من خیلی ناراحتم و دلم میخاد گریه کنم و فریاد بکشم و به خدا بگم که اگه دوستم دار

 من خیلی ناراحتم و دلم میخاد گریه کنم و فریاد بکشم و به خدا بگم که اگه دوستم داری چرا زجرم میدی چرا ابرومو پیش بقیه میبری. خدا من که دوستت دارم چرا همیشه کارم گیره و همش مشکل دارم. نمیخام ناشکری کنم ولی کاش بمیرم . خسته ام حوصله هیچکی رو ندارم. هرچی به امامان متوسل میشم جوابی نمیگیرم . نمونش امروزه چرا اگ خدا دوستم داره اگ حضرت محمد دوستم داره جوابمو نمیدن مگ من چکار کردم

http://www.porseman.org:

خوب بود در رابطه با عوامل ایجاد چنین احساسی در خود قدری توضیح می دادید تا ما نیز بهتر و دقیقتر بتوانیم به مشکل شما رسیدگی کنیم، اما با مطالعه مطالب و عمل به راهکارهایی که در ادامه آمده است امیدواریم مشکل شما مرتفع شود.
در پاسخ ابتدا از شما دعوت می کنم به چند نکته توجه بفرمائید .
نکته اول : از مهمترین علت هایی که موجب بروز چنین تصوراتی در افراد می شود این است، انسانها فکر می کنند اگر در زندگی خود با شکستی مواجه شوند ویا اینکه خواسته و آرزویی داشته اند و برآورده نشده باشد و یا چیزی را دوست داشته اند و به آن نرسیده باشند. و یا حتی انتظار عنایت و لطف و توجه خاصی از طرف خدا داشته باشند اما حاصل نشده باشد و .... در اینصورت از خدا دور شده اند و خداوند آنها را دوست ندارد .
اما این افراد به این مساله توجه ندارد که ملاک تشخیص اینکه خداوند آنها را دوست دارد یا خیر چنین اموری نمی باشد ؛ چراکه چه بسا چیزهایى که انسان به آن دست می یابد ، ولى سرانجام بلاى جان و مایه اندوهش مى گردد؛ و چه بسیار اموری که در نظر انسان ناگوار و ناخوشایند است و گاه مورد نفرت او است ولی باطن و سرانجام آن برای او خیر و مبارک است، قرآن کریم بر این حقیقت ریشه دار انگشت گذاشته و می فرماید : (و عسى ان تکرهوا شیئاً و هو خیر لکم و عسى ان تحبّوا شیئاً و هو شرّ لکم - چه بسا چیزى را ناگوار بدانید ولى در واقع مایه خیر شما است و چه بسا به چیزى دل ببندید که در واقع برایتان زیانبار است بقره: 216 ).
نکته دوم : در روایات اسلامی علتها و حکمت های متعددی برای وجود مشکلات، غصه ها و بلاها مطرح گردیده است که در اینجا تنها به چند مورد اکتفا می نمائیم :
1- ارتکاب گناهان و معاصی:
بر اساس آیات و روایات اسلامی ارتباطى کامل بین اعمال انسانها با حوادث عالم برقرار است، حوادثى که با زندگى انسانها تماس دارد، اعمال صالح باعث مى شود که خیرات عالم زیاد شود و برکات نازل گردد، و اعمال زشت باعث مى شود بلاها و سختیها پشت سر هم بر سر انسانها فرود آید و نقمت و بدبختى و هلاکت به سوى او جلب شود . خداوند متعال می فرماید : (وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً - و هر کس از یاد من روى گردان شود، زندگى(سخت و) تنگى خواهد داشت طه : 124).
2- مشکلات ، عامل ظهور کمالات انسانی می باشند:
برای اولیاء الهی ، بلا و گرفتاری نشان بزرگواری آنهاست ؛ یعنی موجب می شود که بزرگواری آنها ظهور خارجی یابد و مردم ، بزرگواری و عظمت روحی آنها را در بلایا مشاهده نمایند ؛ یا گرفتاری در بلایای عظیم نشان می دهد که آنها مورد توجّه خاصّ خدا هستند ؛ چرا که در پیشگاه خداوند متعال هر که مقرّبتر است ، جام بلا بیشترش می دهند.
