابان حتی نمیتوانم درست و حسابی راه بروم و خجالت می کشم...تو رو خدای سبحان نجاتم بدین،خسته شدم از این وضعیت...

http://www.porseman.org:

مشکل شما با آموزش و بکار گیری مهارت جرات ورزی برطرف خواهد شد، که در زیر به این بحث اشاره می کنم و سپس به تکنیکهای آن می پردازم. ابراز وجود چیست؟ ابراز وجود عبارت است از توانایی بیان و ابراز خواسته ها و حق خود بدون تجاوز به حقوق دیگران. این ابراز بصورت ارتباطی صادقانه، مستقیم و باز بوده که موجب رشد و ارتقاء شخصیت فرد می گردد. با ابراز وجود، احساس اعتماد به نفس در او به وجود می آید و باعث می شود تا احترام همسالان و دوستان خود را بهتر بدست آورد و فرصت ایجاد رابطه دوستانه را با دیگران در او افزایش یابد. ابراز وجود کمک می کند تا شخص احساس بهتر و کنترل بیشتری روی موقعیت های روزانه زندگی اش داشته باشید و این موجب افزایش اعتماد به نفس و آرامش خاطر در او می شود.. این امر همچنین توانایی تصمیم گیری را در فرد افزایش داده و احتمال دستیابی او به موفیقیتها را در زندگی بیشتر می کند. تکنیک های خاص جرأت آموزی(ابراز وجود): البته بیاد داشته باشید که ابراز وجود یک مهارت است و مهارت با دانستن تنها بدست نمی آید و باید برآن تمرین و ممارست زیاد داشته باشید همانند رانندگی که با دانستن آیین نامه رانندگی راننده نمی شوید و باید تمرین عملی زیاد در مقعیتهای مختلف بر آن داشته باشید. 1) تا آنجا که امکان دارد احساسات، افکار و خواسته های خود را به طور واضح و آشکار مطرح کنید: بیان جملات زیر می تواند این حالات را به وضوح نشان دهد: «من می خواهم»، «من نمی خواهم که شما...»، «آیا ممکن است شما...»، "از کاری که کردید خوشم آمد»، «من نظرات مختلفی دارم. من با این قسمت، به این دلایل موافقم، اما با بعضی از این موارد به دلایل دیگری مخالفم». بیاد داشته باشید که در ابراز وجود مشخص کردن آنچه را که می خواهید و آنچه را که نمی خواهید اهمیت زیادی دارد. 3) «نه» گفتن را تمرین کنید و در صورت لزوم و موقعیت های اجتماعی مختلف در جاهایی که لازم است به راحتی «نه» بگویید، نه گفتن در بسیاری از موقعیتهای دیگر نیز به دادتان می رسد و شما را از مهالک و دامهای بسیاری که ممکن است دوستان نا باب شما را به آن دعوت کنند می رهاند مثلا تعدادی از معتادین که در مراکز باز پروری مورد مصاحبه قرار گرفته اظهار داشته اند که دوستم به من پیشهاد داد مثلا از کرکی که استفاده می کرد من نیز استفاده کنم و چون من خجالت کشیدم که بگویم«نه» استفاده کردم و کم کم معتاد شدم و قس علی هذا فعلل و تفعلل... 2) صریح و رو راست باشید: حرفهای خود را به کسی که مد نظرتان است بزنید. اگر می خواهید به کسی چیزی بگوئید مستقیماً آن را به خودش بگوئید. به هیچ کس غیر از او حرفتان را نزنید. 3) مسئولیت حرفهای خود را بپذیرید: اعتراف کنید که مرجع این صحبت ها خودتان هستید و این صحبت ها ناشی از تصور شما از خوب در مقابل بد و حق در مقابل باطل است. شما می توانید مسئولیت صحبت خود را با بیان جملاتی که با «من» شروع می شود بر عهده گیرید. به عنوان مثال: من با شما موافق نیستم، به جای «تو اشتباه می کنی». 4) درصدد دریافت نتیجه عکس العمل حرفها و رفتارهای خود در دیگران باشید: با پرسیدن سؤالاتی همچون «آیا صحبتهایم واضح هستند؟»، «به نظر شما این موقعیت چطور می آید و چه کاری می خواهید انجام دهید». از مزایای دریافت عکس العمل ها این است که شما را به اصلاح سوء تفاهم هایی که برایتان پیش آمده تشویق می کند و دیگران را نیز کمک می کند تا درک کنند شما عقیده و احساس خود را ابراز می کنید و قصد بیان خواسته هایتان را ندارید. آنها را تشویق کنید تا پسخوراندهای خود را به طور واضح، مستقیم و روشن بیان نمایند. برای افزایش مهارت ابراز وجود چه باید کرد؟ * به یاد داشته باشید برای افزایش مهارت ابراز وجود باید در موقعیت های مختلف، تکنیک های خاص ابراز وجود را بکار گرفت. در ابراز وجود تنها ابراز کلام و بیان مطالب مطرح نیست، بلکه نحوه ارتباطات غیر کلامی شما اعم از تن صدا، حالت چهره، ارتباطات چشمی و وضع اندام نقش تعیین کننده ای در تأثیر شما بر دیگران خواهند داشت. * به خاطر داشته باشید کسب توانایی ابراز وجود، مستلزم صرف وقت، تمرین و تلاش زیاد است و برای رسیدن به این هدف لازم است فرد اشتباهات خود را نیز بپذیرد. همان طور که این تکنیک ها را به کار می برید وجود محیط حمایت کننده و روابط صمیمانه در بالا بردن ابراز وجود از اهمیت خاصی