طبق آیه 11 سوره رعد سرنوشت هر ملت و قوم در دست خودشان است و خداوند دخالت نمیکنه.

طبق آیه 11 سوره رعد سرنوشت هر ملت و قوم در دست خودشان است و خداوند دخالت نمیکنه...، خوب طبق این قاعده چون ملت اسراییل اراده کردن باشند الان وجود دارند و ملت فلسطین چون اراده و و این خواسته رو ندارند الان آواره و بی‌سرزمین هستند...، و اصولا وقتی خداوند به این صراحت گفته که در کار ملت‌ها دخالت نمیکنه چرا مردم ایران دایم دعا و درخواست نابودی اسراییل رو از خدا میکنن در حالی که با این شرط خدا دعا کردن در این موارد بی‌اثر است؟

http://www.x-shobhe.com:

 اصل این قاعده که بیان نمودید غلط است.

خب حالا در این سؤال به دو مسئله اشاره شده است، یکی آیات کریمه قرآنی و دیگری مسئله غصب سرزمین فلسطین توسط رژیم اشغالگر اسرائیل – و البته موضوع یا پیام اصلی این است که اشغال فلسطین با ترجمه غلط از آیات قرآنی توجیه شود. پس به ناچار باید به صورت خلاصه به هر موضوع، اشاره نمود.

الف – آیه مورد بحث و ترجمه آن به شرح ذیل است:

«لَهُ مُعَقِّبَاتٌ مِّن بَیْنِ یَدَیْهِ وَمِنْ خَلْفِهِ یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ اللّهِ إِنَّ اللهَ لاَ یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنْفُسِهِمْ وَإِذَا أَرَادَ اللّهُ بِقَوْمٍ سُوءًا فَلاَ مَرَدَّ لَهُ وَمَا لَهُم مِّن دُونِهِ مِن وَالٍ» (الرّعد، 11)

ترجمه: براى او فرشتگانى است که پى در پى او را به فرمان خدا از پیش رو و از پشت سرش پاسدارى مى‏کنند. در حقیقت، خدا حال قومى را تغییر نمى‏دهد تا آنان حال خود را تغییر دهند. و چون خدا براى قومى آسیبى بخواهد، هیچ برگشتى براى آن نیست، و غیر از او حمایتگرى براى آنان نخواهد بود.

ب – در کجای این آیه آمده است که خداوند متعال دخالت نمی‌کند؟ از همان ابتدا که می‌فرماید: «لَهُ مُعَقِّبَاتٌ»، دخالت است تا آنه که می‌فرماید «یَحْفَظُونَهُ مِنْ أَمْرِ الله»، و بالاخره در تغییر سرنوشت ملت‌ها و اقوام نیز می‌فرماید: «إِنَّ اللهَ»، یعنی خداست که این کار را می‌کند.

این که خداوند متعال دخالت نمی‌کند یا به تعبیر دیگری، دستش بسته است و اصلاً نمی‌تواند که دخالت کند، اندیشه غلط، انحرافی و تحریفی‌ای است که سران مسلط شده بر یهود، از همان ابتدا شعار دادند، تا بتوانند مردم را از خدا جدا کنند و سلطه‌ی خود را اجتناب ناپذیر جلوه دهند.

«وَقَالَتِ الْیَهُودُ یَدُ اللّهِ مَغْلُولَةٌ غُلَّتْ أَیْدِیهِمْ وَلُعِنُواْ بِمَا قَالُواْ بَلْ یَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ یُنفِقُ کَیْفَ یَشَاء وَلَیَزِیدَنَّ کَثِیرًا مِّنْهُم مَّا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ طُغْیَانًا وَکُفْرًا وَأَلْقَیْنَا بَیْنَهُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ کُلَّمَا أَوْقَدُواْ نَارًا لِّلْحَرْبِ أَطْفَأَهَا اللّهُ وَیَسْعَوْنَ فِی الأَرْضِ فَسَادًا وَاللّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُفْسِدِینَ» (المائده، 64)

