عبدالمالک ریگی کی بود؟از زندگی نامه تا اعدام....روشنگری کنید.

مطلب زیر برگرفته از سایت(http://www.gandompress.ir):

به گزارش گندم پرس به نقل از عصر هامون، سیستان و بلوچستان به دلیل وجود قومیت های مختلف و مذاهب شیعه و سنی از دیر باز سیبل افکار شوم صهیونیسم و امریکا بوده است که انتخاب ریگی برای اعمال سیاستهای آنها او را به عنوان مهره ای کلیدی برای ایجاد تفرقه میان اهل سنت و تشیع تبدیل کرده بود که سرانجام  «عبدالمالک» در یک عملیات پیچیده امنیتی در روزهای پایانی سال ۸۸ به دام سربازان گمنام امام زمان افتاد و در نهایت در ۳۰ خرداد ۸۹ به سزای اعمال ننگین خود رسید.

ریگی که بود؟
عبدالمجید ریگی با نام مستعار «عبدالمالک» فرزند چهارم یک سرایدار شرکت ساختمانی در زاهدان مرکز استان سیستان و بلوچستان بود پدرش آرزو داشت عبدالمالک چون دو برادر دیگرش از تحصیل باز نماند و بتواند برای خود کسی شود برای همین اورا راهی مدرسه کرد، او دوران ابتدایی و راهنمایی را در یکی از مدارس زاهدان واقع در خیابان خیام گذراند همانجا بود که با یکی دو نفر از دوستان که اتفاقا از طایفه خودش بودند آشنا شد و مقدمات لازم برای فرار از درس و مدرسه فراهم گردید .
البته یکی دو مورد سرقت کوچک از “بقالی محل و شکستن شیشه ماشین یکی از مسئولین مدرسه و غیره ” باعث شد که او با کسب کمترین معدل از مدرسه اخراج شود و رویاهای پدر را نقش بر آب کند.در ایامی که ترک تحصیل کرد با همان دوستان مدرسه ای که اکنون آنها هم ترک تحصیل کرده اند به خرید و فروش سی دی و پاسور و اجناسی از این قبیل روی آوردند و از طریق مرز میرجاوه اقدام به خرید این اجناس و فروش در چهارراه رسولی زاهدان نمودند .
پس ازپاگذاشتن عبدالمالک ریگی به سن نوجوانی و کفاف ندادن درآمد اندک پدر و حتی درآمد حاصل از فروش سی دی او اقدام به خرید و فروش مشروبات الکلی به مقدار عمده نمود و اتفاقا” درآمد خوبی نصیبش شد و به همین خاطر در اینکار فعالیتش را بیشتر کرد تا اینکه توسط نیروی انتظامی شناسایی و تحت تعقیب قرار گرفت اما بصورت پنهان کارش را ادامه میداد. در یکی از روزهای زمستان یکی از شرکای عبدالمالک بنام ناصر ریگی نقشه سرقت از انبارهای پارچه موجود در چهارراه رسولی زاهدان را مطرح و با دوستانش در میان گذاشت که مورد موافقت آنها نیز واقع شد و در اولین سرقت ! توسط مامورین آگاهی زاهدان دستگیر و برای بازجویی در اختیار این اداره قرار گرفت که آن زمان مسئولیت بازجویی از آنها به عهده شهید سرهنگ حمید کاوه گذاشته شد و توسط این شهید،گوشمالی خوبی به عبدالمالک و دوستانش داده شد ( و همینجا بود که کینه شهید کاوه به دل این گروه نقش بست و بعدها در حالی که سرهنگ کاوه بازنشسته شده بود او را گروگان گرفتند و به شهادت رساندنش.