برخوردار هستند. - به خود تلقین کنید که تأیید و رضایت دیگران خوب است اما برای محترم بودن و ارزش داشتن نیازی به تایید دیگران نیست. - هیچگاه فقط خود را با بالاتر از خود مقایسه نکنید(زیرا دچار افسردگی و حسادت می شوید) بل خیل افرادی که پشت سر شما هستند و تا رسیدن به شما باید خیلی تلاش کنند را هم ببینید تا دچار یاس و نا امیدی از جایگاه خود نشوید. در ادامه ی این بحث به انواع ارتباط و ارتباط برگزیده که مورد نظر دین و مورد تایید علم روانشناسی است، اشاره می کنم. بهتراست بدانید، «جراتمندی» جایگزینی مناسب برای رفتارمنفعلانه، وپرخاشگرایانه است و با حس ارزشمندی نسبت به خود ارتباطی تنگا تنگ دارد. درحقیقت داشتن شهامت نوعی برقراری ارتباط برای بیان نیازها، احساسات و اولویت هاست به گونه ای که دیگران و خود ما مورد احترام واقع می شویم. به بیان دیگر «جراتمندی» بیان صریح و روشن چیزی است که دوست دارید روی دهد نه «تقاضای» آن از دیگران، برای برقراری ارتباط با دیگران، چهار روش وجود دارد که عبارتند از: 1- ارتباط پرخاشگرانه: اگر از جراتمند بودن می ترسید، شاید بدان دلیل است که آن را با پرخاشگری اشتباه گرفته اید. پرخاشگری واکنشی دفاعی است که با استفاده از آن نیازها، احساسات و عقاید خود را به قیمت نادیده گرفتن نیاز دیگران بیان می کنیم و بدین ترتیب بر احساس نا امنی غلبه می نمائیم. تنها فایده پرخاشگری احساس موقتی و زودگذر قدرت یا داشتن کنترل بر شرایط است اما این رفتار موجب می شود که از دیگران دور شویم و در نهایت ممکن است به احساس انزوا برسیم. 2- ارتباط منفعلانه: برقراری ارتباطی منفعلانه نقطه مقابل پرخاشگری است. این نوع ارتباط نیز مانند پرخاشگری در احساس نا امنی و عزت نفس پایین ریشه دارد، اما وقتی رفتاری منفعلانه از خود نشان می دهیم در حقیقت خود را تضعیف کرده ایم. در این حالت از بیان احساسات و نیازهای خویش امتناع می ورزیم و حقوق خود را نادیده می گیریم و درحقیقت وقتی به دیگران اجازه می دهیم تا برای ما تصمیم بگیرند و به جای ما انتخاب کنند، به آنها امکان نقض حقوقمان را می دهیم. برقراری ارتباط منفعلانه نوعی رفتار غیرمستقیم ومبهم است و معمولا با دروغ و بهانه تراشی همراه می شود. تنها فایده این نوع رفتار اجتناب از درگیری با دیگران است، اما در قبال آن هزینه ای سنگین پرداخت می کنیم؛ زیرا با در پیش گرفتن این رفتار نه تنها به آنچه می خواهیم دست پیدا نمی کنیم بلکه در نهایت احساس بدتری نسبت به خود خواهیم داشت. 3- ارتباط فریبکارانه (منفعل- پرخاشگر): زمانی که پرخاشگری و بی تفاوتی با هم ترکیب می شوند رفتاری منفعلانه- پرخاشگرانه یا عوام فریبانه از خود نشان می دهیم. این رفتار بیشتر زمانی از ما سر می زند که به شدت به چیزی نیاز داریم، اما درخصوص دستیابی به آن احساس عجز و ناتوانی می کنیم. در این شرایط ممکن است غیرمستقیم رفتاری پرخاشگرانه یا مبهم از خود نشان دهیم و احساسات خود و دیگران را نادیده بگیریم. شاید در این شرایط احساس قربانی بودن و در عذاب بودن خود را وسیله ای قرار دهیم تا به کمک آن در دیگران حس گناهکار بودن ایجاد کنیم. فایده این نوع رفتار این است که از آسیب و عدم پذیرش از سوی دیگران نجات می یابیم و به ظاهر سایر افراد را نیز مورد توجه قرار می دهیم. اما درنهایت به لحاظ عاطفی دچار ضعف می شویم و به گونه ای مرموز خشم دیگران را برمی انگیزیم، زیرا آنها این توجه ما را دروغین و جعلی می دانند. 4- ارتباط جراتمندانه : جنگ (پرخاشگری) و گریز (انفعال) واکنش هایی غریزی در هنگام رویارویی با یک مشکل هستند. اما در زندگی اجتماعی کنونی، «جراتمندی» گزینه ای جایگزین برای پرخاشگری و رفتار منفعلانه است و برای حل مشکلاتی که افراد در روابط خود با آنها روبرو می شوند، مناسب تر بنظر می آید. در این باره ما از مهارت های ذهنی و کلامی مانند گوش دادن، همدردی کردن، بحث، گفتگو و مذاکره استفاده می کنیم. رفتار جراتمندانه رفتاری صادقانه، مستقیم، صریح، گویا، مصرانه و محترمانه است. فایده این نوع رفتار آن است که ما دست کم در برخی مواقع به آنچه می خواهیم دست پیدا می کنیم و حتی اگر به آنچه دوست داریم، نرسیم همچنان احساس خوبی نسبت به خود داریم؛ زیرا خواسته های خود را صادقانه و به صراحت بیان کرده ایم. جراتمندی به شکل گیری اعتماد به نفس، عزت نفس و حرمت نفس در ما منتهی می شود. البته ممکن است با مخالفت ها و درگیری هایی نیز روبرو شویم، بنابراین لازم است به راههایی تازه برای مقابله با آنها بیندیشیم. برای برداشتن گامی موثر در جهت تغییر رفتار، چگونگی ارتباط خود با سایر افراد را بررسی کنید و ببینید که کدام یک از چهار روش یاد شده را برای برقراری رابطه با دیگران انتخاب کرده اید. اگر استفاده از برخی روش ها در دوران کودکی برایتان مفید بوده اند اما امروز شما را از بیان منظور و رسیدن به آنچه می خواهید منع می کنند، بهتر است آنها را کنار بگذارید. از میان چهار روش یاد شده برای برقراری ارتباط کدامیک با ویژگی شما هماهنگ تر است؟ آیا از انتخاب این روش راضی هستید؟ اگر نه، چه تغییراتی رادوست دارید در خود ایجاد کنید؟ به یاد داشته باشید رفتار غیر جراتمندانه: 1- چیزی است که یاد گرفته اید. 2- شاید شما را به گونه ای موثر از آسیب دیدن محافظت کرده است. 3- شاید کمک کرده است تا از لحظاتی سخت نجات یابید. 4- شاید خانواده شما را به داشتن این رفتار تشویق کرده است. 5- اما در نهایت می توانید آن را تغییر دهید راهکارهایی برای دستیابی به رفتار جراتمندانه: در اینجا به برخی توصیه های عملی اشاره می کنیم که می توانند کمک کنند تا درصورت تمایل به جراتمندی بیشتر، تغییراتی در خود ایجاد کنید. 1- احساسات خود را بیان کنید: - مالک احساسات خود باشید؛ آنها متعلق به شما هستند و شما نسبت به آنها حق دارید. - استفاده از واژه "من" را تمرین کنید. مثلا بگویید "من احساس نگرانی می کنم"، "من خوشحالم". - احساسات خود را با لحنی مثبت بیان کنید. - اگر مناسب می بینید احساسات دیگران را منعکس کنید، مثلا "به نظر می رسد از این موضوع ناراحت هستید". 2- به سخنان دیگران هم گوش کنید: - توجه خود را بر احساسات متمرکز کنید، هم احساسات خودتان و هم احساسات شخص مقابل. - میان احساس خود و دیگران تمایز قایل شوید. - با شخص مقابل همدردی کنید؛ این حس همدردی به بهای نادیده گرفتن احساسات خودتان تمام نشود. - از قبول بی چون و چرای احساسات دیگران، بدون درک آنها خودداری کنید. - بدانید که می توانید به این احساسات پاسخ رد بدهید. 3- رفتار مورد نظر را توصیف کنید: - توجه خود را بر رفتار خاصی که شما را ناراحت می کند، معطوف کنید. همه ابعاد رفتاری شخص مقابل را هدف قرار ندهید. - مکان و زمان رفتاری که شما را ناراحت می کند، مشخص کنید. - از "بر چسب زدن" به دیگران و بکاربردن عبارات همیشگی مانند "تو همیشه منتظر فرصت هستی که مرا عصبانی کنی" خودداری کنید. - به جای توصیف انگیزه به توصیف عمل فرد بپردازید - از عبارات ملموس استفاده کنید. 4- تغییرات مورد نظر خود را مشخص کنید: - آنچه را دوست دارید با صراحت بیان کنید. - تغییری کوچک را طلب کنید. - در یک زمان تنها خواستار یک یا دو تغییر کوچک باشید. - خواسته های خود را مشخص وملموس کنید. - از خود بپرسید که آیا فرد مقابل می تواند بدون آنکه چیز زیادی را از دست بدهد، خواسته شما را برآورده کند. - مشخص کنید که برای دستیابی به یک توافق کدام رفتارها را تغییر خواهید داد. - پیامد های این تغییر را مشخص کنید. 5- به خود و فرد مقابل اعتماد کنید: - به نقطه مثبت روابط خود اعتبار بخشید - تقاضا برای تغییر رفتار را میان دو عبارت مثبت قرار دهید. - نقطه خوب و مثبت روابط خود را مشخص کنید. - در مورد بخش مثبت و خوب روابط خود صادق باشید. - آنچه در ذیل می آید نمونه ای است از آنچه گفته شد: - به عنوان مثال تصور کنید شما وهمکارتان باید کاری را تا ساعت 6 بعد از ظهر به پایان برسانید اما کارها خوب پیش نمی روند. همکارتان می گوید که ناچار است برود، زیرا کار دیگری دارد؛ به همین دلیل از شما می خواهد که کار را به تنهایی انجام دهید. شما اصلا از این موضوع خوشحال نیستید. دراین شرایط یک پاسخ حاکی از جراتمندی می تواند یکی از حالات زیر باشد: - قبول آن برای من دشوار است (بیان احساسات). - نگرانی تو را درک می کنم زیرا کار دیگری داری که باید انجام دهی(گوش دادن به سخنان فرد مقابل). - از تو دلخورم زیرا به رغم اینکه توافق کردیم این کار را با هم انجام دهیم، مجبوری همین حالا اینجا را ترک کنی (بیان احساسات، توصیف رفتار). - فکر می کنم گروه خوبی هستیم، شاید بتوانیم این کاررا سریع تر از آنچه فکر می کردیم انجام دهیم، پیش از این نیز به خوبی با هم همکاری داشتیم (اعتبار بخشیدن به خود و فرد مقابل). 