امام صادق علیه السّلام فرمودند: « إِنَّ اللَّهَ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَیَتَعَاهَدُ الْمُؤْمِنَ بِالْبَلَاءِ إِمَّا بِمَرَضٍ فِی جَسَدِهِ أَوْ بِمُصِیبَةٍ فِی أَهْلٍ أَوْ مَالٍ أَوْ مُصِیبَةٍ مِنْ مَصَائِبِ الدُّنْیَا لِیَأْجُرَهُ عَلَیْهَا ، خداوند متعال مؤمن را به مصیبت و بلاء گرفتار مى کند و او را به بیمارى در بدن مبتلا مى سازد و یا در مصیبت اهل و فرزند قرار مى دهد و یا یکى از مصیبت هاى دنیا را متوجه او مى کند تا او را پاداش دهد. » ( بحار الأنوار ، ج 64، ص 237)
3- کفّاره گناهان و پاکی مؤمنان از گناهان:
رسول خدا صلّى اللَّه علیه و اله در اینخصوص فرموده اند :« لَا یَزَالُ الْبَلَاءُ فِی الْمُؤْمِنِ وَ الْمُؤْمِنَةِ فِی جَسَدِهِ وَ مَالِهِ وَ وُلْدِهِ حَتَّى یَلْقَى اللَّهَ وَ مَا عَلَیْهِ مِنْ خَطِیئَة ، مصیبت و گرفتارى همواره گریبان مرد و زن مؤمن را مى گیرد و آنها در مال و یا بدن خود نقصان مشاهده مى کنند و یا فرزندان خود را از دست مى دهند و اینها براى این است که هر گاه در محضر پروردگار حاضر شدند گناهى نداشته باشند. » (بحارالأنوار ، ج 64 ،ص236 ).
4- بروز بیماری جهت ممانعت از حوادث تلخ تر:
چه بسا بروز بیماری از سوی خداوند متعال برای پیشگیری از حوادث تلختر و یا بیماریها و آسیبهای وخیمتر باشد .
به عنوان نمونه در جریان کربلا از آنجا که خداوند متعال اراده نموده بود تا زمین خالی از حجت و امام معصوم نماند ؛ حضرت سجاد علیه السلام در روز عاشورا دچار بیماری سنگینی شده و این بیماری مانع از به شهادت رسیدن ایشان گردید. و در زندگی شخصی خودمان نیز چه بسا یک بیماری موجب شود تا سفری به تاخیر افتاده و از حوادث سنگینی که در آن سفر در انتظار ما بوده نجات پیدا کنیم.
5- امتحان و آزمایش به وسیله مشکلات:
دچار نمودن بندگان به بیماری و گرفتاری از ابزارهایی است که خداوند متعال برای مشخص شدن بندگان صالح و غیر صالح بکار می گیرد کما اینکه در قرآن کریم فرموده است : وَ نَبْلُوکُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَیْرِ فِتْنَةً: ما شما را به وسیله بدیها و خوبیها امتحان مى کنیم (انبیاء- 35).
6- غافل نشدن از یاد خدا:
انسان وقتی همواره خود و اطرافش را در سلامتی ببیند ممکن است به مرور زمان از ولی نعمت و خالق خود غافل شود اما یک تلنگور در زندگی همچون گرفتار شدن به مشکلات وی را مجددا به یاد الهی می اندازد. در روایتی نقل شده است که حضرت موسى (ع) در گفتاری که با خداوند داشت عرض کرد: خدایا دوست ندارم که بیمار و ضعیف گردم و در عبادت من سستى پیدا گردد و هم دوست ندارم همیشه سالم باشم که تو را فراموش کنم، بلکه دوست دارم گاهى بیمار شوم که تو را یاد کنم و گاهى سالم شوم، و تو را شکرگذارم. ( ارشاد القلوب-ترجمه سلگى، ج 1، ص: 122)
7 – شکر نعمت الهی:
همانطور که در کلام حضرت موسی ( علی نبینا و آله و علیه السلام ) گذشت وقتی انسان به بیماری دچار شده قدر سلامتی را دانسته و شکر گذار آن می گردد .