 

سفر به پاکستان و آموزش تبلیغ وهابیت

عبدالمالک که کم کم به یک شرور سابقه دار معرفی می شد و خلاف، جزئی از زندگی روزمره اش تبدیل شده بود برای دوری از چنگال قانون همراه با دوستانش به پاکستان شهر کویته واقع در ایالت بلوچستان رفت و به آموختن آموزه های دینی پرداخت مدرسه ای که وی برای آموختن علوم مذهبی انتخاب کرده بود یکی از مدارسی بود که به ترویج فرهنگ وهابیت می پرداخت و پایگاه اصلی طالبان و القاعده بود و پس از ان عبدالمالک در یک گروه به اصطلاح جماعت تبلیغی عازم روستاها و شهرهای مرزی شد و به تبلیغ مشغول شدند، در همان ایام یکی از اشرار معروف منطقه ایرانشهر بنام” مولا بخش درخشان” به او ماموریت ویژه ای داد و او مامور شد که در میان دانشجویان بلوچ که در دانشگاههای پاکستان تحصیل میکردند نفوذ کند و از آنها که تحصیل کرده و با سواد هستند برای مبارزه ایدئولوژیک با حکومت ایران استفاده کند که خوشبختانه در مدت چند ماه فعالیتش در میان این دانشجویان نتوانست حتی یک نفر از آنان را اغفال کند .

آغاز شرارت و آدم ربایی


شهید کاوه در زمان اسارت گروهک ریگی

پس از اینکه از تبلیغ های بی اساس و عضو گیری در مبارزه با ایران تیرشان به سنگ خورد تصمیم گرفتند که اقدام به آدم ربایی و اخاذی نمایند و چند نفر از سرمایه داران زاهدان را پس از اینکه گروگان گرفتند و به پاکستان منتقل کرده تحویل ملا کمال صلاح زهی از اشرار معروف دادند و در قبال این کار مبلغی بعنوان پاداش می گرفتند و از اینجا پروژه آدمربایی در دستور کار مالک قرار گرفت. با گذشت چند ماه از شروع این اقدامات، تصمیم گرفته شد تا گروگان ها در اختیار خودشان باشد تا بلکه پول بیشتری را کسب کنند و بازهم اینکار را ادامه دادند. دیگر این گروه چهار نفره حسابی پولدار شده بود و از لحاظ تجهیزات و اسلحه و خودرو خودشان را تقویت کرده بودند و چند نفری را هم بر تعدادشان افزودند و تصمیم بر این شد که در زمان خطر و مواجهه با مامورین اقدام به مقاومت مسلحانه نمایند و در میان گروههای شرور ساکن پاکستان انگشت نما شدند و در این میان بیشتر این گروهها خواهان همکاری و فعالیت با آنها بودند.

آغاز کشتار و چشیدن طعم ترور


تصاویر منتشر شده توسط گروهک

در یکی از روزها که قرار بود آقای ر – الف یکی از تجار زاهدانی را گروگان بگیرند بطور اتفاقی متوجه شدند که سرهنگ حمید کاوه که اکنون دیگر بازنشسته شده با وی در امور بازرگانی همکاری میکند و کینه های قبلی که از او در دل عبدالمالک مانده بود آنان را مجبور کرد که بجای شخص اصلی ، او را گروگان بگیرند و اینکار را هم انجام دادند و شهید سرهنگ حمید کاوه بمدت چند ماه توسط این گروه در کوههای مرزی نگهداری شد و پس از اینکه با شکنجه های فراوان از او فیلم سراسر دروغی را تهیه و توزیع کردند مظلومانه او را بشهادت رساندند .پس از آن زمانی که یک نفر از افراد جندالشیطان و عبدالمالک برای تهیه غذا و آذوقه به یکی از بخشهای سراوان مراجعه میکند ، توسط گروهبان شهید نامجو رئیس پاسگاه مرزی “گدار ناهوک” سراوان دستگیر و تحویل مقامات قضایی میشود و عبدالمالک برای انتقام، شبانه به پاسگاه حمله میکند و هشت نفر سرباز به همراه شهید نامجو را گروگان میگیرد و پس از اخاذی از مسئولان ، سربازان را آزاد و نامجو را بشهادت میرساند. با ادامه این جنایات و چشیدن مزه آدمکشی توسط گروهک جندالله، از آنجایی که در زمان تحصیل در مدرسه دینی پاکستان توسط اساتیدی با نگرش طالبانیسمی آموزش دیده بود و نفرت از تشیع در او شعله ور شده بود تصمیم به کشتار شیعیان میگیرد و برای همین، اقدام به مسدود نمودن جاده زابل به زاهدان در منطقه تاسوکی میکند و تعداد زیادی از مردم بیگناه و محبان اهلبیت را در جلوی چشم همسر و فرزندان بشهادت میرساند که با توزیع فیلم آن کشتار در سطح شهر ماهیت کثیف خود را بیش از پیش نمایان ساخت و قرار این گروه این بود که پس از فاجعه تاسوکی در دیگر شهرهای استان نیز اقدام به کشتار شیعیان بکند که با یک اتفاق ساده برنامه کاری آنها تغییر اساسی کرد.