6- جراتمندی" و زبان بدن - بطورحتم، تنها واژه ها نیستند که به ما شهامت می بخشند بلکه روش استفاده از این واژه ها نیز در شکل گیری این شهامت نقش دارند. در این میان تن صدا نیز بسیار مهم است. - در مثال بالا جمله "من از تو دلخورم، زیرا باید همین حالا اینجا را ترک کنی" را می توان در چهار لحن زیر بیان کرد: - پرخاشگرانه - خشن، آمرانه، گستاخانه و بلند. - منفعلانه - لبخند زدن برای آرام کردن فرد مقابل و دعوت از فرد مقابل برای نادیده گرفتن ما. - عوام فریبانه - حرکات نمایشی/صمیمت های مرموز. - جراتمندانه - حرکاتی روشن و واضح، صمیمت مناسب و سرعت عملی یکنواخت. - روبروی یک آینه بایستید و زیر و بم صدای خود را تنظیم کنید وسپس با صدایی یکنواخت و محکم به گونه ای که نه مانند نجوا کردن باشد و نه آمرانه و تحکم آمیز، صحبت کردن را تمرین کنید. سعی کنید هنگام صحبت کردن با فرد مقابل تماس چشمی برقرار کنید. اما برای مدتی طولانی به وی خیره نشوید. همچنین تلاش کنید تا بدن خود را در وضعیتی ثابت نگه دارید. 7- رویارویی با انتقاد: - همه افراد در مقابل انتقاد آسیب پذیر هستند. بیشتر ما هنگام مواجهه با انتقاد به یکی از سه روش زیر عمل می کنیم: - از انتقاد ناعادلانه ناراحت می شویم و آن را به دل می گیریم. - در مقابل انتقاد واکنشی پرخاشگرانه از خود نشان می دهیم. - با رفتاری منفعلانه و چاپلوسانه از انتقاد می گریزیم. - بکارگیری جراتمندی منفی یا پرس و جوی منفی روش موثر برای رویارویی با انتقاد است، چه انتقاد از جانب مدیر و یک مقام ارشد صورت گیرد چه از جانب خود ما. - مهم آن است که بتوانیم در خصوص انگیزه فرد انتقاد کننده قضاوت کنیم: - آیا او سعی می کند در ما احساس حقارت و گناه بوجود آورد یا در پی انتقادی سازنده است؟ - منظور از جراتمندی منفی این است که اگر انتقاد درست و مناسب بود با خونسردی آن را بپذیریم. به عبارت دیگر باید به دقت در خصوص جزئیات این انتقاد فکر کنیم، اما کلی گویی را نپذیریم. - پرس و جوی منفی نیز از همین ناشی می شود. در خواست برای روشن شدن مطلب ما را قادرمی سازد تا درپی انتقادی سازنده باشیم. این کار به فرد مقابل نیز امکان می دهد تا احساسات منفی خود را صادقانه و مستقیم بیان کند و این امر می تواند به بهبود رابطه منتهی شود. - به مثال زیر توجه کنید: - انتقاد: "تو مغرور هستی". - جراتمندی منفی: "بله درست است من در حال حاضرنیازهای خود را در اولویت قرار می دهم ". - پرسش منفی: "فکر میکنی در چه زمینه هایی مغرور هستم؟ ممکن است دقیق تر بگویی "؟ هدف از ارائه این مقاله آن است که در خصوص روش های مناسب و مطلوب در برقراری رابطه با دیگران و افزایش مهارت های جراتمندی در خود، فکر کنید. این کار نیازمند "خطر کردن" است- در حقیقت کاری شجاعانه است!- شاید در ابتدا وقتی بخواهید عادت های قدیمی خود را کنار بگذارید، چندان احساس خوبی نداشته باشید، اما به تدریج روش های جدید برای برقراری ارتباط، به نظر عادی و طبیعی خواهند رسید. شاید بخواهید از واژه ها و حرکاتی متفاوت استفاده کنید، اما لازم است بدانید که جراتمندی به لحاظ فرهنگی تعریف شده است و آنچه دریک فرهنگ جراتمندی نامیده می شود در فرهنگ دیگر لزوما به این نام خوانده نمی شود». (در تنظیم قسمتی از مطالب فوق از بروشورهای مرکز مشاوره دانشجویی دانشگاه تهران استفاده شده است). «عدم قاطعیت در تصمیم گیری» نیز از تبعات تورم فید بک اجتماعی است، این مشکل نیز به مشکل اول یعنی بالا بودن فیدبک اجتماعی شما باز می گردد بصورتی که با کوچکترین نسیم مخالفی در تصمیم خود تردید می نمایید و به بیان دیگر اعتماد به نفس تان پایین است. ویژگی اعتماد به نفس اینست که انسان را مستقل و دور از هرگونه وابستگى بار مى آورد و انسان را با توجّه به توانائی هایش براى انجام دادن مسؤولیت هاى فردى و اجتماعى، ، به میدان عمل مى کشاند و سبب مى شود که فرد مسؤولیت هاى خویش را با اطمینان کامل انجام دهد و با استفاده ی بهینه از قابلیت ها و توانایى هایش از هرگونه توقف و سکون بپرهیزد. در واقع اعتماد به نفس به معناى باور کردن تواناییهای خویش، روبه رو شدن فعال با رویدادهاى زندگى و انجام دادن درست وظایف است. بنابراین، اعتماد به نفس از درون فرد سرچشمه مى گیرد نه از بیرون. افرادى که از اعتماد به نفس کافى برخوردارند، استقلال عمل دارند و مسؤولیت پذیر و پیشرفت گرایند؛ ناکامى هاى زندگى را مى پذیرند؛ بر ایجاد رابطه با دیگران توانایند و از هرگونه گوشه گیرى دورى مى جویند . از طرف دیگر، آنان که ضعف اعتماد به نفس دارند از مشکلات زیر رنج مى برند: 1. احساس خود کم بینى در اکثر اعمال و نگرش هاشان احساس عدم اطمینان و درماندگى مى کنند؛ خود را در مواجهه با مشکلات ناتوان مى بینند و جملاتى چون نمى توانم این کار را انجام دهم، هرگز قادر به یادگیرى در سطوح عالى نیستم، توان نیل به مراتب عالى ندارم، همیشه ذهن این افراد را به خود مشغول مى کند. 2. بروز احساسات و عواطف منفى رفتارشان حاکى از نوعى خشونت، بى قیدى و بدخلقى است. به سبب عدم پذیرش محورى به نام «خود» همواره در انعکاس علایق خویش با تردید و تغییر رو به رویند و توان ابراز رفتار عاطفى مناسب ندارند. 