نکته سوم : تشخیص اینکه گرفتاری ها، برآورده نشدن حاجات و مشکلاتی که انسان دچار شده از این بابت است که خدا او را دوست نداشته و یا اینکه علت های دیگری داشته ، نیاز به شناخت کافی از اعمال و رفتار انسانها و نیّاتشان دارد. گاهی انسان برای خود در نزد خداوند حسابی بیش از حد باز می کند و برای خود قدر و قیمتی بیش از آن که دارد قائل می شود و همین باعث می شود در انجام کارها بیش از آنکه به خداوند توکل (1) کند به خودش امید داشته باشد. اینکه کار و یا دعا به سلیقه شما پیش نرفته و یا به استجابت نرسیده است حتما صلاح شما در آن بوده و خداوند نیز به صلاح بندگان آگاه تر است، و شاید هم خواست خداوند در این بوده که کار شما با تأخیر انجام شود، به هر حال این خداوند است که به صلاح بندگان آگاهی کامل دارد. در روایات نیز آمده است کسانی که حاجاتشان در این دنیا روا نشده است در آخرت بهتر از آن را به آنها خواهند داد و پشیمانانه می گویند: ای کاش حاجات دیگرمان هم برآورده نمیشد تا عوضی بهتر از آن را در اینجا دریافت می کردیم.
(الله الصمد) خداوند بی نیاز است، (خلق الانسان ضعیفا) و انسان ضعیف و نیازمند، بی نیاز همیشه در پی برآوردن حاجت نیازمند است پس اگر حاجت نیازمند برآورده نمی شود به دلیل قابلیت و صلاحیت نداشتن نیازمند است. پس مشکل از خود ماست، ما باید ظرفیتمان را بالا ببریم. گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست.!
هر چه شناخت و معرفت انسان به خداوند بیشتر شود حسن ظنش نیز به خداوند بیشتر می شود و برای اینکه معرفتش به خداوند بیشتر شود باید ارتباطش را با خداوند بیشتر کند، در نتیجه چنین شخصی هیچ وقت مصلحت خود را بر خواست خداوند مقدم نمی دارد و با کوچکترین سختی ای نسبت به خداوند سوء ظن پیدا نمی کند.
اگر حقیقتاً اهل تقوا و عدالت بودیم ، آن دشواریها و احساس بی کسیها برای این هستند که گناهان گذشته ی ما پاک شوند و قابلیت هدایتها و پاداشهای خاصّ خدا در ما ایجاد گردد و استعدادهای الهی ما شکوفا گردند. امّا اگر در دینداری خود سست بودیم و تقوا پیشه نبودیم ، باید بدانیم که آن سختی ها و عدم اجابت دعاها برای تنبیه (بیدار نمودن ) و ادب کردن ما هستند تا در آن شرائط خدا و آخرت را یاد نموده به سوی حقیقت و تقوا و عدالت باز گردیم ؛ که اگر باز گشتیم و خود را به خدا نزدیک کردیم ، آن دشواریها برای ما نعمت خواهند بود ، در غیر این صورت چه بسا نشانه دوری بیشتر ما از خداوند باشند.
با توجه به نکاتی که گفته شد اگر واقعا می خواهید به خدا نزدیک شده و خداوند شما را دوست داشته باشد به موارد ذیل عمل نمائید .
اول : شاید احساس دوری شما از خداوند و غصه عدم توجه به شما از جانب پروردگار برای بیدار کردن شما باشد که این خود نشانه عشق و محبتی است که خداوند نسبت به شما دارد و می خواهد که بیشتر به در خانه اش بروید. اگر – خدای ناکرده - بواسطه گناهی تصور می کنید که از خدا دور شده اید ؛ خوب است بدانید که خداوند راه بازگشت را بسوی همه گناه کاران باز گذاشته است و از کسانی که خداوند متعال خیلی آنها را دوست دارد آنهایی هستند که با وجود گناهان مکرری که در گذشته داشته اند اما باز به دامن امن الهی باز گشته و توبه می کنند. (إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ - خداوند، توبه کنندگان را دوست دارد، و پاکان را(نیز) دوست دارد. البقرة : 222). امام صادق علیه السلام نیز فرموده اند: همانا خداوند از (میان) بندگانش دوست دارد آن کس را که در فتنه (گناه) واقع شود و بسیار توبه کند. (اصول کافى-ترجمه مصطفوى ج 4 165). پس فرصت را نباید از دست داد و بجای ناامیدی از درگاه پر لطف الهی، سعی کنید که با توبه و جبران گذشته هر چه سریعتر خود را به او نزدیکتر کنید.