اشتباه رسانه ها و سرمایه گذاری غرب برای حمایت از تروریسم


عبدالمالک ریگی در حال سربریدن گروگانش

در روزی که جندالله اقدام به کشتار شیعیان در تاسوکی نمود ، بصورت کاملا اتفاقی تعداد زیادی از مسئولین منجمله استاندار و فرماندار در همان مسیر بودند که خودروی حامل استاندار برای رسیدن به جلسه ای در زاهدان با سرعت و درست چند دقیقه قبل از بستن جاده از آنجا عبور میکند ولی متاسفانه فرماندار در میان مردم بود و شناسایی نشد و بعد از اینکه این فاجعه انجام شد و روز بعد روزنامه ها و خبرگزاریهای داخلی اقدام به انتشار این خبر با عنوان “حمله به کاروان مسئولان در تاسوکی” نمودند، تازه عبدالمالک متوجه شد که عجب کلاهی به سرش رفته و طعمه های به این خوبی از چنگش گریخته اند. اما در یک چرخش ۱۸۰ درجه ای اعلام کرد که ما از قبل مطلع بودیم که مسئولان قصد گذر از این مسیر را دارند و اکاذیب دیگری را مطرح کرد. و درست در همان ایام سایت “روز آنلاین” توسط “خانم مریم کاشانی” یک مصاحبه تلفنی با عبدالمالک انجام داد و در سایت درج نمود و همینجا بود که عبدالمالک احساس کرد که به آرزویش رسیده و آرزویش معروف و مشهور شدن و مصاحبه با خبرنگاران مختلف بود که او احساس میکرد به ارزویش دست یافته. و با همین یک مصاحبه کوچک و با اشتباه بزرگ رسانه ها و روزنامه های کشور در بزرگ کردن هویت جندشیطان وعبدالمالک ،دیگر او مصمم بود که با کارش ادامه بدهد اما روز بروز بر تعداد مصاحبه ها اضافه میشد و او لذت بیشتری میبرد . اما هدفش معلوم بود: کشتار شیعیان با اولویت سیستانیها و به ادعای خود طرفداری از قوم بلوچ که در مقابل اقدامات وی از سوی علمای اهل سنت به شدت محکوم می شد و او را مرتد می خواندند. تا اینکه تعدادی از گروههای اپوزوسیون خارج نشین که دنبال عروسکی برای گرداندن میگشتند به عبدالمالک روی آوردند و او را کاملا از لحاظ فکری شستشو داده و راه هایی را که احتمال موفقیت در آن بود را به او نشان دادند و بهترین حربه برای گول زدن مردم ایران و جهان این بود که مبارزه او را برای آزادی و برقراری دموکراسی در ایران ! جلوه بدهند و آمریکا نیز برای حمایت از او و اهدافش در منطقه سرمایه گذاری کرد، در این میان اولین اقدام تغییر نام جندالله بود و اسم گروه را به جنبش مقاومت ملی ایران تغییر دادند. تا به خیال خام خود مبارزه را از بلوچستان به کل ایران گسترش دهند تا شاید محبوبیتی در میان مخالفین ایرانی پیدا کنند.

سرانجام ترور  و حمایت عوامل فتنه از “مالک ریگی”

درسال ۱۳۸۴ با روی کار آمدن دولت نهم و توجه ویژه به آبادانی مناطق محروم از سویی و گسترش شدید قاچاق ، آدم ربایی و قتل توسط اعضای گروه از سویی دیگر موجب شد تا جند الله بدنه ی اجتماعی خود را از دست داده و به یک گروه شبه نظامی تبدیل شود و دیری نپایید که چراغ این عملیات ها به سرکردگی عبدالمالک ریگی در پایان سال ۸۸  به خاموشی فرو رفت و طی یک عملیات پیچیده  در تاریخ ۴ اسفند ۸۸ به دست سربازان گمنام امام زمان(عج) دستگیر شود که باعث شد حامیان وی در غرب در شوک ابدی از اقتدار دستگاه امنیتی ایران باقی بمانند.