3. گریز از موقعیت هاى نگران زا در برابر فشارهاى روانى، به ویژه ترس و خستگى و آنچه موجب آشفتگى اش شود، بسیار کم تحمّل اند؛ حتّى موردى مانند امتحان ممکن است برایشان بحران هایى اضطراب زا فراهم آورد و به عدم موفقیتشان انجامد. 4. نومیدى یأس از دستیابى به اهداف، رایج ترین ویژگى این افراد است. 5. کمرویى یکى از شایع ترین صفات این افراد کمرویى است و معمولاً در برقرارى ارتباطات اجتماعى در صحنه هاى مختلف با مشکل جدى روبه رو هستند. اعتماد به نفس، توجه فرد به توانایى هاى خود و استفاده از آن ها است. اعتماد به نفس دو رکن دارد: 1. شناخت استعدادها و توانایى ها ى خود 2. باور کردن این توانایى ها در مرحله اول باید فرد به خودشناسى بپردازد و ابعاد وجود خویش را به خوبى ارزیابى کند. خداوند به هر کس استعدادى خاص داده است. سید بن طاووس بر این عقیده بود که هر انسان در زمینه اى نابغه است. هر فرد باید استعداد ویژه خود را بشناسد و آن را به کار بندد. پس از شناخت توانایى ها، طبعاً فرد آن ها را باور مى کند. مرحله بعدى براى کسب اعتماد به نفس، استفاده از این توانایى ها در حل مشکلات و پیشبرد امور است. در این جا قوت نفس لازم است. روان شناسان این امر را بُعد انگیزشى فرد مى نامند . همان طور که آگاهى از خویشتن مى تواند انسان را از هرگونه خیالبافى و افکار منفى درباره خود رهایى دهد و سمت کمال واقعى و اصلاح کاستى ها رهنمون گردد، عدم اعتماد به نفس مى تواند مانع شکوفایى قابلیت ها و خلاقیّت ها و ایفاى مسئولیت ها شود. اکنون در پرتو شناخت مختصرى که درباره اعتماد به نفس و ویژگى هاى افراد معتمد به نفس به دست آمد، اشاره به بعضى از راهکارهاى عملى جهت تقویت این پدیده سودمند مى نمایم. امید است رعایت این موارد به کاهش مشکلتان بینجامد. بى تردید با تقویت اعتماد به نفس و به دست آوردن درکى درست از خود و توانایى هاتان به تدریج احساس عدم خود باوریتان از بین می رود و بر مشکلات چیره مى شوید . 1 ) از بیان اندیشه های خود نترسید: اعتماد به نفس سکه ای دو رویه است. یک روی آن افتخار، غرور، تحسین .و تمجید و بسیاری از نکات مثبت است. اما روی دیگرش ممکن است سرزنش، تمسخر و برچسب خوردن باشد. مهم این است که فرد از این احتمالات نترسد و قدرت ابراز عقیده اش را داشته باشد. باید به این باور برسیم که صرف موفقیت یا شکست ارزش انسان را تعین نمی کند بلکه تلاش و پایداری فرد است که به او ارزش می بخشد. 2 ) احساسات واقعی خود را بیان کنید: در روانشناسی، بیان احساسات نوعی توانایی و هوش به شمار می رود و از اصول اساسی روابط بین فردی است. بسیاری از ما وقتی بابت یک موضوع از دیگری دلخوریم خود خوری می کنیم و نمی توانیم رنجش و ناراحتی خود را با انتقادی ساده و صریح ابراز کنیم. درست به همین دلیل در شرایط عادی نیز از بیان احساس مثبتی که نسبت به دیگری داریم پرهیز می کنیم. زیرا نگرانیم که این تحسین، تمجید یا ابراز علاقه، در آینده و هنگامی که دوباره به هر دلیلی از فرد دلگیر شدیم برای ما شرایط نامناسبی ایجاد کند. 3 ) رفتار قاطعانه را تمرین کنید : یاز به قاطعیت آن گاه مطرح می شود که مسئله تماس با دیگران در کار است. اشخاص در روابط خود با دیگران، از روش های رفتاری گوناگونی چون رفتار انفعالی، رفتار با قاطعیت و رفتار پرخاشگرانه، بهره می گیرند بهترین سبک رفتار، رفتار قاطعانه است که در آن، شخص عقاید و احساسات خود را با رعایت اصل احترام به دیگران و ملاحظه حقوق آنها ابراز کرده و از حق و حقوق خود دفاع می نماید. روش قاطعانه، مانع از آن می شود که دیگران از شما سوء استفاده کنند. البته افراد با سبک برخورد قاطعانه همان طوری که برای باورها و احساسات خود ارزش قایلند شکیبا بوده و به احساسات دیگران نیز بها می دهند. قاطع بودن، بدین معناست که بر احساس هراس خود چیره شوید و از حق خود دفاع کنید؛ ولی حق و حقوق دیگران را نیز ضایع نکنید. کسانی که قاطعیت ندارند، بیش تر جاها، نمی توانند احساسات خود را ابراز کنند؛ زیرا نگرانند که دیگران در مقام مخالفت حرفی بزنند. آن