ترجمه: و یهود گفتند: «دست خدا بسته است.» دست‌هاى خودشان بسته باد. و به [سزاى‏] آنچه گفتند، از رحمت خدا دور شوند. بلکه هر دو دست او (دست علم و قدرت، یا علم و رحمت و ...) گشاده است، هر گونه بخواهد مى‏بخشد. و قطعاً آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو فرود آمده، بر طغیان و کفر بسیارى از ایشان خواهد افزود، و تا روز قیامت میانشان دشمنى و کینه افکندیم. هر بار که آتشى براى پیکار برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت. و در زمین براى فساد مى‏کوشند. و خدا مفسدان را دوست نمى‏دارد.

نگاه توحیدی:

اعتقاد به عدم دخالت خدا، انکار ربوبیت اوست و هدف نفی دین و هدایت دینی، به ویژه در امر مهم مقابله با کفر و ظلم است.

هر کس چنین تعبیراتی نماید، اساساً به دو مبدأ "قدرت و فعل" معتقد شده که این شرک است. چنین نیست که گمان شود، یک مبدأ فعل وجود دارد به نام خدا، و چندین مبدأ فعل نیز وجود دارند به نام شیطان، انسان و ... . بلکه "فعالِ ما یشآء" اوست و "لا حَولَ وَ لا قُوّة الاّ بالله" یک اصل کلّی در نظام هستی می‌باشد. از این رو هم می‌فرماید: "فَإِنَّ اللَّهَ یُضِلُّ مَن یَشَاء وَیَهْدِی مَن یَشَاء - خداست که هر که را بخواهد بى‏راه مى‏گذارد و هر که را بخواهد هدایت مى‏کند/ فاطر، 8" – هم می‌فرماید: "یَهْدِی مَن یَشَاء إِلَى صِرَاطٍ مُّسْتَقِیمٍ - هر که را خواهد به راه راست هدایت مى‏کند / البقره، 142" – و هم می‌فرماید:  «وَاللّهُ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ – و خداوند قوم ظالم را هدایت نمی‌کند / البقره، 258». چرا که وقتی خالق و مالک و قادر اوست، کسی نمی‌تواند دیگری را هدایت یا منحرف کند، بلکه همه در مُلک او و طبق قوانین و چارچوب‌های او حرکت می‌کنند، پس اگر راه ایمان را رفتند، اوست که هدایت‌شان می‌کند تا به سعادت برسند و اگر راه کفر را رفتند، اوست که آنها را سوی ضلالت و جهنم می‌برد، و در این وسط انسان فقط انتخاب راه می‌کند.

ج – آیه دلالت دارد بر این که خداوند متعال به جبر و به زور، هدایت نمی‌کند، نه این که دخالت نمی‌کند، بلکه می‌فرماید: نعمات اولیه را من می‌دهم، اگر شاکر بودید، باز هم می‌دهم و اگر شاکر نبودید، هم آن نعمت را ضایع کردید و هم من دیگر مضاعفش را نمی‌دهم؛ و اگر پس از خواب غفلت، بیدار شدید، توبه کردید، علیه ظلم قیام کردید و ...، باز هم می‌دهم. پس باز همه "فعل" خداست.

این مفهوم در آیه ذیل که با همان مضمون آیه‌ی مورد بحث می‌باشد، به صورت واضح و روشن بیان شده است:

«ذَلِکَ بِأَنَّ اللّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِّعْمَةً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُواْ مَا بِأَنفُسِهِمْ وَأَنَّ اللّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ» (الأنفال، 53)

ترجمه: این (عذاب‏ها براى مشرکان) از آن روست که خداوند (طبق سنّت جاریه خود) بر آن نیست که نعمتى را که بر قومى ارزانى داشته تغییر دهد (از آنان سلب کند) تا آنکه آنها آنچه در خود دارند (از حالات صالحه) تغییر دهند، و مسلّما خداوند شنوا و داناست.

