سوالی راجع به رعا یت حجاب دارم و آن این است که چرا همیشه درباره رعایت حجاب به زن

سوالی راجع به رعا یت حجاب دارم و آن این است که چرا همیشه درباره رعایت حجاب به زنان توصیه می شود و مردان از قید و بند حجاب راحت هستند؛ در ست است که زن موجود لطیف گران بها یی است وبه قول امام خمینی حجاب مصونیت است ونه محدودیت اما همیشه این سوال برایم وجود داشته که چرا تاوان دلهای مریض مردان را ما زنان باید پس بدهیم به عبارت ساده تر چرا خداوند مردان را اینقدر ضعیف آفریده که در برابر جنس زن نتوانند مقاومت کنند و ما زنها مجبور باشیم در گرمای شدید معذب و در سرمای زمستان علاوه بر مقنعه مانتو و چادر کلی هم عذاب بکشیم که کسی تحریک نشود و خدای ناکرده عذاب گناه زنا بر ما نوشته نشود اگر قرار باشد بندگان خدا که عموما شامل صنف آقایان هستند و روی سوال بنده آنها میباشند نتوانند مثلا در مقابل زنان که یکی از هزاران مصنوع زیبای خداوند می باشند مقاومت کنند چرا خداوند برای الباقی مخلوقات خود حافظ یا مصونی نیافرید بعضی گل ها هم که خار دارند ولی با این حال چیده می شوند پس با اینحال حجاب و لزوم رعایت آن چیز زائدی به نظر می رسد زیرا در هر صورت زنان هم حکم گل سرخ را دارند که با وجود داشتن خار باز هم از چیده شدن در امان نیستند در ضمن آیه ای در سوره نسا هست که خطاب به پیامبر و اهل بیت ایشان در مورد حجاب است و فقط عمومیت آن با توجه به معنی آیه شامل حال اهل حرم نبوی و ائمه می باشد لطفا در مورد این حکم موکد اسلام مبنی بر رعایت اصول پوشش از سوی بانوان توضیح بفرمایید که چرا حجاب واجب است زیرا بنده تاکنون از سوی کسی مجاب نشده و حجاب را امری زائد می دانم؟

http://www.porseman.org:

درباره «حجاب» توجه به چند نکته در ابتدا بسیار حائز اهمیت است:
1. کاهش خطا و خطر؛ در تصویب هر قانون اجتماعی و یا تصمیم گیری برای واکسیناسیون عمومی اگر احتمال خطر حدود 4 در ده هزار باشد، اقدام می گردد و تحمل همه هزینه ها توجیه منطقی دارد.
بدیهی است با رعایت حجاب احتمال خطر و خطا در جامعه کاهش می یابد اگر چه به حد صفر نمی رسد.
2. حفظ احترام؛ اگر چه رعایت حجاب، از یک سو به مردان کمک می کند که به طور ناخواسته و خارج از چارچوبها احساسات آنان هزینه نشود، اما بیش از آن به خانم ها کمک می کند که به طور ناخواسته و خارج از چارچوبها وسیله لذت انگاری قرار نگیرند و احترام آنان خدشه دار نگردد.
3. تشنگی و رغبت؛ باید دانست احکام الهی بیش از آنکه به محدودیت لذتها بیانجامد به ماندگاری لذتها و پایداری نشاط و خوشی ها می انجامد از این رو اگر چه حجاب از یک سو برای خانم ها محدودیت است و موجب خستگی و زحمت می باشد اما از سوی دیگر اوج احساسات را سالم نگه می دارد و عاطفه ها و محبت ها را در کانون گرم خانواده متمرکز می سازد و زن و مرد را از بی تفاوتی نسبت به همدیگر در نظام خانواده نجات میدهد. و این بحرانی است که هم اکنون دامنگیر جوامع غربی شده است. به طوری که در هنگامه برپایی کانون خانواده، که بر اساس عشق و محبت باید تحکیم شود و مهمترین ابزار آن میل جنسی نسبت به یکدیگر است این میل رو به افول گذاشته و بنیان خانواده ها را متزلزل ساخته است. بلکه عشق و عاطفه آن دو، در سالهای قبل از ازدواج و بعد از ازدواج در میان افراد متعدد پخش شده است و تمرکز خود را از دست داده است.
برای توضیح بیشتر در این باره توجه شما را به مطالب زیر جلب می کنیم:
در فرهنگ و اخلاق اسلامی، پوشش و حجاب - برای عموم و به ویژه زنان - از جایگاه مهمی برخوردار است. اما به نظر می رسد در سال های اخیر، به اندازه اهمیت و جایگاه پوشش در اسلام، روشنگری نشده است و گرچه کتاب ها و مقالات فراوانی پیرامون آن نگاشته شده است، اما این اصل از اصول دینی، همچنان نیازمند روشنگری و پاسخ های تازه و متنوع است. ما طرح چنین پرسشی را به فال نیک گرفته، از آن استقبال می کنیم.
فلسفه حجاب (پوشش) می تواند ناشی از امور زیر باشد:

1. حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانی.
یکی از غرایز خدادادی در ساختمان وجودی انسان، غریزه جنسی است که نیرومندترین و ریشه دارترین غریزه آدمی است و در صورت کنترل آن، می تواند علاوه بر تداوم و استمرار نسل بشر، موجبات و امنیت روانی انسان ها را فراهم کند.
در قوانین اسلام، برای استفاده درست از این غریزه حیاتی، مکانیسم های گوناگونی مطرح شده است که «حجاب» و وجود حریم بین زن و مرد، یکی از راهکارهای مهم آن است.
بدون شک، نبودن حریم بین زن و مرد و آزادی معاشرت های تعریف نشده و بی بندوبار (با آرایش های گوناگون)، هیجان ها و التهاب های جنسی را فزونی می بخشد و تقاضای برهنگی و سکس را به صورت یک عطش روحی و یک خواست سیری ناپذیر درمی آورد.
اسلام به قدرت شگرف این غریزه آتشین توجه کامل داشته و تدابیر زیادی برای تعدیل و رام کردن این غریزه اندیشیده است و در این زمینه هم برای زنان و هم برای مردان، تکالیف خاصی معین کرده است. وظیفه مشترک زن و مرد این است که چشم خویش را از نگاه به نامحرم بپوشانند و از نگاه شهوت آمیز بپرهیزند؛ اما زنان - به خاطر جاذبه های بیش تر - وظیفه خاصی دارند و آن این که بدن خود را از مردان بیگانه بپوشانند و در اجتماع با آرایش های تحریک آمیز، ظاهر نشوند و به جلوه گری و دلربایی نپردازند تا زمینه انحراف مردان و به ویژه جوانان فراهم نشود.
لباس افراد جامعه و مخصوصاً لباس زنان نمی تواند به هر شکل و اندازه ای باشد و باید حد و ضابطه ای داشته باشد. بی بندباری در پوشش و لباس ، موجب بی بندباری در تحریک غریزه جنسی است. تحقیقات علمی در فیزیولوژی و روانشناسی در باب تفاوت های جسمی و روحی زن و مرد ثابت کرده است که مردان نسبت به محرک های چشمی شهوت انگیز، حساس تر از زنانند و برعکس زنان در مقابل محرک های لمسی حساسیت بیش تری دارند.
آستانه حس لمس و درد در زنان از همان زمان تولد پایین تر از مردان است...؛ در عوض مردان بینایی بهتری دارند. این مزیت های جنسی در استعداد حسی، آموخته یا اکتسابی نیست؛ بلکه از زمان کودکی آشکار است... .مردان بالغ به محرک های بینایی شهوانی حساسیت بیش تر می داند. اصطلاح «چشم چرانی» که برای این ویژگی مردان به کار می رود، زاییده حساسیت مردان نسبت به محرک های بینایی شهوانی است؛ چون دامنه و برد حس بینایی زیاد است؛ یعنی چشم می تواند از فاصله نسبتا دور، تحت تأثیر محرکها قرار گیرد و از این گذشته وسعت زیادی از محیط در آن واحد دیده می شود. از سوی دیگر، چون حس لامسه دامنه و برد زیاد ندارد و فعالیتش محدود به تماس از نزدیک است و هورمون های جنسی زن به صورتی دوره ای ترشح می شوند و به طور متناوب عمل می کند، تأثیر محرک های شهوانی بر زن، صورتی بسیار محدود دارد و از این نظر فعالیت زنان بسیار کم است؛ به خلاف مردان که ترشح اندروژن ها در آن ها صورتی یکنواخت دارد و هیچ عامل طبیعی آن را قطع نمی کند. مردان به صورتی گسترده تر تحت تأثیر محرکهای شهوانی قرار می گیرند و از این نظر فعال ترند.1