ها که از طرد شدن می ترسند؛ با اندیشه های دیگران موافقت می کنند و راه محافظه کاری می پیمایند و از ابراز احساسات خود، خودداری می کنند. روش قاطعانه به جای رفتار انفعالی (در جایی که شخص می ترسد یا خجالت می­کشد که افکار و احساسات خود را بیان کند) و رفتار پرخاشگرانه (که در آن، به احساسات دیگران بهایی داده نمی شود) برای به حداقل رسانیدن احساس خشم و هراس در خصوص روابط با دیگران توصیه می شود. 4 ) برنامه ریزی کنید و منظم باشید: علت آنکه بسیاری از افراد به مرور زمان اعتماد به نفس خود را از دست می دهند و دائم خود را با «افکار خود سرکوبگر» سرزنش می کنند فقدان برنامه ریزی یا بی انضباطی در اجراء برنامه هاست. این افراد نمی توانند از زمان که همچون گنجی ارزشمند در اختیارشان قرار دارد به درستی استفاده کنند. در نتیجه این «زمان» است که آنها را با خود به هر سویی می برد. وقتی زندگینامه هر یک از مشاهیر و افراد بزرگ را نگاه کنید خواهید دید که آنها در زندگی خود کمترین میزان اتلاف وقت را داشته اند. امام علی(ع) در این باره می فرمایند:«المومن...مشغول وقته» یعنی فرد مومن هیچ وقت خالی ندارد و همیشه در حال کار و فعالیت است. 5 ) ؛ نه ؛ گفتن را بیاموزید: همواره، از ما خواسته می شود که به دوستان، افراد خانواده و همکارانمان کمک کنیم تا مسئولیت هایشان را انجام دهند. در بیش تر جوامع، یک اصل اخلاقی وجود دارد که به هنگام نیاز باید به یکدیگر کمک کنیم؛ ولی به مرور، حالتی ایجاد شده که اشخاص، نیازهای دیگران را بر نیاز خود مقدم می کنند و به اشتباه، پاسخ نه را بی ادبی قلمداد می نمایند و بر این باورند که با نه گفتن، دیگران را از خود می رنجانند. آموزش های جرأت آموزی، به اشخاص کمک می کند تا بی آن  که احساس گناه کنند، به دیگران پاسخ نه بگویند. اشخاص حق دارند بی آن که احساس گناه کنند، به دیگران پاسخ منفی بدهند. توجه داشته باشید که مسایل دیگران در بسیاری از، از مسایل شما مهم­تر نیستند. قرار نیست که مسایل عالم را حل و فصل کنید. اگر خود، کارهایی دارید که اجازه نمی دهد از دیگران کاری را بپذیرید، مؤدبانه از پذیرش پیشنهاد آن ها سرباز بزنید. اجازه ندهید حرف های دیگران در شما احساس گناه ایجاد کند. 6 ) از جمله های با فاعل «من» بهره بگیرید: این مهارت، به اشخاص می آموزد که خود انگیختگی بیش تری داشته باشند و احساساتشان را با راحتی بیش تری بیان کنند. همچنین به اشخاص امکان می دهد که احساسات خود را سرکوب نکنند. بهره گیری از فاعل «من» در جمله ها، اشخاص را تشویق می کند تا صاحب اندیشه، احساسات، عقاید، ادراکات و باورهای خود باشند. 7 ) از تماس چشمی بهره بگیرید: ارتباط های غیر کلامی گاهی از کلام و سخن ، باور پذیرترند. دیگران، نداشتن تماس چشمی در زمان ابراز نظر را به حساب نداشتن صداقت می گذارند. برقراری تماس چشمی، بیش تر هنگام ابراز احساسات در برابر دیگران دشوار است که علت را باید در ترس از طرد شدن جستجو کرد. آموختن این مهارت، با نگاه کردن 1 تا 2 ثانیه در چشمان طرف مقابل آغاز می شود و زمان آن به تدریج به 8 تا 10 ثانیه می رسد. 8 ) از زبان جسم و تن، قاطعانه بهره بگیرید: لحن استوار و قاطعانه صدا اگر با بدن شُل و افتاده همراه باشد، پیام دوگانه ای را به کسی که با او در ارتباط هستند، مخابره می کند؛ به گونه ای که طرف مقابل، پیام شما را نامطمئن یا غیر صمیمانه ارزیابی می کند. حالت بدن، یا پیام شما را تقویت و یا از قدرت آن می کاهد. افزون بر تماس چشمی و لحن صدا، حالت ستون فقرات و حالت سر، احساس شما را دربارة پیامی که مخابره می کنید نشان می دهند. توصیه می کنیم که بدنی راست و قائم داشته باشید و وزن بدنتان را به طور یکسان روی دو پای خود تقسیم کنید. بهتر است مرکز ثقل شما، روی پاهایتان باشد. 9 ) مخالفت همراه با آرامش را تمرین کنید: وقتی نقطه  نظرها و حقایق با آرامش بیان می شوند، دیگران مخالفت را سالم ارزیابی کرده و زمینه مشاجره و بگومگو از بین می­رود. در این فضای ارتباطی استرس جای خود را به آرامش و صمیمیت می­دهد. 10 ) به جای واکنش نشان دادن، پاسخ دهید: واکنش، نوعی بازتاب است که طبیعتی غریزی دارد. اقدام براساس واکنش، می تواند موجب پشیمانی شود؛ ولی پاسخ، برنامه ای حساب شده برای یک موقعیت خاص است. پاسخ دادن به یک موقعیت، به معنای تأمل در واکنش اولیه و آن گاه، ارائه یک پاسخ حساب شده و عاقلانه است. البته هر پاسخی، ناگزیر، کافی و شایسته نیست؛ ولی وقتی این مهارت را تمرین می کنید، به شما کمک می کند تا با افراد، برخوردی مناسب تر داشته باشید. 