مضافاً بر این که آیه باز تصریح دارد: خداست که نعمت را می‌دهد – خداست که باز پس نمی‌گیرد – خداست که تغییر می‌دهد. پس خدا دخالت نمی‌کند، معنایی ندارد.

د – اگر قرار بود که خداوند متعال دخالت نکند [که البته خارج کردن خداوند سبحان، از ربوبیت که مستلزم دخالت می‌باشد، یک محال عقلی و بالتبع شرک هم هست]، نه امر به قیام علیه ظالمین می‌نمود و نه به مؤمنین وعده می‌داد که «إِن تَنصُرُوا الله یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ - اگر خدا را یارى کنید یاریتان مى‏کند و گام‌هایتان را استوار مى‏دارد/ محمد ص، 7». بی‌تردید نصرت خدا یا عدم نصرت خدا، هر دو دخالت خداوند منّان است.

ﻫ – خب حالا سؤال کنیم که آیا خداوند سبحان، فقط پس از اشغال سرزمین فلسطین توسط تروریست‌های صهیونیست، دیگر دخالت نمی‌کند، یا همان موقع که نقشه اشغال از سوی انگلیس و متحدان ترسیم شد نیز دخالت نمی‌کرد؟! اگر بگویند: دخالت نمی‌کرد، و بالتبع الان هم دخالت نمی‌کند، یعنی هر کسی هر کاری که دلش خواست می‌کند، خب حالا چرا به قیام فلسطینیان اعتراض داشته و ناراحتید؟ شما این سرزمین را غصب کردید و اکنون فلسطینی‌ها می‌خواهند که بازپس بگیرند. اما، اگر بگویند که خدا دخالت می‌کرد، ادعای خود را مبنی بر عدم دخالت خدا نقض کرده‌اند.

پس همان موقع نیز اراده و مشیت الهی، مبنی بر این که اگر قومی به خواب غفلت فرو روند – اگر مسلمانان متحد نشوند – اگر کفار و طواغیت و فراعنه را به ولایت و سرپرستی بگیرند – اگر دائماً موضع مخالفت و دشمنی با شیاطین نداشته باشند و ...، تحقق یافت – اکنون نیز اراده و مشیّت و سنّت الهی مبنی بر این که اگر مسلمانان آگاه و بیدار و بصیر شوند – اگر قیام کنند – اگر علیه کفر و ظلم بستیزند – اگر با هم متحد شوند و ...، خدا آنان را یاری می‌کند و شیطان، هر چقدر هم که به ظاهر قدرتمند باشد، هیچ غلطی نمی‌تواند بکند

«إِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطَانٌ عَلَى الَّذِینَ آمَنُواْ وَعَلَى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ» (النّحل، 99)

ترجمه: چرا که او (شیطان) را بر کسانى که ایمان آورده‏اند و بر خداى خود توکل مى‏کنند تسلطى نیست.

فلسطین و اسرائیل:

در سؤال فوق، دو معنای غلط دیگر به صورت مستتر القا شده است، یکی این که "ملت اسرائیل اراده کرده است" و دیگر آن که "ملت فلسطین اراده نکرده است"، و بعد هم "خدا" فاکتور گرفته شده که «دخالت نمی‌کند»، خب هر سه بیان و در نتیجه استدلال غلط است.

اول آن که اصلاً چیزی تحت عنوان "ملت اسرائیل" نبود که به بخواهد اراده هم بکند. هر چه بود، همان ملت فلسطین و در کشور فلسطین بود که بیش از 90 درصد جمعیت آنها مسلمان بود، حدود 7 درصد مسیحی بودند و 3 درصد یهودی. پس بدیهی است که ملت فلسطین چنین اراده‌ای نکرده بودند. ملت سه درصدی یهود هم چنین اراده‌ای نکرده بود.

دوم آن که این اراده انگلیس، پس از جنگ جهانی بود که در تقسیم دنیا برای تحقق اهداف کلان بعدی جهت سلطه بر کل جهان بود که اکنون نیز تحت عنوان اراده‌ی امریکا، ادامه می‌یابد.