2. حفظ و تحکیم بنیان خانواده
بی تردید نهاد خانواده، یکی از مقدس ترین نهادهای اجتماعی است که بشر تا به حال خود دیده است. نقش خانواده در پروسه ایجاد جامعه سالم، یک نقش بی بدیل است و در این میان نقش حجاب و پوشش اسلامی در سلامت و استمرار پیوند خانوادگی، غیر قابل انکار است. در مقابل، برهنگی، سمّ کشنده نظم و پیوند موجود در نهاد خانواده است.
آمارهای مستند نشان می دهد که با افزایش برهنگی در جهان، طلاق و از هم گسیختگی زندگی زناشویی در دنیا همواره بالا رفته است؛ زیرا «هر چه دیده بیند، دل کند یاد» و هر چه دل در مقوله هوس های سرکش بخواهد، به هر قیمتی باشد، به دنبال آن می رود و به این ترتیب، هر روز دل به دلبری جدید می بندد و با قبلی وداع می کند؛ اما در محیطی که «حجاب» حاکم است و شرایط دیگر اسلامی رعایت می شود، دو همسر تعلق به یکدیگر دارند و احساساتشان و عشق و عواطفشان، مخصوص یکدیگر است. در بازار آزاد برهنگی، قداست پیمان زناشویی مفهومی ندارد. خانواده ها به سادگی متلاشی می شوند و کودکان بی سرپرست می مانند.

3. پیش گیری از فحشا و فروپاشی نظم جامعه.
گسترش دامنه فحشا و افزایش فرزندان نامشروع، از دردناک ترین پیامدهای بی حجابی و آزادی های بی حد و حصر جنسی است که در جوامع غربی و سایر جوامع مشابه، کاملا مشهود است. عامل اصلی فحشا و ازدیاد فرزندان نامشروع، منحصر به فرهنگ برهنگی و بی حجابی نیست؛ بلکه یکی از عوامل اصلی و مؤثر در گسترش دامنه فحشا و جریان روبه رشد تولد فرزندان نامشروع ، مسأله برهنگی و بی حجابی است. امروزه یکی از مشکلات جوامع غربی، تولد روبه رشد فرزندان نامشروع و بدون شناسنامه است. فرزندانی که دارای پدر و مادر نامشخصی هستند و از نظر حقوقی، مشکلات فراوانی را به همراه آورده، نظم اجتماعی جوامع غربی را تهدید می کنند.

4. جلوگیری از نگاه ابزاری به زن و ابتذال وی
یکی از مسائل مطرح پیرامون حقوق زنان و بی توجهی به آنان، نگاه ابزاری به زنان است. هنگامی که جامعه، زن را با اندام برهنه بخواهد، طبیعی است روزبه روز تقاضای آرایش بیشتر و خودنمایی افزونتر از او دارد و هنگامی که زن را از طریق جاذبه جنسی اش وسیله تبلیغ کالاها و عاملی برای جلب جهان گردان و مانند این ها قرار دهد، در چنین جامعه ای شخصیت زن تا حد یک عروسک یا یک کالای بی ارزش سقوط می کند و ارزش های والای انسانی او به کلی به دست فراموشی سپرده می شود و به این ترتیب، زن، وسیله ای برای اشباع هوس های سرکش برخی مردان آلوده و فریبکار می شود.
عنصر حجاب و پوشش اسلامی، نه تنها زن را از صحنه اجتماع وفعالیت های اجتماعی دور نمی کند، بلکه زمینه های حضور مستمر و فعال زنان را در عرصه اجتماع -به همراه حقوق اجتماعی برابر- تضمین می کند و شخصیت خدادادی زن را از دستبرد نگاه ابزاری دیگران، مصونیت می بخشد.