11 ) خود را باور کنید: همان طور که خود بزرگ بینى از آفات شناخت ِخود است، خودکم بینى و خود کوچک بینى نیز انسان را از شناخت گنجینه هاى درونى اش باز مى دارد. با اندکى تفکر و جست و جو در گذشته خود در مى یابید، کارهاى موفقیت آمیز بسیار داشته اید و فرد مفیدى هستید. خود کم بینى به جاى این که شما را در مسیر رشد و کمال و میل به پیشرفت قرار دهد، بیش تر سبب کسالت و احساس خستگى و ناامیدى مى شود. بنابراین، باید با ارزیابى اى صحیح و مطابق با واقع هر چه بهتر و بیش تر نقاط قوت و موفقیت هاى گذشته خود را مورد توجه و یادآورى قرار دهید و افکار منفى نظیر «در هیچ کارى موفق نبودم، فرد مفیدى نیستم و...» را از ذهن خود بیرون بریزید. 12) استعدادهای خود را هر چه بیش تر بشناسید.: شناخت استعدادها و قابلیت هاى خویش مى تواند در کسب اعتماد به نفس مفید واقع شود و انسان را از دام نومیدى رها سازد. بدین منظور، استعدادها و توانمندى هاى مختلف علمى، ورزشى، هنرى، کلامى و... خویش را یادداشت کنید و هر روز آن را براى خود بخوانید. 13) بر توانایى ها و موفقیت هاى گذشته تان تکیه کنید. : باید بر توانایى هاى خویش تکیه کنید و ضمن مرور موفقیت هاى گذشته، آن ها را در کانون تمرکز و توجّه خود قرار دهید. 14) گذشته ناموفق و شکست ها را فراموش کنید: اگر تصورى نامطلوب از گذشته دارید، به دست فراموشى سپارید. تصور نامطلوب اجازه نمى دهد به تغییرات خویش پى برید و حقیقت کنونى تان را دریابید. 15) خود را مثبت ارزیابى کنید. : درباره خویش مهربان باشید و شخصیت تان را با دید مثبت ارزیابى کنید. در شایستگى خویش تردید نکنید و خود را با صفات خوب تفسیر کرده، در انجام کارها توانا بدانید. 16) ریسک کنید . روى تجربیات جدید، با دید یادگیرى بیش تر فعالیت کنید و از شکست نهراسید. چنانچه این گونه عمل کنید، امکانات جدیدى براى شما فراهم مى آید و حس خویشتن پذیرى تان تقویت مى شود. 17) از خواهش های تان بکاهید.: عزّت و سربلندى انسان در گرو عدم درخواست هاى مکرّر از دیگران است. تا مى توانید به خود متکى باشید و به آنچه هستید و دارید، اکتفا کنید تا اعتماد به نفس بیش تر به دست آورید. 18) خود را فقط با دیگران بالاتر از خود مقایسه نکنید: هرگز خود یا موفقیت هاتان را با دیگران بالاتر از خود مقایسه نکنید، و به خیل دیگرانی که پایین تر از شما هستند و تا رسیدن به شما راهی دراز در پیش دارند را نیز ببینید. 19) از هدف های کوچک و متوسط شروع کنید.: یکی از علل شکست های مکرر افراد که منجر به احساس خودکم بینی و از دست دادن اعتماد به نفس می شود، در نظر گرفتن هدف های بزرگ و دست نیافتنی است. چنانچه در مثال گفته اند: سنگ بزرگ نشانه نزدن است. برای این که به خودباوری و اعتماد به نفس برسیم، لازم است ابتدا از هدف کوچکتر شروع کنیم تا با دست یافتن به هدف و چشیدن طعم موفقیت، اعتماد به نفس و احساس خودارزشمندی در ما تقویت شود. و اما براى رهایى از آفت خود کم بینى ، افکار منفى و باور نداشتن به خود ،به راهکارهاى زیر عمل کنید: 1. فهرستى از موفقیت هاى گذشته خود را یادداشت کرده، خوب درباره آن ها بیندیشید .( موفقیت هاى علمى و تحصیلى، هنرى، ورزشى و...)این کار سبب مى شود گنجینه هاى درونى تان را بیش تر بشناسید و اعتماد به نفس تان تقویت شود. 2. فهرست موفقیت ها را هر روز چند بار مرور کنید. 3. سعى کنید جنبه هاى مثبت دیگرى را که در خود مى بینید، به این لیست اضامه کنید. 4. هرگاه افکار منفى به شما هجوم آورد، با مشغول کردن خود به کارى از قبیل مطالعه یاگفت وگو با دیگران و انجام فعالیتى خاص، خود را از هجمه آن افکار نجات دهید. 5. از قرار گرفتن در تنهایى و بیکارى اجتناب کنید زیرا افکار منفى معمولًا در تنهایى و هنگام بیکارى بیش تر به سراغ انسان مى آید. 6. هنگام شکست در کارها، به جاى این که خود را سرزنش کنید، به ریشه یابى علل شکست روى آورید. 7. این حقیقت را به خود تلقین کنید که زندگى سراسر پیروزى نیست و فراز و نشیب بسیار دارد. 8. روحیه انعطاف پذیرى را در خود تقویت کنید یعنى در عین حال که باید فردى منظم و دقیق باشید و کارهاى خود را براساس برنامه انجام دهید، همواره به این نکته توجه کنید که همه شرایط و زوایاى کار در میدان دید و شناخت ما نیست. چه بسا امورى در تحقق یا عدم تحقق کارى مؤثر است، ولى از دید ما مخفى است یا در دست ما نیست و به وسیله محیط به ما تحمیل یا از ما دریغ مى شود. 9. شکست ها در واقع سکوى پرش براى کسب پیروزى ها و فتح هاى بعدى است. بنابراین، از شکست ها نگران نباشید. 