دوم : محرمات الهی را ترک کنید .
سوم : واجبات الهی ( مخصوصا حجاب اسلامی و نماز ) را انجام دهید (وسایل الشیعه، ج 4، ص 72، باب 17 ).
چهارم : امید خود را به خدا از دست ندهید. چرا که نا امیدی از درگاه پر لطف الهی از گناهان بزرگ است.
پنجم : به خداوند متعال توکل داشته باشید .
ششم : بنا به گفته رسول خدا صل الله علیه و آله دعا سلاح مومن است (پیام پیامبر متن عربى ص 480 ) پس در هیچ حالتی این سلاح را بر زمین نگذارید. چرا که شیطان بر انسان بی سلاح سریعتر مسلط می شود. حتی زمانی که شیطان القائات مأیوس کننده به شما عرضه می کند از دعا غافل نشوید. ( از کتب مفید ادعیه مفاتیح الجنان می باشد که ادعیه مختلفی را در موضوعات گوناگون گردآوردی نموده و شما می توانید به آن مراجعه فرمائید .)
هفتم : از توسل به چهارده معصوم علیهم السلام غافل نشوید و در همه حال از آنها استمداد بجوئید .
هشتم : همواره به یاد خدا باشید و خدا را فراموش نکنید (طرائف الحکم یا اندرزهاى ممتاز ترجمه ج 1 ص183)
نهم : سعی کنید در وقت نیایش با خدا اظهار درماندگی و زاری و التماس کنید (عیون أخبار الرضا ع-ترجمه غفارى و مستفید ج 2 ص231 ).
دهم : اگر خدای ناکرده از شما گناهی سر زد بعد از گناه سریع توبه کنید (گزیده کافى ج 1ص 290 ).
با رعایت این نکات روحیه خداجویی را درون خود زنده کنید و به کارهایتان رنگ خدایی بدهید (صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً - رنگ خدایى (بپذیرید! رنگ ایمان و توحید و اسلام) و چه رنگى از رنگ خدایى بهتر است؟!(بقره 138). امیدواریم در انجام مراحل ذکر شده موفق و پیروز باشید.
«امید به خدا»
خداوند مقرر فرموده که هر کس نسبت به وجود مقدس او، گمان نیکى ببرد، آن گمان را جامه عمل بپوشاند و انسان را ناامید نکند. به عبارت دیگر، هر که با گمان نیک به خداوند رو به رو شود، او نیز با همان گمان نیک بنده، با وى مواجه خواهد شد (عرفان اسلامى، ج 1، صص 542- 252). و از آنجا که منشأ ناامیدى غفلت از خدا و منشأ غفلت «عدم معرفت» صحیح به او است، لذا شناخت درست خداوند متعال و آیات او، در پیدایش امید، لازم و ضرورى است(اخلاق اسلامى، ص 144 نگا: یونس (10)، آیه 7- 8).
«اعم اعتقادات شیعه»
برای کسب شناخت صحیح از خداوند و ارتقای بینش و عقاید خود، باید بدانید که امور دینی به دو بخش عمده تقسیم می شوند ؛ نخست معارف دینی که مهمترین قسمت آن امور اعتقادی است که همان اصول دین و مذهب و فروعات آن باشند و دوم دستورالعملهای الهی که به دو بخش عمده ی احکام فقهی و اخلاقیات تقسیم می شوند.