عملیات دستگیری ریگی

در این میان حامیان میر حسین موسوی در حمایت از مالک ریگی بیانیه ای را منتشر کردند که دربخشی از آن آمده است؛
“انتساب آنهمه قتل و جنایت به کسی که از جنبش سبز حمایت کرده است جز دروغ و افترا و تضعیف جنبش سبز چه می تواند باشد؟چه کسی است که نداند که بریدن سر و شلیک به مغز بی گناهان و انفجار اتوبوس همه و همه یا کار فتوشاپ است یا کار متخصصان خود فروخته ی اسپشال افکت نظام.چه کسی است نداند که در جریان انفجار آن اتوبوس ، همگی افراد کشته شده را با اتوبوس آورده بودند؟ آیا کسانی که با آیینه های سینمایی در راهپیمایی ۲۲ بهمن جمعیت چند ده نفری را جمعیت میلیونی به تصویر می کشند نمی توانند از این کارها بکنند.ما اعترافات برادر مبارز ریگی را از زبان او نشنیدیم بلکه از چشمان مظلوم او شنیدیم که حرفهای دیگری می زد.ما از تمام مجامع بی طرف بین المللی آمریکا و انگلیس و اسرائیل می خواهیم تا با تحت فشار قرار دادن نظام، مقدمات آزادی این برادر عزیز ،مظلوم و آزاداندیش را مهیا سازند.”


عبدالمالکی ریگی بعد از دستگیری

هرچند عبد المالک وابستگی خود را به القائده در زمان عملیات های خود صراحتا رد می کرد اما حمایت های بی دریغ عربستان سعودی و انگلیس از وی این شائبه را به وجود می آورد که وهابیت و غرب به دنبال راه اندازی گروهی همچون القائده در مرزهای شرقی ایران هستند و همچنین اعترافات وی پرده از همه شبهات برداشت او در بخشی از اعترافات خود گفته است:”عوامل آمریکایی به ما گفته بودند سیا بر من و گروهم “حساس” شده‌اند و آماده‌اند هر نوع کمکی به ما بکنند و طرف‌های آمریکایی در دوبی گفته بودند سیا برنامه‌ای در دست دارد، تا تمام سازمان هایی را که مخالف نظام (جمهوری اسلامی ایران) هستند و پتانسیل و قدرت جنگ را دارند، مورد حمایت قرار دهد”.
شبکه خبرى اى بى سى امریکا در گزارشی اذعان کرد : امریکا به طور مخفیانه مشاور و مشوق یک گروه افراط گراى مسلح پاکستانى است که تاکنون چند عملیات مرگبار داخل خاک ایران اجرا کرده است. هر چند آمریکا ادعا کرده است که به طور مستقیم تامین مالى این گروه را بر عهده ندارد اما از سال ۲۰۰۵ روابط محکمى با عبد المالک ریگى رهبر این گروه داشته است. او به حمایت غرب عملیات های زیادی را در منطقه انجام داد که در جدول زیر به آن اشاره شده است؛

 