سوم آن که اکنون نیز چیزی تحت عنوان ملت اسرائیل، مشروعیت ندارد. کدام ملت اسرائیل؟ یکی عده مهاجر؟! چطور شد ملت فلسطین (به ویژه مسلمانان) ملت نبودند و باید از سرزمین خودشان اخراج یا کشته می‌شدند، اما ناگهان نام فلسطین شد کشور اسرائیل و یک عده مهاجر یهودی از انگلیس، روسیه، لهستان، آلمان، فرانسه، آفریقا و ...، شدند ملت اسرائیل؟! هنوز که هنوز است جمع یهودیان سرزمین فلسطین، به رغم اخراج و کشتار میلیون‌ها مسلمان، و با احتساب تمامی مهاجران چند ملیتی، به 30 درصد هم نمی‌رسد.

دعا برای نجات فلسطین:

مبحث دعا، چه در مورد نجات یک قوم از ظلم فراعنه و ظالمین باشد و چه برای هر موضوع دیگری باشد، مبحث مستقلی است که قبلاً زیاد بحث شد. اما حالا دقت کنید که آیا پیام این شبهه، فقط فلسطین است، یا به همه امور تعمیم می‌یابد، اما مصداقش را فلسطین می‌گذارند تا بهره‌ی خود را ببرند و حتی مانع از کمترین اقدام و همسویی که در دعا محقق می‌شود، گردند.

یک - اگر خدا دخالت نمی‌کند، فقط اسرائیل غاصب نیست، پس در هیچ کاری دخالت نمی‌کند، پس اصلاً دعا برای هیچ نیازی معنا و مفهوم و اثری ندارد. پس می‌خواهند کلاً باور به خدا و ربوبیت او و دعا را از ما بگیرند.

دو – برای این که بگویند خدا دخالتی نمی‌کند، به آیه قرآن [البته با ترجمه غلط و تفسیر به رأی] متوسل می‌شوند، خب اگر قرآن و آیات را ملاک می‌گیرند، در همان قرآن تصریح شده که بسیار دعا کنید – دعا نکردن از استکبار است – دعا کنید تا مستجاب کنم – اگر دعاهای شما نبود، خدا نظر لطفی به شما نمی‌کرد و ... . خب، چطور شد؟ آیا خدا در همه جا و هر امری دخالت می‌کند و فقط در مورد جنایات رژیم اشغالگر دخالت نمی‌کند؟!

سه – می‌خواهند ما را از کمترین کار برای نجات فلسطین که دعا کردن است نیز ناامید کنند و القا کنند که حتی خدا هم کاری برای شما نمی‌کند. پس دعا هم نکنید. تا اینگونه حتی ظواهر و شعایر دفاع از فلسطین را نیز از بین ببرند.

چهار – می‌خواهند تفکر به نجات فلسطین را از ما بگیرند، چرا که می‌دانند دعا یعنی خواست قلبی – پس اگر قلب چیزی را نخواست، به دنبالش هم (در عمل) نمی‌رود.

نکته:

ببینید که این صهیونیست‌های شیطان‌پرست، چقدر در مبارزه و جنگ با مسلمانان، دقیق، حساس و متعصب هستند. فقط از بمب و موشک و خمپاره و ترور و آدم‌ربایی و کودک کُشی و تحریم‌های اقتصادی استفاده نمی‌کنند، بلکه حتی می‌دانند دعا یک سلاح مؤثر در دست مسلمانان است و به آنها جهت و امید نیز می‌دهد، و می‌خواهند در این موضع نیز مسلمانان را خلع سلاح کنند.

ای کاش ما مسلمانان نیز اینقدر دقیق، هوشیار، بصیر و مؤمن به اعتقادات حقه خود و حساس در مبارزه با دشمنان خدا، اسلام و مسلمین گردیم.


/ 0 نظر / 87 بازدید