بنابراین ، برای تحکیم باور دینی باید در هر دو بخش کار نمود لکن اولویت با بخش اعتقادات است ؛ چرا که اوّلاً در این بخش تقلید جایز نیست. ثانیاً اگر باورمندی شخص در این بُعد محکم و استوار شود پایبندی او به دستورالعملهای الهی افزونتر و تعبّد او به فرامین عملی خداوند متعال قویتر خواهد بود.
در ادامه به صورت خلاصه و فشرده به عقاید شیعه که لازم است نسبت به آنها آگاهی و علم پیدا کرد اشاره مى شود و مطالعه بیشتر را بر عهده خودتان می گذاریم:
1. شیعه مانند همه مسلمانان اعتقاد به وحدانیت خداوند دارد و او را داراى تمامى صفات کمال و پاک از هر عیب و نقص مى داند و معتقد است که خداوند در بین مخلوقات و بندگانش همیشه به عدل رفتار مى کند و ممکن نیست بر آنان ظلم روا دارد و همچنین عبادت را مخصوص خدا که آفریننده و پرورش دهنده عالمیان است مى داند.
2. به پیامبران الهى و رسالت و نبوت پیامبر گرامى اسلام حضرت محمدبن عبدالله (صلى الله علیه وآله وسلم) ایمان دارد، و او را که از همه مخلوقات افضل و برتر است، آخرین پیامبر دانسته و منکر خاتمیت ایشان را کافر مى داند.
3. به قرآن کریم معتقد است و آن را معجزه جاودانه و آسمانى پیغمبر اسلام مى داند، که براى هدایت بشر نازل شده است و معتقد است همین قرآنى که در دست مسلمانان جهان است، همان سوره ها و آیاتى است که خداوند متعال بر پیامبر نازل فرموده و اگر کسى یک سوره، یا یک آیه و یا یک کلمه آن را منکر شود کافر است و نیز عمل به دستوراتش را مایه سعادت دنیا و آخرت مى داند.
4. به روز رستاخیز و معاد عقیده دارد و معتقد است: خداوند همه را در قیامت براى حساب و جزاى اعمال زنده مى کند.
5. شیعه اعتقاد دارد که خلافت و جانشینى پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم)، منصبى الهى است، یعنى خداوند هر کسى را که شایستگى این مهم را داشته باشد، براى امامت بر مى گزیند و به پیامبر دستور معرفى او را مى دهد و معتقد است که على بن ابیطالب (علیه السلام) شرایط این مسؤولیت را داشته و پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) به دستور خدا او را به عنوان نخستین جانشین خود معرفى کرده است و پس از او یازده نفر از فرزندانش به عنوان امام و جانشینان پیامبر معرفى شده اند و آخرین آنها حضرت مهدى (عج) است که زنده است ولى از نظرها غایب مى باشد و روزى به امر خدا ظهور مى کند و جهان را پر از عدل و داد خواهد کرد و حکومت جهانى اسلامى تشکیل مى دهد.
6. شیعه معتقد است، که ائمه دوازده گانه برترین و کامل ترین انسان هاى زمان خود و معصوم از خطا و گناه بوده اند و علوم و احکامى که آنها براى ما گفته اند همان علوم و احکامى است که رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم) نزد آنان به ودیعت گذاشته و مسایلى که پس از پیامبر بر مردم مخفى مانده است آشکار مى نماید، بنابراین شیعه بسیارى از احکام الهى را، قبل از اینکه به سراغ اجتهاد و عقل برود از ائمه اخذ مى کند.
7. شیعه، احادیث ائمه دوازده گانه (علیهم السلام) را احادیث پیامبر (صلى الله علیه وآله) مى داند. زیرا ائمه (علیهم السلام) در روایاتى به طور کلى فرموده اند که در مسایل دینى هیچ مطلبى را از نزد خودمان نمى گوییم بلکه تمام مطالب ما از طریق پدرانمان به پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) مى رسد.
8. در بسیارى از موارد که برخى از علماى اهل سنت معتقدند درباره آنها دستور مخصوصى از پیامبر اکرم (صلى الله علیه وآله وسلم) به ما نرسیده و باید بر اساس عقل خودمان (قواعدى همچون قیاس و استحسان) فتوا دهیم، شیعه معتقد است روایاتى از ائمه اهل بیت درباه آنها رسیده است که بیانگر نظریه پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) است و علت برخى تفاوتها میان فقه شیعه و سنى همین مطلب است.