عملیات تاریخ عملیات محل عملیات  نتایج عملیات پیامدهای عملیات حمله به کاروان انتقال رئیس جمهور ۱۳۸۴/۹/۲۳  مناطق کویری سیستان  شهید شدن محافظ و راننده خودرو احمدی‌نژاد  —  حمله به پاسگاه مرزی گدار ناهوک سراوان  ۱۳۸۴/۱۰/۱۲  منطقهٔ سراوان  گروگان گرفتن ۸ سرباز مرزبان و رئیس پاسگاه  آزادسازی ۸ تن از سربازان در تاریخ ۱۰ بهمن همان سال با میانجیگری بزرگان طوایف منطقه و اعلام خبر اعدام رئیس پاسگاه. اعدام احمد سریر در تاریخ ۱۳۸۵/۱۲/۲۳ در پارک لالهٔ زاهدان .  اسارت ۳ تبعه ترکیه  ۱۳۸۴/۱۰/۲۵  —  درخواست پرداخت ۱ میلیون دلار از جانب ایران در قبال آزادی گروگان ها  —  حادثه تاسوکی  ۱۳۸۴/۱۲/۲۵  منطقه تاسوکی  قتل ۲۲ تن از مسافران عبوری از محور زابل به زاهدان. آتش زدن ۶ خودروی متعلق به مسافران. اسارت عده‌ای نامعلوم از مسافران عبوری. زخمی شدن فرماندار زاهدان در این حمله .  اسماعیل احمدی مقدم و مصطفی پورمحمدی آمریکا را مشوق جندالله برای این عملیات نامیدند و این عملیات را به سفارش نیروهای اطلاعاتی آمریکا دانستند. جندالله در تاریخ ۱۳۸۵/۱/۲ با انتشار فیلمی عنوان کرد که در صورت آزاد نکردن ۵ عضو این گروه از جانب نیروهای انتظامی ایران گروکان های واقعه تاسوکی را خواهد کشت. اکبر اعلم، عضو کمیسیون امنیت ملّی مجلس در فروردین ۱۳۸۶ استاندار و برخی نیروهای انتظامی سیستان را به کوتاهی در جلوگیری از این واقعه متهم کرد. عبدالحمید ریگی و ۱۵ عضو دیگر جندالله توسط نیروهای امنیتی پاکستان دستگیر و در ۱۳۸۷/۳/۲۵ به ایران تحویل داده شدند .  حملات پراکنده به غیرنظامیان  ۱۳۸۵/۱/۱۸ تا امروز  استان سیستان و بلوچستان  ترور و اسارت مردم غیرنظامی و گاه گاه اعدام آن ها  گزارش حسینعلی شهریاری، نماینده زاهدان، در جلسه علنی مجلس در تاریخ ۱۳۸۵/۱/۲۰ از حملات دو روز قبل جندالله به مردم عادی. ایجاد قرارگاه بعثت در منطقه مرزی با پاکستان. اعدام یکی از گروگان های غیرنظامی در ۱۷ اردیبهشت همان سال. برپایی مانور اقتدار در تاریخ ۱۳۸۵/۲/۲۸ برای سرکوب گروهک جندالله با مشارکت کلیه نیروهای نظامی ایران. آزادی ۴ گروگان و هلاکت ۱۴ عضو جندالله در ۶ خرداد همان سال. برپایی رزمایش ضربت ذوالفقار توسط نیروی زمینی ارتش در ۲۸ مرداد همان سال .  حمله به ماموران نیروی انتظامی  ۱۳۸۵/۱۱/۱۲  تقاطع بلوارهای بزرگمهر و معلم شهر زاهدان  قتل ۴ مامور پلیس و یک شهروند  اعدام دو تن از اعضای جندالله دخیل در این حمله  حمله به اتوبوس حامل نیروهای سپاه پاسداران با خودروی حامل مواد منفجره  ۱۳۸۵/۱۱/۲۵  بلوار ثارالله شهر زاهدان  شهادت ۱۳ نفر و زخمی شده ۳۰ تن دیگر از اعضای سپاه و مردم عادی  محکومیت این حمله از جانب سازمان ملل متحد. جندالله این حمله را عملی تلافی جویانه در قبال اعدام اعضایش نامید. نصرالله شنبه‌زهی در ۳۰ بهمن همان سال به جرم دخالت در بمبگذاری در محل انفجار اعدام شد. فردی به نام سعید. ق به جرم مشارکت در ۱۳۸۶/۳/۱۳ در همان محل اعدام شد .  