10. همواره روحیه امید را در خود پرورش دهید و کلمه «مى توانم» را در آغاز هر کارى که مى خواهید انجام دهید فراموش نکنید. 11. در همه کارها به خداوند متعال توکل کنید افرادی که پیوسته به یاد خدا هستند و به عظمت او ایمان دارند، نه هرگز از بیم تحقیر و سرزنش دیگران عرصه را خالی می کنند و نه هیچگاه به کبر و خود بزرگ بینی دچار می شوند. هر کاری را بر اساس احساس وظیفه و تکلیف انجام می دهند. برای آنها پرداختن به کار با نیت الهی، مهمتر از نتیجه آن است. نه از شکست مایوس می شوند و نه از پیروزی سرمست می گردند. بنابراین مهم ترین روش کسب اعتماد به نفس، ارتباط با خداوند ونیایش با او است. وقتى بتوانید حضور در محضر خالق هستى و کمال مطلق را احساس و به او تکیه و اعتماد کنید و بزرگى اش را دریابید و به او بپیوندید، به بزرگى شخصیت خویش واقف خواهید شد.زیرا وقتی تمام تلاشتان رضایت یکی (خداوند) باشد دیگر نگران رضایت و عدم رضایت دیگران نخواهید بود. بنابراین، در نمازها حضور قلب بیش تر پیدا کنید و خود را با ذات اقدس الهى مرتبط بدانید. و مرتب این دعا را با خود زمزمه کنید که«لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم» توانایی من تکیه به توانایی کسی دارد که هیچ قدرتی بالاتر از قدرت او نیست و هموست پروردگار بزرگ و بلند مرتبه و اما مهارتهای ارتباطی: - ذهن خوانی نکنید وبه خود نسبت ندهید: برای مثال ما برای جمعی سخنرانی یاچیزی تعریف می کنیم ومتوجه می شویم یک نفر خمیازه می کشد،یکی از دلایل ان خمیازه اومی تواند حرف های کسل اور ما باشد،اما می تواند به دلالیل دیگری همچون کمبود خواب،مصرف داروهای خواب آور ویا مشاهده فرد دیگری که خمیازه کشیده وما متوجه نشدیم باشد.پس قرار نیست ما مورد توجه وپذیرش همه افرا باشیم وبراساس اصل همدلی در بدترین حالت ممکن می پذیریم که آن فرد خاص علاقه دای به مطالب ماندارد وقرار نیست نظر واحساس اوراتغییر دهیم - به دنبال موارد مثبت بگردید: بایستی عینک بدبینی ومنفی گرایی رابرداشت وباچشم واقع بینی به همه چیز نگاه کرد ودرعین توجه وتمرکز به نکات مثبت درهرچیز،نیم نگاهی نیز به جنبه های منفی داشت.پس شما فقط موقعیت هایی که ار پس آن برنیامدید را درنظر نگیرید،مسلما در موقعیت هایی بوده که شما به خوبی توانستید ارتباط برقرار کنید.رمز موفقیت خود را درآن موقعیت پیدا کنید وآن را پرورش دهید، فقط به نقاط منفی خود تمرکز نکنید،نقاط مثبت وتوانایی های خود رابشناسید وروی انها تمرکز کرده تا با کمک آنها بتوانید ارتباط خوبی برقرا کنید. شما قادر به برقراری ارتباط خوب بادیگران هستیدوکسب این مهارت مهم و ضروری در زندگی اجتماعی خیلی مشکل نیست. فقط باید بخواهید و تمرین کنید.چون برقراری ارتباط یک مهارت است که باید آن راکسب کنید.در این نوشتار ما به هفت گام اساسی برای یادگیری این مهارت اشاره می کنیم. - گوش دادن: درحالی که به نظر می رسد گوش دادن به دیگران بسیار ساده است، اما اگر شنونده فن گوش دادن را نتواند به درستی به کار ببندد ارتباط دچار مشکل می شود. گوش دادن فقط شنیدن کلامی که طرف مقابل به زبان می آورد نیست، بلکه شامل برخی موارد به شرح زیر است: - اینکه طرف مقابل ما کیست؟، دیدگاه او نسبت به ما و مسئله ی مطرح شده چیست؟ ،چه مسائلی او را نگران می کند؟ واحساساتش چگونه است و چه انتظاری از ما دارد؟ در برقراری و تنظیم روابط ما با او نقش مخمی را ایفا می کند. - علاوه به اینها یک شنونده موفق بخوبی می تواند هماهنگی لازم بین ارتباط کلامی و غیرکلامی برقرار نماید، قادر است به کلیه ژستها و حالات بدنی گوینده توجه کند و خود نیز به هنگام گوش دادن از ژستها و حالات بدنی مناسب جهت تایید و اعلام درک طرف مقابل استفاده کند. او هیچگاه با خمیازه کشیدن و یا با نگاه کردن به سرعت و به اطراف، نگاه خود را از گوینده نمی گیرد و دائما” درصدد است تا با تماس چشمی مناسب این موضوع را به گوینده منتقل نماید که علاقمند است به حرفهای او گوش دهد. به خاطر داشته باشید تا زمانی که شما به جای تمرکز و دقت در سخنان دیگران به افکار درونی خود گوش می دهید، قادر نخواهید بود شنونده خوبی باشید. - صریح و صادق بودن: صراحت و صادق بودن فرایندی است که در ارتباطات انسانی به شکل نامحسوس اما بسیار موثر نقش بازی می کند. تاکید میشود این فرآیند قابل دیدن یا شیندن نمی باشد. بلکه دو طر

/ 0 نظر / 40 بازدید