پوشش کامل برای زن، چه پوششی است؟
به نظر می رسد پوشش کامل، آن نوع پوششی است که چشم بیگانه را کمتر متوجه خود کند؛یعنی لباسی که برجستگی های اندام زن را نشان ندهد و اسباب تحریک شهوت مردان را فراهم نکند از این رو به تعبیر رهبر معظم انقلاب، چادر باوجود شرایط دیگر، کامل ترین پوشش است.
باید اعتراف کرد که تاکنون بیش تر نوشته های مربوط به پوشش، نقطه نظر را بر حجاب زن معطوف کرده و کم تر به پوشش مرد توجه نموده اند و این یک امر عادی و طبیعی است؛ زیرا زن، مظهر جمال و زیبایی و مرد مظهر شیفتگی است؛ ولی پوشش مردان نیز در ابعاد مختلف فرهنگی - اجتماعی، حائز اهمیت است. از این رو اسلام برای ثبات و پایداری جامعه، به پوشش زن و مرد توجه بسیار نموده است؛ خداوند متعال می فرماید: «یا بنی آدم قد انزلنا علیکم لباسا یواری سوءاتکم و ریشا؛ ای فرزندان آدم! لباسی برای شما فرستادیم که اندام (عورت) شما را می پوشاند و مایه زینت شماست».2
خداوند متعال در حق مردان می فرماید: «قل للمؤمنین یغضّوا من ابصارهم و یحفظوا فروجهم؛ به مؤمنان بگو چشم های خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند و عفاف (عورت) خود را حفظ کنند»3و در حق زنان نیز می فرماید: «و قل للمؤمنات یعضضن من ابصارهن و یحفظن فروجهن؛ و به زنان با ایمان بگو چشم های خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند و دامان (عورت) خویش را حفظ کنند».4
در این راستا، ذکر نکات زیر ضروری است:
1. فقها فرموده اند که زن نباید به بدن مرد نامحرم (به جز سر و صورت و گردن) نگاه کند و این حکم دلیل قطعی دارد که در جای خود بیان شده است.
2. ممکن است نگاه زن به بدن مرد نامحرم حرام باشد، ولی پوشش آن از سوی مرد واجب نباشد؛ همان گونه که نگاه مرد به صورت و دست های زن از روی شهوت، حرام است؛ ولی پوشش آن از سوی زن واجب نیست.
3. مردان می توانند با لباس آستین کوتاه، در مکان های عمومی نمایان گردند.
اکنون این پرسش پیش می آید که اگر مردی با این وضعیت بیرون آید و بداند که زنان از روی تعمد و لذت به بدنش نگاه می کنند، آیا از نظر شرعی مرتکب گناه شده است؟
دو نظر در این جا مطرح است؛ برخی فتوا به حرمت داده و عده ای از جواز سخن گفته اند. اصلی ترین مستند و مبنای این حکم، قاعده فقهی «اعانت بر اثم» است که در فقه کاربرد فراوانی دارد. معنای جمله مذکور، این است که هر کس زمینه تحقق و پیاده شدن گناه را برای دیگری فراهم سازد، خود نیز مانند انجام دهنده آن گناهکار است.
در مقابل برخی مراجع اظهار می دارند که آن چه حرام است، «تعاون بر اثم» است؛ نه «اعانت بر اثم» و این دو با یکدیگر متفاوت است. «تعاون بر اثم» یعنی همکاری و شرکت چند نفر در انجام گناه؛ به گونه ای که همگی به طور مستقیم آن را انجام دهند. به همین جهت برخی مراجع گفته اند که اگر مردی با لباس آستین کوتاه، به قصد این که زنان به او نگاه کنند، بیرون بیاید، شریک گناه گردیده، قاعده فقهی در حقش پیاده می شود؛ اما اگر به این انگیزه نباشد، اشکالی ندارد و از آن جا که تشخیص انگیزه افراد مشکل است، به جوانانی که در خیابان و پارک ها به بازی فوتبال یا در جاده ها به دوچرخه سواری مشغول هستند، وجوب نهی از منکر محرز نمی شود.
براساس آن چه گفته شد، فتوای مراجع درباره لباس آستین کوتاه مردان، متفاوت است و هر کس باید به نظر مرجع تقلید خود عمل کند، ولی مسؤولان دانشگاه ها و مدیران مدارس و... حق دارند که مقرراتی را طبق مصالحی که در نظر دارند، برای محدوده خود وضع نمایند و شرایطی برای نوع لباس دانشجویان مقرر نمایند و این کار به آن معنی نیست که حلالی را حرام کرده یا بر خلاف نظر شرع عمل نموده اند؛ بلکه این حق برای مدیریت هر مجموعه محفوظ است و در این صورت، باید از افراط و تفریط و اعمال سلیقه های شخصی اجتناب شود. مصالح کل مجموعه در نظر گرفته شود و تنها به منظور ایجاد فضای سالم و آرامش روانی مجموعه، حدود و مقرراتی تعیین گردد.
پی نوشت:
1.دکتر محمود بهزاد، تفاوت های زن و مرد از نظر فیزیولوژی و روانشناسی، مجله نگین، شماره 134، تیر 1355، ص 24.
2. اعراف(7):26.
3. نور(24):30.
4. همان،31.

/ 0 نظر / 154 بازدید