برخی ها میگن چرا خدا دو جنسه ها رو آفریده؟؟چرا واقعا؟از این طرف پیغمبر لعنت کرده

برخی ها میگن چرا خدا دو جنسه ها رو آفریده؟؟چرا واقعا؟از این طرف پیغمبر لعنت کرده است که پسری شبیه دختر باشد و دختری شبیه پسر ولی از این طرف این دو جنسه ها دست خودشون نیست،گرایش دارند به هر دو جنس....واقعا چرا خدا برخی ها رو اینطوری می آفرینه؟

http://www.porseman.org:

ـ فرموده اید: « پیغمبر لعنت کرده است که پسری شبیه دختر باشد و دختری شبیه پسر»
این ادّعا، نادرست است. شما بزرگوار، خلط فرموده اید بین «تشبّه» و «شبیه بودن»؛ تشبّه به معنی «شبیه کردن» است نه به معنی «شبیه بودن». معصومین(ع) تشبّه به جنس مخالف را مذموم دانسته اند نه شبیه بودن را. تشبّه به جنس مخالف، یعنی به صورت اختیاری، خود را شبیه جنس مخالف قرار دادن؛ مثلاً با آرایش و پیرایش یا با لباس جنس مخالف پوشیدن و امثال این گونه رفتارهای اختیاری.
ـ فرموده اید: « از این طرف این دو جنسه ها دست خودشون نیست،گرایش دارند به هر دو جنس»
گرایشات قابل مدیریّت هستند و چنین نیست که انسان، محکوم گرایشات خود باشد.
هر شخصی که عصبانی می شود، گرایش دارد به زدن دیگران، آیا این دلیل می شود که دیگران بزند؟ اغلب مردان گرایش دارند به زنان و تمایل دارند که با هر زن زیبایی رابطه ی جنسی برقرار کنند؛ آیا این دلیل می شود که مردان در جامعه راه بیفتند و به هر زیبایی تجاوز کنند؟ اغلب انسانها تمایل دارند که ثروتمند باشند؛ امّا از راه حلال و قانونی، افراد کمی می توانند ثروتمند شوند؛ در حالی که از راههای حرام و غیر قانونی راحت می توان ثروتمند شد. آیا این دلیل می شود که برویم دنبال دزدی و قاچاق و ... ؟
اغلب زنها، در عین اینکه گرایش به حیاء دارند گرایش به خود نمایی هم دارند؛ که در برخی ها گرایش اوّلی غلبه می کند و محجّبه می شوند و در برخی ها دومی غلبه می کند و بدحجاب یا بی حجاب می شوند. آیا وجود گرایش به خودنمایی در زنها دلیل می شود که حجاب را کنار بگذارند؟
اساساً دین آمده که مدیریّت تمایلات را به انسان تعلیم دهد. اگر این تمایلات نبودند که امتحان الهی معنی نداشت. باید تمایلی باشد به امور خلاف باشد که خدا از ارتکاب آن خلاف نهی کند. و باید چنین نهیی باشد که انسان خاطر عمل به آن نهی، ثواب ببرد و به خاطر ترک آن نهی، عقاب شود.
دو جنسی حقیقی وجود ندارد؛ بلکه هر فردی یا مرد است یا زن؛ لکن در برخی مردان، گرایشات زنانه ای هم هست با شدّت و ضعف. از آن طرف در برخی زنها هم گرایشات مردانه ای هست، با شدّت و ضعف. و همین گرایش می تواند زمینه را فراهم کند که مردی با آرایش زنانه یا با پوشیدن لباس زنانه و امثال این امور، خود را شبیه زنان بسازد؛ یا زنی این گونه کارها، خود را شبیه مردان بسازد. امّا چنین نیست که مجبور به چنین کاری باشد، بلکه صرفاً گرایش به این کار دارد؛ و این گرایش، قابل مخالفت است؛ همان گونه که شخص می تواند با تمایلات شهوانی خود مخالفت کند. حتّی گرایشات وسواسی ـ که گرایشات بسیار قدرتمندی هستند ـ نیز قابل مخالفت هستند و شخص وسواسی می تواند با این گرایش خود مبارزه نموده و خود را از وسواسی بودن خارج کند.
ـ چرا خدا افراد را این گونه آفریده است؟
برای اینکه دنیا، جایگاه امتحان است. معنی ندارد که خدا مردم را وارد جلسه ی امتحان کند و سوالات امتحانی در اختیارشان قرار ندهد. همگان سوالات امتحانی دارند و سوالات امتحانی افراد نیز یکسان نیست. برخی ها گرایشات جنسی قدرتمندی دارند، برخی گرایشات جنسی معمولی دارند، برخی ها گرایشات جنسی ضعیفی دارند، برخی هم اصلاً گرایشات جنسی ندارند؛ همه ی اینها سوالات امتحانی اند. برخی ها عصبی مزاج هستند و زود عصبی می شوند، برخی ها معتدلند و برخی بسیار دیر عصبانی می شوند؛ هر سه هم سوالات امتحانی اند. برخی بدنی سالم دارند و به ندرت بیمار می شوند، برخی ها اغلب اوقات بیمارند، برخی ها هم حدّ متوسّط بین اینها هستند؛ هر سه ی اینها هم سوالات امتحانی اند. گرایشات دو جنسی ها هم به همین نحو، سوالات امتحانی اند. اساساً دنیا جای زندگی کردن نیست بلکه جای خودسازی است؛ و ابزار خودسازی، امتحان است. انسان در این دنیا، در اثر همین مدیریّت تمایلات، خود ابدی خود را می سازد.

/ 0 نظر / 440 بازدید