9. از نظر شیعه، بودن و دیدار پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) و همسرى ایشان یکى از افتخارات است اما معتقد است درباره آنها نیز باید بر طبق معیار و اصل قرآنى تقوا (ان اکرمکم عند الله اتقیکم) قضاوت کرد و معتقد است در میان اصحاب پیامبر (صلى الله علیه وآله وسلم) همان گونه که افراد عادل بوده اند، افراد غیر عادل نیز حضور داشته اند.
براى آشنایى با اعتقادات شیعه مى توانید به کتاب هاى «آیین ما» تألیف کاشف الغطاء، «شیعه در اسلام» تألیف علامه طباطبایى، «عقاید امامیه» تألیف محمدرضا مظفر، «اعتقاد ما» تألیف مکارم شیرازى و کتاب هاى دیگرى که در این رابطه تألیف شده است مراجعه کنید.
براى تقویت و ارتقاء بخشیدن به اعتقادات دینى علاوه بر مطالعه در این زمینه و نیز عمل به واجبات دینى مثل نماز و روزه و دیگر شعایر دینى و پرهیز از هر گونه خلاف و گناه، رعایت دستورالعملهاى زیر مفید خواهد بود:
1. علاوه بر کتبی که ذکر شد با مشورت در این زمینه مسیر مطالعاتى مناسب برا ى خود داشته باشید و با مطالعه ى کتب شهید مطهرى، شهید دستغیب و استاد مصباح و یا دیگر بزرگان، سطح شناخت و آگاهى خود را در این زمینه تعمیق دهید.
2. کتب اخلاقى نظیر چهل حدیث امام (ره)، ایمان شهید دستغیب، قلب سلیم شهید دستغیب را روزانه به مقدارى که توان و فرصت کافى دارید مطالعه کنید.
3. به نمازهاى یومیه اهمیت فراوان بدهید. حتى المقدور در ابتداء وقت و به جماعت بخوانید.
4. در جلسات مذهبى، درس هاى اخلاق و مراسم دینى شرکت کنید.
5. در انتخاب دوستان متدین و مذهبى دقت کنید چرا که دوست تأثیر زیادى در افکار و اعمال انسان دارد.
6. هر روز پس از نماز صبح مقدارى قرآن بخوانید و در آیات آن تفکر کنید و یا تفسیر آن را مطالعه کنید.
7. از ائمه معصومین (ع) کمک طلب کنید و با توسل به آن بزرگواران از آن ها بخواهید در این زمینه به شما لطف بیشترى داشته باشند.
8. هر روز با خود عهد کنید که چشم و گوش و زبان و دیگر اعضاى بدن مرتکب خطا و گناه نشود و در صورت ارتکاب هر گونه خلافى، ابتدا توبه کنید و خود را جریمه کنید تا لذت شیرینى آن گناه ماندگار نشود.
9. با افراد متدین و مذهبى که از اطلاعات کافى و خوبى برخوردارند ارتباط بیشترى داشته باشید و در سیر مطالعاتتان از آنها کمک بگیرید.
با رعایت و عمل به نکاتی که گفته شد امید است ایمان در قلبتان سریان یابد و برای آشنایی بیشتر با صفات مؤمنین آیات اولیه سوره مؤمنون و خطبه 193 نهج البلاغه معروف به خطبه همّام که بیانگر صفات مؤمنین حقیقی می باشد را مطالعه نمایید تا با کسب این صفات خود را داخل در صف مؤمنین حقیقی کنید. ما نیز از خداوند می خواهیم تا شما را در این مسیر یاری نماید.
(1) توکل یعنی انسان سعی لازم را در انجام کار داشته باشد و بقیه امور اعم از رسیدن به نتیجه و ... را به خداوند واگذار کند، که هر چه خداوند صلاح داند همان شود.
 


 

 

/ 0 نظر / 464 بازدید