انفجار بمب صوتی  ۱۳۸۵/۱۱/۲۷  بلوار جمهوری شهر زاهدان  بدون تلفات  — حمله به پاسگاه مرزی نگور  ۱۳۸۵/۱۲/۸  منطقه نگور  شهادت ۲ مامور مرزبانی و اسارت ۴ نفر دیگر و انتقال آنها به پاکستان  —  شبیخون اعضای جندالله به جمعی از پاسداران  ۱۳۸۶/۴/۲۸  روستای دومک-منطقه کورین  ۱۱ مامور سپاه پاسداران شهید و ۹ تن دیگر زخمی شدند  —  حمله به خودروهای عبوری  ۱۳۸۶/۵/۲۸  جاده چابهار به ایرانشهر  گروگانگیری ۲۱ غیرنظامی و انتقال آنها به پاکستان  در پی همکاری دیپلماتیک ایران و پاکستان ظرف ۱۲ ساعت نیروهای نظامی پاکستان به محل انتقال گروگانها یورش برده و با به هلاکت رساندن سرکرده و جمعی از اعضای جندالله در آن حمله گروگان ها را آزاد کردند .  ترور مهدی توکّلی(روحانی شیعه (  ۱۳۸۶/۷/۱۰  روستای افتخارآباد شهرستان خاش شهادت وی توسط دو راکب یک موتور  —-  درگیری مسلحانه در مدرسهٔ علمیه  ۱۳۸۶/۹/۲۲  روستای چاه‌جمال شهرستان ایرانشهر  —-  ۶ تن از روحانیون و طلّاب سنی مذهب که با جندالله همکاری کردند محاکمه شدند .  حمله به پاسگاه مرزی  ۱۳۸۷/۳/۲۳  منطقه سراوان  گروگانگیری ۱۶ مامور مرزبانی و انتقال آنها به پاکستان  اعدام ۱۵ نفر و آزادی یک تن از آنها .  ترور ابراهیم کریمی(معاون دادگستری سراوان )  ۱۳۸۷/۳/۲۷  ؟ شهادت وی  ۳ عضو جندالله دستگیر شدند. علیرضا براهویی در زاهدان اعدام شد .  فضل‌الله شهبازی(دادستان عمومی و انقلاب خاش )  ۱۳۸۷/۷/۶  شهرستان خاش  ترور ناموفق بود و وی زخمی شد  —  ترور مولوی شیخ علی دهواری(امام جمعه مسجد صدیق اکبر )  ۱۳۸۷/۸/۲۰  شهرستان سراوان  شهادت وی  —-  حمله انتحاری به صبحگاه مشترک نیروی انتظامی  ۱۳۸۷/۱۰/۹  شهرستان سراوان  عبدالغفور ریگی (برادر کوچک عبدالمالک) با انفجار بمب همراه خود ۴ نفر از پرسنل نیروی انتظامی را کشته و ۱۲ نفر دیگر نیز مجروح کرد .  محمود احمدی‌نژاد در سفری غیر منتظره برای بررسی بیشتر به زاهدان رفت .  شبیخون به وانت تدارکات نیروهای نظامی  ۱۳۸۷/۱۱/۶  ؟  شهادت مامورین راکب وانت و بازگشت به درون پاکستان  —-  انفجار بمب صوتی  ۱۳۸۷/۱۱/۳۰  مسجد الغدیر زاهدان  خسارات اندکی به ساختمان مسجد  —-  حمله انتحاری به مسجد شیعیان  ۱۳۸۷/۳/۷  مسجد علی‌بن‌ابیطالب شهر زاهدان  شهادت ۲۵ نمازگزار و زخمی شدن ۱۲۰ تن دیگر  آیت‌الله خامنه‌ایرهبر معظم انقلاب آمریکا را در این بمب‌گذاری دخیل دانست. علی لاریجانی در ۱۱ خرداد همان سال مسئولیت انفجار را از اهل سنت دور دانسته و به آمریکا نسبت داد. سه نفر در ارتباط با بمبگذاری، پیش از خاکسپاری قربانیان به اتهام افساد فی الارض در تاریخ ۱۳۸۸/۳/۹ اعدام شدند. ۲ تن اعضای دستگیر شده در این رابطه در ۱۶ خرداد همان سال اعدام شدند .  حمله به ستاد انتخاباتی محمود احمدی‌نژاد  ۱۳۸۸/۳/۸  زاهدان  مجروحیت ۳ نفر از اعضای ستاد  —-  حمله انتحاری به نمایشگاه صنایع دستی  ۱۳۸۸/۷/۲۶  شهر سرباز  شهادت۴۱ نفر و زخمی‌شدن ۱۵۰ نفر دیگر  محمود احمدی‌نژاد پاکستان را به کوتاهی در دستگیری اعضای جندالله بعد از این عملیات متهم کرد. سپاه پاسداران از کشور پاکستان درخواست مجوزی مبنی بر انجام عملیات نظامی داخل خاک پاکستان را علیه مواضع جندالله خواستار شد. مصطفی محمد نجّار، وزیر کشور، برای انجام مذاکراتی در جهت دستگیری اعضای جندالله توسط نیروهای پاکستانی به این کشور سفر کرد.

 


/ 0 نظر / 11637 بازدید